پیام آذری - کیهان / «ایستادگی ملی محصول اعتماد است مراقب آن باشیم» عنوان یادداشت روز در روزنامه کیهان به قلم سعدالله زارعی که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
پایه وحدت و همبستگی در هر کشور و میان هر ملت، اعتماد است. در جامعه دینی، این واژه دامنه معنایی وسیعتری دارد چرا که با اعتماد به خداوند متعال و اعتماد به اصول شروع شده و در موضوعات دیگر که اختصاص به جامعه دینی ندارد، گسترش مییابد. این جمله را از امام عالیقدر شهید خود زیاد شنیدهایم «ما به تحقق وعدههای خدا اعتماد داریم.» در قرآن کریم هم به توکل- اعتماد- به خداوند توصیه فراوانی شده است. اعتماد به اصول و چارچوبهای دینی هم با متدین بودن انسان در هم آمیخته شده است. در اینجا منظور ما از اعتماد به اصول، اعتقاد به ناجح بودن آنهاست. یعنی - مثلاً- باید اعتقاد داشته باشیم پیروی از امام صالح، نصرت حتمی الهی را در پی میآورد و مخالفت با او سبب سلب توفیق و رحمت و برکت میشود.
اعتماد در جامعه دینی البته یکسویه نیست؛ حقی جاری بین مردم و حاکمان است. حضرت امیرالمؤمنین علیابن ابیطالب علیهالسلام در نهجالبلاغه خطاب به مردم، حقوق آنان بر خویش و حقوق خویش بر ایشان را بر شمرده است. در جامعه دینی مردم باید در اِعمال آنچه توسط زمامدار حق- امروز ولیفقیه- اجرا میشود، و نیز به دولتمردانی که تحت نظر او و برای اجرای آنچه او در نظر دارد، فعالیت میکنند، اعتماد داشته باشند. متقابلاً زمامدار و مقامات تحت امر او باید به مردم در اموری که به آنان مربوط میشود، اعتماد داشته باشند و ضمناً جوری عمل کنند که خروجی اقداماتشان، افزایش اعتماد مردم باشد. اعتماد امام راحل به مردم تا آنجا بود که- نقل به مضمون- فرمودند رأی مردم متبع است ولو آنکه ما آن را خطا بدانیم و واقعا خطا هم باشد. اعتماد امام شهید هم تا آنجا بود که- نقل به مضمون- فرمودند اگر حادثهای پیش بیاید، خلأ رهبری را خود مردم پر میکنند و دیدیم که پر کردند که خود این دو جلوه شکوهمند داشت؛ یکی رهبری ۹ روزه ملت بر کشور و دیگری گرایش شدید به انتخاب امام مجتبی خامنهای- حفظهالله تعالی- پیش از آنکه مجلس خبرگان ایشان را با رأی بسیار بالا انتخاب کند.
در این میان کسانی که به تعبیر امام شهید، میدان عمل و یا منبر و سخنگاهی دارند باید خروجی کردار و گفتارشان لزوماً در جهت افزایش اعتماد میان حکومت و مردم باشد و اگر رنگ و بوی
دیگری داشت اگر از سوی مقامات کشور باشد بدون تردید، انحراف و اگر از سوی تریبونداران باشد، فتنهانگیزی است. اصل غیر قابل خدشه و اولین ضروری، حفظ انسجام جامعه متدینین است، بعد پای موضوعات دیگر به میان میآید. البته این به معنای آن نیست که در حکومت دینی نباید به زمامداران انتقاد کرد. از قضا در حکومت دینی، رفتار زمامداران بیش از هر نوع حکومت دیگری در معرض نقد مصلحانه است. چیزی که در اینجا مهم است، نتیجه عمل مسئولان و نتیجه نقد و نصیحت آنان است که باید لزوماً به افزایش اعتماد بین مردم و حکومت منتهی گردد. نه اینکه نتیجه عمل، ایجاد اختلاف و نتیجه نقد، اعتمادزدایی از مسئولان باشد.
البته اعتماد ارتباط مستقیمی با آگاهی دارد کما اینکه در سوره مبارکه کهف در گفتوگوی میان جناب موسیابن عمران و جناب خضر به آن تصریح شده است. در آیه ۶۸ این سوره به نقل از جناب خضر و خطاب به جناب موسی علیهماالسلام میفرماید، چگونه صبر خواهی کرد- یعنی چگونه همراهی میکنی- بر آنچه احاطه علمی- یعنی آگاهی کافی- به آن نداری (و کیف تصبرُ علی ما لم تُحِط به خُبراً) امیر مؤمنان علیهالسلام- در خطبه ۲۱۶ نهجالبلاغه- در حین جنگ صفین، در مقام بیان مسئولیتهایی که در قبال مردم بهواسطه حاکم شدن بر آنان بر دوش دارد، با این عبارت شروع کرد «فامّا حقکم علیَّ فالنَّصیحه لکم» و در بند سوم آن فرمودند «و تعلیمکم کیلا تجهلوا». به عبارت دیگر، از چهار حقی که برای مردم بر حکومت بر شمردند، دو مورد آن در حوزه آگاهیبخشی به مردم بود و ناگفته معلوم است که این دو مورد هم آگاهیبخشی در مسایل حکومتی بوده نه مسائل عمومی که وظیفه هر واعظی است. در ادامه همین خطبه، امامالمؤمنین چهار مورد هم از حقوق خویش بر مردم بر شمردهاند که اول و دوم آن، وفادار بودن و مدافع سیاسی او بودن است که ذیل اعتماد مردم به حکومت قابل خلاصه میباشد. (اما حقی علیکم فالوفاءُ بالبیعه، والنصیحهُ فی المشهدِ و المغیبِ، والاجابهُ حینَ ادعوکم، والطاعهُ حینَ آمُرُکُم.)
از زمان حکومت امام علی علیهالسلام بیش از ۱۴۰۰ سال فاصله داریم و میان جامعه و جهان محدود آن روز و جامعه و جهان بسیار گسترده امروز فاصله زیادی وجود دارد. آن روز اگر کسی میگفت از یک فرسخی هم میتوان حرف گوینده را شنید، به سُخره گرفته میشد، اما امروز، حرف در لحظه به آسمان میرود و به زمین بر میگردد و شنیده میشود. وقتی مهمترین لازمه اداره یک حکومت در جامعهای با مختصات جامعه زمان امیرالمؤمنین، اعتماد دو جانبه میان مردم و حکومت است، لزوم توجه به موضوع آگاهی و دانایی مردم برای جلب اعتماد آنان در زمانه و جامعه ما صدها برابر است.
الان که ما در میانه جنگ هستیم پس از عنایات خداوند متعال، اتصال شدید مردم به حکومت و تبدیل شدن آن به رکن دوم پیروزی، مرهون آگاهی پیدا کردن مردم از ماهیت و خطرات بزرگ این جنگ بود. کما اینکه استمرار حضور مردم عزیز در بیش از صد شب هم ناشی از شدت آگاهی آنان بوده است. در این بین رئیسجمهور خبیث آمریکا برای آنکه این رکن مهم پیروزی جبهه حق را بشکند، شخصا عملیات روانی و کار روی ذهن ایرانیان را در دست گرفته و آنقدر حریصانه این کار را انجام میدهد که تو گویی هیچ کار دیگری ندارد و از حق نگذریم تاثیراتی هم در خارج کردن مرجعیت خبری از دست ما بر جای گذاشته است. در اینجا سخن این است که مقامات مسئول در کشور ما در فعل و عمل کجای ماجرای آگاهیبخشی و جلب اعتماد مردم هستند؟
خیلی واضح است که در موضوع حساس مذاکرات امنیتی کنونی برخی از کوتاهیها صورت گرفته و حال آنکه در کنار نکات منفی، نکات خوبی هم وجود داشته که بیان آنها توسط مقامات کشور میتوانست از بگو مگوهای فرساینده و شبههپراکنیها جلوگیری کند. تیم باید در هر مقطع در بیانیه رسمی روشنی- و نه خیلی دیپلماتیک- خطاب به ملت عزیز میگفت الان این جای کاریم و این مشکلات وجود دارد. در این صورت ظرفیتهای جامعه به جای قرار گرفتن در چرخه بحثهای مخرب به کمک مسئولان برای رفع موانع به میدان میآمد.
در کنار این موضوع روشن است که نظام به دلیل بیاعتمادی به آمریکا، مصمم به استیفای حقوق ایران و قدرتمند برای تحقق آن است. این حقوق در بیانیه دهبندی ۱۹ فروردین شورای عالی امنیت ملی کشور آمده است. اقدام عملی و مواضع اعلامی مقامات کشور باید در چارچوب بیانیه مذکور، طوری صورت میگرفت و طوری صورت گیرد که از یکسو به مردمی که در معرض بمباران خبری دشمن هستند، اطمینان میداد و مانع آسیب وارد شدن به اعتمادشان میشد و از سوی دیگر به دشمن عهدشکن یادآور میشد که اگر با مذاکرات به حقوق ایران تن ندهد و یا درصدد خدعه و دبه باشد، در میدان عمل بر او تحمیل خواهد شد.
مثلاً در پرونده لبنان که یکی از دو حساسترین موضوعات و شکنندهترین موارد توافق احتمالی است، ایران میتواند اعلام کند در حال تدوین ضربالاجل و تنظیم جدولی است که بر اساس آن رژیم جنایتکار و متجاوز اسرائیل موظف خواهد شد بهطور کامل از همه مناطق اشغال شده لبنان خارج شده و برای همیشه حمله به لبنان و ورود به حریم هوایی، دریایی و زمینی آن را کنار بگذارد. در غیر این صورت در پایان ضربالاجل، حمله گسترده نظامی جبهه مقاومت به اسرائیل شروع و تا اخراج کامل آن ادامه مییابد.
بازار ![]()