پیام آذری - عصر ایران / متن پیش رو در عصر ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
هاشمی با بیان اینکه «باید راهی پیدا کرد که این گاو خشمگین از اتاق بیرون برود»، گفت: «هیچکس در کشور مخالف اصل مذاکره نیست و امروز میتوان گفت بیش از ۹۰ درصد ساختار سیاسی کشور درباره اصل مذاکره همصداست؛ مسئله اصلی این است که راهحلی پیدا شود تا از وارد آمدن خسارتهای بیشتر به ایران جلوگیری شود.»
بازار ![]()
نسترن فراهانی| در حالی که بحث چگونگی پایان دادن به تبعات جنگ اخیر، مسیر مذاکرات و نحوه مواجهه ایران با شرایط جدید منطقهای و بینالمللی به یکی از مهمترین مباحث فضای سیاسی کشور تبدیل شده است، محسن هاشمی در گفتوگویی تفصیلی با خبرنگار سیاسی عصر ایران تلاش کرد با ارائه تحلیلی از شرایط موجود، ضرورت بهرهگیری از عقلانیت سیاسی برای جلوگیری از تحمیل هزینههای بیشتر به کشور را تشریح کند. وی در این گفتوگو ضمن دفاع از اصل مذاکره، به انتقاد از فضاسازیهای صورتگرفته علیه مذاکرهکنندگان پرداخت و تأکید کرد که در ساختار سیاسی کشور مخالفتی با اصل مذاکره وجود ندارد و نگرانیها بیشتر متوجه نحوه تأمین منافع ملی در روند گفتوگوهاست.
محسن هاشمی، فعال سیاسی اصلاح طلب و رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی در رابطه با شرایط پس از جنگ، روند مذاکرات و الزامات ورود به یک راهحل سیاسی برای جلوگیری از خسارتهای بیشتر، با اشاره به یادداشت خود با عنوان «پس از گاو خشمگین؛ عقل سلیم» اظهار کرد: اگر بخواهیم به آن یادداشت برگردیم، فرض بر این است که یک گاو خشمگین وارد اتاق یک خانه شده است. در شرایطی که به دلیل وضعیت موجود، امکان دسترسی به همه جای اتاق را دارد، به اعضای خانواده آسیب میزند، آنها را زخمی و شهید میکند و به داراییهای خانه صدمه میزند.
وی افزود: این گاو راه خروجی هم ندارد، چراکه در باتلاقی که خودش ایجاد کرده گرفتار شده است. خودش این حرکت را آغاز کرده، خودش وارد این وضعیت شده و اکنون برای خروج از آن به در و دیوار میزند و در این میان همچنان به افراد، داراییها، رهبران و فرماندهان آسیب وارد میکند.
هاشمی با بیان اینکه عقل سلیم در چنین شرایطی حکم میکند که راهی برای خروج این گاو پیدا شود، گفت: اگر این گاو در همان اتاق باقی بماند، یا باید دست از آسیب زدن بردارد یا باید راهی برای خروجش پیدا شود. اصل ماجرا این است که عقل سلیم حکم میکند راهی پیدا کنیم که این گاو خشمگین از اتاق خارج شود تا خسارت بیشتری به خانه، خانواده و داراییهای آنها وارد نشود.
وی ادامه داد: اینکه این راه چگونه پیدا شود، نیازمند بررسی شرایط و وضعیت موجود و حرکت بر مبنای عقلانیت است. باید به توافقی رسید که طرف مقابل نیز احساس کند به دستاوردی رسیده است. آمریکا از حمله به ایران انتظارات مشخصی داشت؛ تصور میکرد میتواند تغییر نظام سیاسی ایجاد کند، ساختار مورد نظر خود را بر سر کار بیاورد و به اهدافی که برای ایران طراحی کرده بود برسد.
هاشمی اظهار کرد: نتانیاهو تصویری از یک پیروزی آسان به آمریکاییها نشان داده بود. آنها تصور میکردند با هدف قرار دادن رهبر شهید، فرماندهان و برخی زیرساختها میتوانند به اهداف خود دست پیدا کنند، اما به هیچیک از این آرزوها نرسیدند و اکنون خودشان نیز در وضعیتی گرفتار شدهاند که برای خروج از آن مدام به در و دیوار میزنند.
وی افزود: آنها برای آنکه بتوانند خود را پیروز نشان دهند، به دنبال اقدامات جدید هستند؛ از فعال کردن محاصره دریایی گرفته تا تلاش برای وارد کردن دیگران به میدان. در حالی که کسانی که با عقلانیت به موضوع نگاه میکردند از ابتدا میدانستند این مسیر به نتیجه نخواهد رسید.
این چهره سیاسی ادامه داد: برخی تصور کردند منظور من از این تحلیل آن است که باید به ترامپ امتیاز داد یا او را از شرایط فعلی نجات داد، در حالی که مقصود من این نبود. منظور این بود که ترامپ در وضعیتی قرار گرفته که ممکن است برای جبران ناکامیهای خود خسارتهای بیشتری به ایران وارد کند و ما باید راهی پیدا کنیم که مانع از وارد شدن این خسارتها شویم.
وی گفت: برخی نیز این پرسش را مطرح کردند که اگر برای راضی کردن طرف مقابل لازم باشد امتیازاتی داده شود که اصولاً نباید داده شوند، چه باید کرد؟ پاسخ من این بود که اگر مثلاً خواسته آنها توقف کامل غنیسازی بود، امروز خودشان نیز از آن موضع عقبنشینی کردهاند. اکنون بحثهای دیگری مطرح است و من نمیخواهم وارد جزئیات مذاکرات شوم، چراکه این موضوع در حوزه تصمیمگیری مذاکرهکنندگان، سیاستمداران و رهبران کشور قرار دارد و آنها باید با بررسی دقیق شرایط به راهحلی برسند که مانع از آسیب بیشتر به ایران شود.
هاشمی تصریح کرد: برخی میگویند اگر در یک توافق، موضوعی را پذیرفتیم که مطلوب نبود، چه باید کرد؟ پاسخ روشن است؛ هیچ تفاهمنامه یا قراردادی در سیاست برای همیشه پایدار نیست. همانطور که ترامپ از برجام خارج شد، در سیاست نیز امکان بازنگری در توافقات وجود دارد. اگر در شرایطی خاص تصمیمی گرفته شود تا از آسیبهای بیشتر جلوگیری کند، در شرایط جدید نیز میتوان آن را مورد بازنگری قرار داد.
وی در پاسخ به پرسشی درباره جریانهایی که همچنان با مذاکره مخالفت میکنند، اظهار کرد: در شرایط فعلی هیچکس مخالف اصل مذاکره نیست. هرچند ممکن است شعارهایی مطرح شود، اما در میان دستاندرکاران سیاسی کشور مخالفتی با اصل مذاکره وجود ندارد. در اواخر دوران رهبر شهید، مذاکرات آغاز شد و با تأیید ایشان مقرر شد مذاکرات به صورت غیرمستقیم دنبال شود و همواره این بحث وجود داشت که اگر نتایج مثبت حاصل شود، حتی امکان مذاکرات مستقیم نیز وجود خواهد داشت.
هاشمی افزود: بنابراین اصل مذاکره در کشور محل اختلاف نیست. آنچه گاه با ادبیات تند مطرح میشود، نگرانی از این است که در مذاکرات امتیازات نقد داده شود و در مقابل وعدههای نسیه دریافت شود. برخی بر اساس برداشت خود از پیامها و مواضع رهبری تأکید میکنند که مذاکرهکنندگان مراقب باشند باج نقد ندهند و وعدههای آینده دریافت نکنند.
وی ادامه داد: من تصور نمیکنم مسئولان کشور نسبت به این موضوع بیتوجه باشند و حتماً این ملاحظات را در نظر دارند. امیدوارم به گونهای عمل شود که کشور از این جهت دچار مشکل نشود.
هاشمی درباره موضوع چندصدایی در کشور نیز گفت: من معتقد نیستم که امروز چندصدایی مؤثری از داخل کشور به بیرون منتقل میشود. آنچه وجود دارد، نگرانی برخی افراد نسبت به کیفیت مذاکرات است. بعضیها به دلیل دسترسی نداشتن به اطلاعات کامل یا مشاهده برخی پیشنویسها، نگرانیهای خود را با صدای بلند در فضای سیاسی و مجازی مطرح میکنند.
وی افزود: مسئولانی که درگیر مذاکرات هستند و کسانی که باید روند امور را برای افکار عمومی توضیح دهند، باید فعالتر عمل کنند و با اطلاعرسانی مناسب، زمینه کاهش این نگرانیها را فراهم کنند. اگر این نگرانیها پاسخ داده نشود، همواره امکان بهرهبرداری سیاسی از آن وجود خواهد داشت.
رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی تصریح کرد: در سیاست معمولاً کسانی که میخواهند سهم بیشتری از قدرت داشته باشند، از شعارهای تند استفاده میکنند. این مسئله مختص امروز نیست و در دورههای مختلف نیز وجود داشته است. بسیاری از همین افراد اگر خودشان در موقعیت تصمیمگیری قرار بگیرند، ناچار به مذاکره خواهند شد؛ همانطور که در گذشته نیز چنین بوده است.
وی ادامه داد: واقعیت این است که بسیاری از مذاکرات ایران زمانی که به مراحل مثبت نزدیک شدهاند، با بدعهدی طرف مقابل مواجه شدهاند. طرفهای خارجی در مقاطعی به تعهدات خود عمل نکردهاند و ایران نیز متناسب با آن واکنش نشان داده است.
هاشمی گفت: به همین دلیل معتقدم امروز در کشور درباره اصل مذاکره میتوان از نوعی اجماع سخن گفت و شاید بیش از ۹۰ درصد مجموعه حاکمیت و نیروهای سیاسی درباره اصل مذاکره همنظر باشند.
وی افزود: اساساً مذاکره امروز درباره مسائل اصلی و بنیادین نیست، بلکه درباره پایان جنگ، جلوگیری از تکرار جنگ و ایجاد شرایطی است که کشور دوباره درگیر چنین وضعیتی نشود. نگرانی برخی جریانها نیز این است که مبادا در این مسیر امتیازی نقد داده شود و در مقابل صرفاً وعده دریافت شود.
محسن هاشمی در ادامه با اشاره به تفاوت شرایط سیاسی آمریکا در دورههای مختلف ریاستجمهوری دونالد ترامپ اظهار کرد: ترامپ سال ۲۰۱۸ با ترامپ سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ تفاوتهایی دارد. در آن مقطع فرصت حضور در یک دوره متوالی دیگر را به دست نیاورد و شاید اگر آن فرصت را پیدا میکرد، همین مسیر فشار نظامی را زودتر دنبال میکرد.
وی افزود: یکی از دلایل ناکامی او در کسب مجدد قدرت، تحولات مرتبط با ایران بود و اکنون نیز یکی از نگرانیهایش این است که شکستهای اخیر بر آینده سیاسی جمهوریخواهان اثر بگذارد.
هاشمی گفت: یکی از دلایلی که امروز حاضر شده وارد مذاکره شود، ناکامی در تحقق اهدافی نظیر تغییر نظام سیاسی در ایران است. از سوی دیگر مشکلات اقتصادی آمریکا نیز شرایط جدیدی ایجاد کرده است. ضعف آمریکا در برابر جهان بیش از گذشته آشکار شده و این مسئله برای افکار عمومی آمریکا خوشایند نیست.
وی ادامه داد: مشکلات اقتصادی، تورم و افزایش هزینههای زندگی در آمریکا میتواند در آینده سیاسی جمهوریخواهان تأثیرگذار باشد و از این جهت شرایط فعلی یک امتیاز برای ایران محسوب میشود که باید با عقلانیت از آن استفاده کرد.
هاشمی تصریح کرد: من مذاکرهکننده نیستم و به جزئیات مذاکرات دسترسی ندارم، بنابراین درباره بندهای احتمالی آن اظهار نظر نمیکنم، اما میتوانم بگویم شرایط فعلی برای ایران شرایط مثبتی است. مردم ایران امروز احساس پیروزی دارند و این یک سرمایه مهم ملی است. اگر از این احساس پیروزی بهدرستی استفاده نشود، ممکن است در آینده در شرایطی قرار بگیریم که جامعه با احساس شکست ناچار به پذیرش برخی شرایط شود و این به نفع ایران نخواهد بود. بنابراین باید با تدبیر، عقلانیت و درک صحیح از شرایط موجود تصمیمگیری شود تا این فرصت در خدمت منافع ملی قرار گیرد.