پیام آذری - روزنامه جوان / «غبار معاصرت بر چهره رهبر مظلوم مقتدر» عنوان یادداشت روز در روزنامه جوان به قلم محمدجواد اخوان که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتالله امام سیدعلی خامنهای، تعبیری در باب امیرالمؤمنین امام علی (ع) دارند و آن «مظلوم مقتدر» است؛ دو مفهوم که در ظاهر با یکدیگر تناقض و تعارض دارند، اما در شخصیت وجودی امیرالمؤمنین (ع) یکجا جمع شدهاند. ایشان در عین اقتدار، مظلوم بودند و این تعبیر را در مورد جمهوری اسلامی نیز به کار میبرند: «نظام جمهوری اسلامی با حملات گوناگون سیاسی، اقتصادی، نظامی، امنیتی از بین نمیرود بلکه روزبهروز هم قویتر میشود؛ تا امروز که نظام جمهوری اسلامی نظامی است بهمعنای واقعی کلمه مقتدر. البته نظام اسلامی، هم مقتدر است، هم مظلوم است. این اقتدار نظام، منافاتی ندارد با مظلومیت؛ مثل امیرالمؤمنین: حاکم مقتدرِ نظام اسلامی در زمان خود، اما درعینحال مظلومترین مظلومان؛ نظام جمهوری اسلامی هم همینجور است.»
نگارنده معتقد است که شخصیت خود امام مجاهد شهید آیتالله سیدعلی خامنهای نیز «مظلوم مقتدر» بود. ایشان با آنکه شخص اول حکومت و قریب به ۳۷سال در مسند رهبری بودند، ذرهای برای مطرح کردن و برجستهسازی خود تلاش نکردند. در عوض، تمام همت و جهادشان مصروف برجستهسازی خط اصیل اسلام ناب محمدی (ص) شد.
نشانهاش این است که از همان آغازِ به دست گرفتن رهبری، تعبیر «امام» را برای خود به کار نبردند و به احترام امام خمینی (ره) اجازه ندادند این لفظ برای ایشان به کار رود. همچنین تا زمانی که مراجع بزرگ تقلیدِ سالهای نخست رهبریشان در قید حیات بودند، از چاپ رساله عملیه (توضیحالمسائل) خودداری کردند و صرفاً برای مقلدان خارج از کشور که با شرایط مستحدثه متفاوتی روبهرو بودند، به استفتائات پاسخ میدادند. منصوبان امام (ره) و کسانی را که از ایشان حکم داشتند نیز تا پایان دوره مسئولیتشان و گاه تا پایان عمر، بر سر کار نگاه داشتند.
با آنکه اختیار ولایت مطلقه فقیه را مبتنی بر قانون اساسی در اختیار داشتند، به سازوکارهای قانونی و مردمسالارانه توجه کامل نشان میدادند و از نهادهای مشورتی، مانند مجمع تشخیص مصلحت نظام، حداکثر بهره را میبردند. ترکیب مجمع را کاملاً متنوع از سلایق مختلف سیاسی و فکری داخل نظام قرار دادند، بهگونهای که به هیچیک از گرایشها و دستههای سیاسی خاص تعلق نداشته باشد. در چند مقطع مهم و حساس سیاسی از رأی مردم پاسداری کردند و اتفاقاً گاه نتیجه آرای مردم کسانی بودند که نتوانستند روابط خوبی با رهبر انقلاب شکل دهند.
در تعامل با دولتها نیز فارغ از گرایش سیاسی آنان و نوع نگاهشان به رهبری و ولایتفقیه، حداکثر تعامل مثبت را داشتند و از آنان حمایت میکردند. جالب آنکه غالب موارد صدور حکم حکومتی از سوی ایشان، برای رفع نیازمندیهای اجرایی دولتها بود، نظیر برداشتهایی که از صندوق توسعه ملی صورت میگرفت. ایشان در سایر مصادیق تنها در مواردی که خطرات بزرگی اصل انقلاباسلامی را تهدید میکرد، از ابزار حکم حکومتی استفاده کردند.
با وجود آنکه در ماجرای برجام به امریکا خوشبین نبودند، به پیشنهاد دولت وقت به این فرایند احترام گذاشتند و اجازه دادند آن تجربه شکل بگیرد. حتی در برابر ناتوانی تیم مذاکرهکننده وقت در رعایت همه خطوط قرمز تعیینشده نیز شخصاً انعطاف نشان دادند. ایشان از اقتدار قانونی کافی برای تصمیمات یکنفره برخوردار بودند، اما همواره به ساختار خبرگی و کارشناسی کشور عنایت داشتند. اینها همه در حالی بود که در تبلیغات منفی جریان ضدانقلاب، به دیکتاتوری و استبداد رأی متهم میشدند.
در سالهای نخست دوره ولایت ایشان، غربیها که تجربه برجسته شدن امام راحل عظیمالشأن را داشتند، سعی کردند با بایکوت رسانهای مانع از شنیده شدن پیام و دیده شدن شخصیت ایشان در جهان شوند. اما عملاً پس از چند دهه، آنگاه که قدرت جمهوری اسلامی از تراز منطقهای نیز فراتر رفت، ناچار به اعتراف به قدرت ایران و البته شخصیت قدرتمند رهبری آن شدند و به تخریب گسترده شخصیت ایشان در سطح ملی و بینالمللی روی آوردند. با اینهمه، دغدغه ایشان صرفاً تحقق آرمانهای اصیل انقلاباسلامی و قدرتمندتر شدن ایران بود، نه پاسخ به توهینها و جسارتهایی که به شخص ایشان میشد. از موضع تواضع در مورد شخص خود و دیدگاههای خود، و از موضع قدرت در مورد انقلاباسلامی، دیدگاهها و مواضع آن، و قدرت ایران وارد میشدند. بهراستیکه تعبیر «مظلوم مقتدر» شایسته ایشان است.
بسیاری از منتقدان ایشان پس از شهادت خونینش به شخصیت او پی بردند و تشییع فراتر از تصور و بیسابقهاش نشان داد که پس از عروج تا چه حد دلها متوجه شخصیت او شده است. خضوع عارفانه ایشان نگذاشت که ما شخصیتشان را چنانکه باید بشناسیم و به نظر میرسد آیندگان، با مرور تاریخ ایران و با کنار رفتن غبارهای «محدودیت معاصرت»، شخصیت ایشان را بیشتر خواهند شناخت.