پیام آذری - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
سیدمهدی طالبی| آمریکا در جنگ با ایران وارد مسیری شده که نه میتواند ادامه دهد و نه از آن بازگردد. بسیاری سیاست ایران را با بازی شطرنج مقایسه میکنند؛ اما آنچه بر سر آمریکای بیتدبیر دوره دونالد ترامپ آمده، فروتر از شطرنج شبیه «دودوزه» شدن است که در آن واشنگتن هر یک از دو مسیر ممکن را برود، بازنده خواهد بود. آماری که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از طریق گفتوگوی سردار حسین محبی، سخنگوی خود با خبرگزاری تسنیم درباره دستاوردهای فیزیکی عملیات نصر-۲ رسانهای کرده، گوشهای از گرفتاری آمریکا در درگیری هفتههای اخیر با ایران را نشان میدهد.
نتایج نظامی
1-نابودی توان پدافندی
پدافند هوایی دشمن از نظر استفاده از موشکهای رهگیر، در ۴ دور عملیات وعده صادق، ۲ دور عملیات نصر و یک دور بشارت فتح، تحتفشار قرار گرفت. طبق گزارش مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS)، ۱۹۰ تا ۲۹۰ فروند از ۳۶۰ رهگیر THAAD (تا ۸۰ درصد)، ۱۳۰ تا ۲۵۰ فروند از ۴۱۰ رهگیر SM-3 (بیش از نیمی) و ۱۰۶۰ تا ۱۴۳۰ فروند از ۲۳۳۰ رهگیر پاتریوت (تا ۶۱ درصد) مصرف شدهاند. بهموازات مجبور کردن دشمن به مصرف موشکهای رهگیر، آسیب به اجزای پدافندی نیز در دستور کار بود. در عملیات وعده صادق-۲، رادار سامانههای پیکان مورد حمله قرار گرفت. در عملیات وعده صادق-۳ فیلمی توسط صهیونیستها منتشر شد که نشان میداد آنها یک پهپاد انتحاری را که در حال حرکت به سمت سامانه پدافندی بوده منهدم میکنند که این امر نشان میداد پدافند دشمن در این عملیات هدفی مهم بوده است. در عملیات بشارت فتح، رادار برد بلند آمریکا در قطر هدف قرار گرفت و همزمان گروههای عراقی چند رادار مورداستفاده دشمن در خاک خود را نابود کردند. بااینحال در جریان دو عملیات وعده صادق-۴ و نصر-۲ انهدام سامانههای پدافندی به شکل جدیتری صورت گرفتند. یک هدف در هر دو عملیات، لایهبرداری از سد پدافندی دشمن در منطقه بود که علاوه بر در دفاع از یک محدوده خاص، در عمل بر دور فلسطین اشغالی تنیده شده و از آن حفاظت میکرد. طبق آمار اعلامی از سوی سپاه پاسداران آسیبهای وارده به پدافند دشمن تنها در عملیات نصر-۲ شامل این موارد است: 7 مرکز فرماندهی و کنترل، 3 سامانه ارتباط ماهوارهای، 6 رادار پدافندی پاتریوت، 3 رادار کنترل و مانیتورینگ هوایی و دریایی، 8 سامانه راداری کشف و اخطار اولیه، 7 رادار دفاع موشکی هوایی، 3 سامانه راداری ایپیاس، 2 رادار ایپیاس، 5 رادار برد بلند، 2 رادار پدافندی و یک مجموعه راداری تاکتیکی.
2- پهپادهای شناسایی-رزمی
بدون پهپادهای شناسایی-رزمی عملیات برای آمریکا دشوار است، زیرا سیستم عملیات هوایی این کشور برای حملات دقیق و پرحجم متکی به زنجیرهای از امکانات ماهوارهای و هواگردها شامل جنگنده، پهپاد و سوخترسان میشود. پهپادها در ساختار دشمن طی جنگهای اخیر چند مأموریت برعهده داشتهاند که مهمترین مورد به شهرهای موشکی باز میگردد. گرچه دشمن به ماهواره برای رصد دسترسی دارد؛ اما قیمت بالا باعث شده آنها به تعداد پهپادها در دسترس نباشند. استفاده از ماهواره انعطاف پهپادها را در نزدیکی، انتخاب زاویه و فعالیت بالا ندارد. پهپادها دو ویژگی دیگر هم دارند که فراتر از اطلاعات مربوط به حوزه عملیات است. آنها با موشکهای همراه خود میتوانند بلافاصله یک هدف را مانند پرتابگر موشکی در حال شلیک مورد اصابت قرار دهند و یا با نشانهگذاری لیزری روی یک هدف، بهدقت موشک و بمب پرتاب شده از جنگنده کمک کنند. در جنگ ۱۲ روزه پهپادهای دشمن صهیونیستی در آسمان شکار میشدند؛ اما در جنگ ۴۰ روزه علاوه بر آسمان، حمله به پهپادها و زیرساختهای پهپادی در دستور کار قرار گرفت. بخش مهمی از عملیات نصر-۲ مربوط به هدفگیری آشیانههای پهپادی بود. در این عملیات 17 پهپاد شناسایی و عملیاتی بر روی زمین در عملیات ایران نابود شدند که 8 فروند بهصورت آکبند در یک سوله نگهداری میشدند و مابقی در جریان هدف قرارگرفتن 6 آشیانه پهپاد امکیو۹ مورد اصابت قرار گرفتند.
3- جنگندهها و سایر هواگردها
انهدام رادارهای هشدار زودهنگام ایران در جریان حمله ۵ آبان ۱۴۰۳ رژیم صهیونیستی، راه را بر امکان سرکوب پدافند هوایی در جنگ ۱۲ روزه گشود. بدون «رادار هشدار زودهنگام فراافقنگر» که میتوانند در برد بالای یک هزار کیلومتر، وقوع حمله هوایی، نوع حدودی پرتابهها و زاویه ورود را تشخیص دهند، هیچکدام از سامانههای پدافندی مانند اس-۳۰۰ و یا ۱۵ خرداد کارایی سابق خود را ندارند. این سامانهها در جنگ ۱۲ روزه مورد سرکوب قرار گرفتند؛ اما باتوجهبه بیفایدهبودن فعالیت در چنین شرایطی، بسیاری بهسرعت در پناهگاهها به حالت ذخیره درآمدند. در فاصله جنگ ۱۲ روزه تا ۴۰ روزه، ایران دو اقدام انجام داد. نخست، ایجاد سامانه نوین پدافندی و دوم، ایجاد تاکتیکهای متناسب با شرایط جدید جنگ. سامانه نوین از سامانه حرارتیاب و موشکهای کوتاهبرد بهره میبرد تا تولید انبوه آن از نظر صنعتی و مالی امکانپذیر باشد. ازسویدیگر، این سامانهها همانند سامانههای راداری، موجی ساطع نمیکردند که از طریق آن دشمن قادر به شناساییشان شود. در حرارتیابی نیز جستوجوگرهای تصویرساز فروسرخ بهجای مادونقرمز که فناوریای قدیمی است، انتخاب شد. مادونقرمز، هواگرد را همانند نقطهای درخشان نشان میدهد؛ اما با جداشدن فلرها که برای فریب در اطراف هواگرد منتشر شده و تولید حرارت میکنند، سامانه مادونقرمز قادر به تفکیک صحنه و تشخیص هدف اصلی نیست. تصویرساز فروسرخ اما تصاویر هواگرد را همانند یک عکس سیاهوسفید ساخته و در صورت انتشار فلر، به دلیل تفاوت عکس قادر به باقیماندن روی هدف اصلی است. سامانه پدافند نوین سپاه در شکار پهپادها و موشکهای کروز که هدف اصلیاش بودند، موفق بود و در ادامه توانست چند جنگنده از جمله یک فروند اف-۳۵ را مورد اصابت قرار دهد.
راهکار دوم، استفاده از سامانههای پدافندی راداری بهصورت چریکی بود. سامانهها با بررسی الگوی کریدورهای پروازی و سایر اطلاعات در نقاط کوهستانی کمین کرده و به دشمن شلیک میکردند. بااینوجود، جنگ الکترونیک قدرتمند جنگندههای دشمن مانع اصابت میشد. خارجماندن سامانههای راداری از معادله و محدودیتهای سامانه نوین پدافندی که مبتنی بر جستوجوی حرارتی بود، ایران را به سمت هدف قرار دادن آفندی جنگندهها و هواگردها بر روی زمین سوق داد. در جنگ ۴۰ روزه تمرکز ایران بر غیرعملیاتی کردن پایگاههای هوایی دشمن در نزدیک مرزها در حاشیه جنوبی خلیجفارس بود. درنتیجه موفقیت این سیاست، آمریکا جنگندههای خود را در اردن و فلسطین اشغالی که دورتر بودند، متمرکز کرد. ایران در عملیات نصر-۱ پایگاه رامات دیوید در فلسطین اشغالی و در عملیات نصر-۲ پایگاههای مختلفی در اردن از جمله فرودگاه ملکحسین در بندر عقبه را هدف قرار داد که آمریکا بر اثر آن، سوخترسانهای خود را از پایگاه رامون تخلیه کرد. طبق اطلاعات اعلام شده توسط سپاه، علاوه بر ۱۷ پهپاد شناسایی-رزمی منهدم شده، یک جنگنده اف15 در داخل شلتر، یک هواپیمای P8، یک هواپیمای ترابری C17 و 8 هواپیمای سوخترسان نیز نابود شدند. زیرساختهایی که برای نابودی هواگردها بر روی زمین مورد اصابت قرار گرفتند به طور کامل شامل این موارد است: 6 آشیانه پهپاد امکیو9، یک سوله آمادهسازی جنگنده اف15، یک سوله پهپادی که 8 پهپاد آکبند در آن بودند، یک آشیانه هواپیمای پی5، 8 آشیانه جنگنده، 4 شلتر جنگنده و 6 رمپ پرواز و توقف.
4- عملیات زمینی
دشمن در جنگ ۱۲ روزه از قدرت هوایی خود استفاده کرد و در جنگ ۴۰ روزه، قدرت دریایی را هم به آن افزود. با ناکامی در تحقق اهداف، دشمن قصد دارد با واردکردن قدرت زمینی به عرصه، با کارت عملیات زمینی هم قمار کند. این کارت در خصوص عملیات گروههای تروریستی مستقر در اطراف مرزهای ایران و به طور ویژه اقلیم کردستان عراق و همچنین عملیات کماندویی در عمق مانند آنچه در اصفهان رخ داد، ناموفق بود. دشمن برایناساس، ۵ محور شامل خوزستان در منطقه خرمشهر-آبادان، جزیره خارک، جزایر سهگانه، ساحل شمال تنگه هرمز یا چابهار را برای تهاجم زمینی انتخاب کرده است. هدف از عملیات در این محورها مانند عملیات اصفهان، یک عملیات کوتاهمدت نیست، بلکه هدف تسلط بر زمین و تصرف آن است. دشمن برای اجرای چنین اقدامی نیازمند خط پشتیبانی آتش هوایی از جنگندهها در ابتدای عملیات و سپس زدن خطوط امدادی ایران است. ازسویدیگر، انبوهی از هواگردهای ترابری و بالگردها باید نفرات و تجهیزات را منتقل کنند. نقطه مهم بعدی، دستگاهها و ایستگاههای ارتباطی برای ارزیابی و اشتراکگذاری اطلاعات و هدایت نیروهاست. ایران علاوه بر درهمکوبیدن هواگردها، به بالگردها و نقاط پشتیبانی عملیات زمینی آسیب رساند. موارد مورد هدف قرار گرفته شامل چنین اهدافی میشود: 6 مرکز تعمیر و نگهداری جنگنده و بالگرد، 3 مرکز پشتیبانی و لجستیک، 12 مخزن سوخت، 17 انبار پشتیبانی تسلیحاتی و قطعات شناورها و هواگردها، 6 زاغه موشکی، 4 سکوی موشکی هایمارس، 6 سکوی پرتاب موشکی، یک ایستگاه پمپاژ سوخت، 2 مرکز مخابرات سیگنالی و یک مرکز دادههای اطلاعاتی. در کنار هدفگیری این نقاط، تضعیف پدافند هوایی دشمن به این معناست که در هر عملیات زمینی، ایران بهشدت سرپلها را درهم کوبیده و باتوجهبه تضعیف توان هوایی، این نیروها در داخل محیط سرزمینی ایران گرفتار خواهند شد.
5- مهمات
والاستریتژورنال پس از آنکه طبق برخی پیشبینیها حمله مجدد آمریکا به ایران در قالب یک جنگ فراگیر رخ نداد، ادعا کرد یک دلیل مهم آن نگرانی از کاهش مهمات دفاعی یا همان موشکهای رهگیر بوده است. طبق این گزارش ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش به دولت اطلاع داده بود کمبود موشکهای رهگیر مانعی بر سر عملیات در ایران نیست؛ اما توانایی برای مقابله با دیگر دشمنان، بهویژه چین، را تضعیف میکند. هرچند کین ادعا کرده موشکهای رهگیر باقیمانده برای یک دور درگیری سنگین با ایران کافیاند، اما او تلویحاً گفته برای جنگیدن در یک دور دیگر و یا در برابر رقبای بعدی، ذخایر کافی وجود نخواهد داشت. ۸۰ درصد رهگیرهای تاد که برای مقابله با موشکهای بالستیک میانبرد توسعهیافته مصرف شده و با وجود تلاش برای افزایش تولید به چند سال زمان برای احیای ذخایر به سطح پیش از جنگ نیاز است. همچنین نیمی از رهگیرهای استاندارد که پدافند ضد موشکی دریاپایه بوده و بهشدت برای دفاع سرزمینی از آمریکا و یا درگیریهای محتمل شرق آسیا نیازند، شلیک شدهاند. تاد و استاندارد گرانترین موشکهای رهگیر هستند که خرید جدید و راهاندازی خطوط تولیدشان به میلیاردها دلار بودجه اضافه و زمان قابلتوجهی وابسته است. مشکل واشنگتن تنها به مهمات رهگیر پیشرفته محدود نمیشود؛ بلکه ذخایر مهمات تهاجمی پیشرفته نیز تحتفشار قرار گرفتهاند. مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) در تحلیلی اعلام کرده آمریکا در جریان جنگ با ایران حدود ۳۷۱۰ تا ۴۵۱۰ فروند از مهمات کلیدی هدایتشونده دقیق را مصرف کرده است. این رقم معادل حدود ۳۱ تا ۳۸ درصد از ذخایر تخمینی این تسلیحات پیش از آغاز جنگ برآورد میشود. طبق سیاست جنگی آمریکا استفاده از مهمات دقیق تنها در مراحل اولیه که پدافند دشمن کماکان فعال است، صورت میگیرد و پس از آن جنگ با مهمات ساده ادامه مییابد؛ اما در جنگ با ایران دشواریها غیرقابلتوصیف بودند. شهرهای موشکی باید مداوم بمباران میشدند و ابعاد برنامه نظامی به دلیل وسعت، تعدد، پراکندگی و زیرزمینی بودن تأسیسات عظیم بود.
این میزان مصرف را میتوان در خصوص موشکهای کروز تاماهاک دید. از این موشک تاکنون ۴۱۵۰ فروند ساخته شده که در زمان آغاز جنگ ذخایر این موشک به ۳۱۰۰ فروند میرسید. مابقی که تعدادش ۱۰۵۰ فروند است در جنگها و عملیاتهای پیشین استفاده شده بودند. در جنگ ۴۰ روزه، در حدود یک هزار تاماهاک استفاده شد که برابر بود با کل مصرف جنگی این موشک از ابتدا تا به امروز. آمریکا در حال حاضر ۲۱۰۰ فروند تاماهاک دارد که احتمالاً با درنظرگرفتن مصادره موقت محمولههای تولیدشده برای متحدان و افزایش نرخ تولید تا چند صد فروندی قابلافزایش باشد. باید در نظر داشت آمریکا در کنار تاماهاک صدها کروز دیگر از انواع پنهانکار را نیز مصرف کرده است.واشنگتن پیشازاین در حمله به عراق، افغانستان، سوریه، لیبی، سودان و درگیریهای بالکان از تاماهاک بهره برده، اما آن درگیریها مختصات متفاوتی نسبت به جنگ با ایران داشتند. نخست آنکه همانند حمله به سوریه و سودان، عملیات آمریکا چندساعته و موردی بود. ازسویدیگر طرفهای متخاصم با آمریکا در چنین درگیریهای وسعت سرزمینی کم، تأسیسات محدودتر و انسجام اجتماعی پایینی داشتند و قادر به تهاجم نبودند. در عراق و افغانستان، تعارض داخلی باعث سقوط حکومتهای مرکزی شد و مبارزان مسلح در هر دو کشور بهوفور حضور داشتند. این باعث میشد عملیات آمریکا مدت زیادی طول نکشد. در مقابل جنگ با ایران متفاوت بود؛ وسعت سرزمینی تا ۴ برابر ایران، انسجام اجتماعی، تأسیسات عظیم و حفاظتشده، استمرار فعالیت پدافندی و مواردی ازایندست باعث شد تا مصرف تاماهاک در جنگ با ایران برابر با ۱۶ عملیات پیشین باشد.