سه شنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۵

سیاسی

عملیات در عراق و گسترش بحران امنیتی خاورمیانه

عملیات در عراق و گسترش بحران امنیتی خاورمیانه
پیام آذری - اعتماد/متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست ابراهیم متقی| در روزهای آغازین جولای ۲۰۲۶ جامعه ایرانی و بسیاری از کشورهای ...
  بزرگنمايي:

پیام آذری - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
ابراهیم متقی| در روزهای آغازین جولای 2026 جامعه ایرانی و بسیاری از کشورهای حوزه منطقه‌ای جنوب غرب آسیا امیدوار بودند که زمینه برای تنظیم «یادداشت تفاهم» سازنده و پایدار حاصل شود. اگرچه یادداشت تفاهم نکات مثبت و موثری برای صلح‌سازی منطقه‌ای را در دستور کار قرار می‌داد، اما به همان میزان از ابهام و شکنندگی عملیاتی نیز برخوردار بود. در نتیجه چنین فرآیندی، روند صلح‌سازی در قالب یادداشت تفاهم، روزهای امیدوارکننده‌ای را برای اقتصاد جهانی و گروه‌های شهروندی ایران به وجود آورد؛ دورانی که بسیار ناپایدار بوده و با نقض ماده 5 یادداشت تفاهم توسط سیاست‌های راهبردی و امنیتی دونالد ترامپ، زمینه برای ازسرگیری عملیات تاکتیکی جدید علیه ایران به وجود آمد.
1. گذار ترامپ از یادداشت تفاهم؛ هدف‌گیری تاسیسات اجتماعی و اقتصادی ایران - محور اصلی تفکر سیاسی و نظامی دونالد ترامپ را «جنگ‌های بی‌پایان» شامل می‌شود. اگرچه ترامپ و بسیاری از مقامات سیاسی و نظامی امریکا به این موضوع اشاره و توجه دارند که جهت‌گیری سیاست خارجی ترامپ بر صلح‌سازی هست، اما امریکا گزینه «دیپلماسی از طریق جنگ» را در دستور کار قرار داده است. در چنین شرایطی، طبیعی به نظر می‌رسد که هرگونه آتش‌بس و یادداشت تفاهم تا زمانی از اعتبار و اثربخشی برخوردار است که ایالات‌متحده به اهداف تاکتیکی موردنظر خود نائل شود. اعاده جنگ ازسوی امریکا را می‌توان به عنوان بخشی از راهبردی دانست که با فراز و نشیب‌های مربوط به حرکت سینوسی جنگ، دیپلماسی، آتش‌بس و منازعه جدید همراه خواهد شد. توضیح آنکه جنگ جدید علیه ایران، زمینه تصاعد بحران را به وجود آورد. در شرایطی که امریکا تاسیسات اقتصادی، اجتماعی و خدماتی ایران در حوزه‌های مختلف کشور را هدف قرار می‌دهد، طبیعی است که ایران برای ایجاد «بازدارندگی نسبی» از ساز و کارهای مبتنی بر عملیات نظامی و کنش متقابل تاکتیکی بهره‌ می‌گیرد.
اقدام متقابل ایران و امریکا علیه یکدیگر به گونه اجتناب‌ناپذیر زمینه تصاعد بحران و تسری خشونت به حوزه‌های جغرافیایی همجوار را نیز به وجود می‌آورد. امریکا در روند جنگ علیه ایران درصدد برآمد تا قابلیت‌های تاکتیکی مربوط به حوزه پشتیبانی ایران را کنترل و هدف قرار دهد. سیاست نظامی و الگوی کنش تاکتیکی ایران در برابر تهاجم گسترده و توسعه‌طلبانه ایالات‌متحده مبتنی بر اقدام متقابل بوده است. در چنین شرایطی طبیعی به نظر می‌رسد که حوزه جغرافیایی منازعه گسترش پیدا کرده و زمینه برای درگیر شدن بازیگران جدیدی در روند کنش نظامی متقابل به وجود می‌آید.
2. تصاعد بحران و گسترش صحنه عملیاتی در فضای پس از یادداشت تفاهم- دونالد ترامپ پس از تنظیم یادداشت تفاهم در امریکا با اعتراض‌های متنوعی از سوی گروه‌های محافظه‌کار روبه‌رو شد. حتی دموکرات‌های امریکایی نیز به این موضوع توجه و اشاره داشتند که ترامپ به هیچ‌وجه نتوانست به اهداف سیاسی و راهبردی خود در فضای جنگ و پس از آن نایل شود. در نتیجه چنین شرایطی، دونالد ترامپ درصدد برآمد تا مرحله جدیدی از جنگ و کنش نظامی و تاکتیکی علیه ایران را در دستور کار قرار دهد. در این مرحله زمینه برای گسترش حوزه جغرافیایی و تصاعد بحران فراهم شد.
عملیات نظامی جدید امریکا علیه ایران چالش‌های ژئوپلیتیکی جدیدی را نیز به وجود آورد. واقعیت آن است که هرگاه آتش‌بس با نشانه‌هایی از کنش نظامی و تاکتیکی از سوی بازیگران نقض شود، زمینه برای اقدامات نظامی پرمخاطره جدید نیز فراهم خواهد شد. اقدامات و عملیات نظامی جدید امریکا علیه ایران به گونه‌ای سازماندهی شد که توان عملیاتی جمهوری اسلامی برای کنترل تنگه هرمز را به حداقل ممکن کاهش دهد. اقدامات تاکتیکی امریکا در دوران پس از یادداشت تفاهم، عمدتا معطوف به ناکارآمدسازی قدرت ایران برای کنترل تنگه هرمز بوده است. در چنین شرایطی، ایران نیز از اقدام متقابل برای خنثی‌سازی عملیات نظامی امریکا بهره گرفت. از آنجایی که ایران درگیر جنگ ناهمتراز و نامتقارن با امریکا می‌باشد، به همین دلیل قابلیت‌های تاکتیکی خود در فضای منطقه‌ای را گسترش داده و در این شرایط امریکا را با چالش‌های امنیتی جدید روبه‌رو ساخت. ایالات‌متحده برای مقابله با ایران، سیاست عملیات نظامی پرحجم را به کار گرفته و از این طریق بسیاری از قابلیت‌های مربوط به ترابری غیرنظامی ایران را هدف‌گیری نمود. در این دوره از عملیات نظامی امریکا، حوزه‌های جنوبی کشور آماج اقدامات نظامی قرار گرفت. در روند جنگ جدیدی که امریکا آغاز نمود، حدود تعدادی از نظامیان، تکنیسین‌ها و گروه‌های شهروندی ایرانی به ‌شهادت رسیدند. جنگ همواره دارای آثار و پیامدهای پرمخاطره و چالش‌سازی می‌باشد. عبور از تهدیدات نیازمند بهره‌گیری از ساز و کارهای معطوف به «حسن‌نیت»، «اعتمادسازی»، «میانجیگری» و «مصالحه‌گرایی» می‌باشد. نادیده گرفتن هر یک از مولفه‌های یاد شده، زمینه اقدام متقابل بازیگران را نیز به وجود می‌آورد.
3. اقدام متقابل ایران در برابر نقض آتش‌بس و یادداشت تفاهم - ایران در سال‌های پس از انقلاب اسلامی همواره با نشانه‌هایی از تهدیدات موسع، جنگ، منازعه و کنش امنیتی پرمخاطره روبه‌رو بوده است. در تمامی اقدامات و فرآیندهایی که ایران مورد تهاجم قرار گرفته، جمهوری اسلامی توانست اقدام متقابل در برابر کنش تهاجمی را به انجام رساند. اگرچه ایران در هر دوران تاریخی به لحاظ ابزارهای نظامی و قابلیت‌های تاکتیکی دارای توان محدودتری بوده است و ازسوی دیگر، در فضای غافلگیری تاکتیکی قرار گرفته، اما در زمان محدودی، موقعیت خود را بازسازی و ترمیم نمود. ایران توانست عملیاتی را علیه ساختار فرماندهی، کنترل، سیستم رادار و قابلیت لجستیک امریکا در محیط منطقه‌ای به انجام رساند. نتیجه این امر را می‌توان در شکل‌گیری آتش‌بس‌های مرحله‌ای و معافیت‌های تحریمی دانست. توضیح آنکه هرگاه امریکا توانست قابلیت تاکتیکی و قدرت عملیاتی خود را ترمیم کند، چرخه‌های جدیدی از کنش نظامی علیه ایران را در دستور کار قرار داده‌ است. ایران نیز در هر دوران تاریخی توانست توانمندی‌های نامتقارن خود را فعال نموده و از این طریق به انجام عملیات متقابل علیه اقدامات نظامی و عملیات تاکتیکی امریکا و اسراییل مبادرت نماید. امریکا تمامی تلاش خود را به کار گرفت تا از قابلیت‌های خود در حوزه عملیات در عمق، جنگ سایبری، جنگ الکترونیک و حملات دقیق علیه نقاط ثقل کلیدی ایران استفاده نماید. نیروهای نظامی فرماندهی مرکزی امریکا، بخشی از قابلیت‌های تاکتیکی ایران را در روند کنش نظامی دامنه‌دار، ناتوان و محدود ساخت. امریکایی‌ها به این موضوع توجه و اشاره دارند که کنش نظامی آنان در راستای وادارسازی ایران به «بازنگری راهبردی» حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی تلقی می‌شود. هرگونه امنیت‌سازی بدون سازوکارهای کنش تاکتیکی به نتایج و مطلوبیت‌های موثری منجر نمی‌شود. در روند جنگ امریکا و اسراییل علیه ایران، بسیاری از مراکز صنعتی و حوزه‌های راهبردی ایران، مقاومت قابل توجهی را به انجام رساندند. در این فرآیند، ایران مقدمات دریافت بخشی از منابع بلوکه شده خود را انجام داد و ازسوی دیگر، توانست زمینه بازسازی قابلیت‌های نظامی برای عملیات تاکتیکی متقابل را فراهم سازد. سرعت عمل ایران در کنش تاکتیکی به اندازه‌ای بود که علی‌رغم پذیرش هزینه‌های انسانی، چالش‌های اقتصادی و مخاطرات امنیتی، قابلیت‌های خود را بازسازی نموده و از این طریق کنش عملیاتی در جنگ نامتقارن را محور اصلی سیاست خود در واکنش به اقدام تهاجمی امریکا و اسراییل قرار دهد.
4. نشانه‌های خودیاری در کنش تاکتیکی ایران - جنگ امریکا علیه ایران را می‌توان در زمره معدود جنگ‌هایی دانست که یک کشور جهان سوم با قدرت منطقه‌ای صرفا براساس قابلیت‌های تاکتیکی خود به اقدام متقابل مبادرت می‌نماید. این امر نشان می‌دهد که مقاومت در ساختار دفاعی و نظم اجتماعی ایران، ماهیت نهادینه پیدا کرده و هرگاه توسط بازیگران منطقه‌ای یا قدرت‌های بزرگ با تهدیدات پردامنه نظامی و عملیاتی روبه‌رو شود، از اقدامات و کنش متقابل برای متوقف‌سازی عملیات نظامی دشمن بهره می‌گیرند. ایران در روند جنگ علیه امریکا و اسراییل عمدتا بر قابلیت و قدرت ملی خود متکی بوده است. اگرچه روسیه و چین حمایت‌های دیپلماتیک از ایران را دریغ نداشته‌اند، اما سرنوشت هر جنگ را قابلیت‌های تاکتیکی کشورها در میدان نبرد تعیین می‌کند. ایران توانست قابلیت‌های کنش تاکتیکی خود را در دوران جنگ نیز به کار گرفته و در این فرآیند پهپادهای انتحاری شاهد را ارتقا دهد؛ سامانه‌های FPV مقاوم در برابر پارازیت‌ها را بهینه‌سازی نموده و موشک‌های تهاجمی خود را براساس قابلیت‌های هوش مصنوعی فعال سازد. قابلیت لجستیک ایران در دوران جنگ بی‌وقفه ارتقا پیدا کرده و در نتیجه ایران توانست نیازهای خود برای تامین موتورهای پهپاد، کامپوزیت‌های با کیفیت، تجهیزات ناوبری زیر سطحی و قابلیت‌های تاکتیکی خود در حوزه موشکی را براساس تراشه‌های هوش مصنوعی ارتقا دهد. ایران همچنین توانست در 22 جولای 2026، جبهه دریایی جدیدی را در حوزه دریای سرخ سازماندهی نماید. در این فرآیند، انصارالله یمن قابلیت‌های پهپادی و موشکی خود را ارتقا داده و در این ارتباط دو نفتکش عربستان‌سعودی را در حوزه منطقه‌ای هدف قرار داد. امنیت‌سازی نیازمند ساز و کارهایی است که هر یک از کشورها بتوانند بخشی از قابلیت‌های خود در کنش نظامی را محدود نموده یا اینکه مورد استفاده قرار ندهند. هر دو کشور ایران و امریکا از قابلیت‌های تاکتیکی مناسبی برای اثرگذاری بر حوزه امنیتی دیگری برخوردارند. کنش نظامی و امنیتی امریکا علیه ایران با این هدف انجام گرفت که به نتایج و مطلوبیت‌های راهبردی در جنگ محدود منجر شود. ترامپ درصدد بود تا زمینه تغییر در ساختار سیاسی و نظام حکومتی ایران را به وجود آورده و از این طریق جامعه ایرانی در وضعیت «خلأ قدرت تاکتیکی» قرار گیرد. اقدام متقابل ایران را می‌توان به عنوان تلاشی برای دفاع همه‌جانبه در برابر تهدیدات گسترده و جنگ ناهمتراز علیه ایران دانست.
5. امریکا و راهبرد گسترش بحران- در شرایط موجود، امریکا محور اصلی کنش نظامی و تاکتیکی خود را در مقابله با تاسیسات نفت و گاز، نیروگاه‌ها، تاسیسات آب شیرین کن و صنایع حمل و نقل قرار داده است. انجام چنین اقداماتی به معنای آن است که دونالد ترامپ از خشونت حداکثری برای فلج کردن ساخت اقتصادی، ناتوان‌سازی قابلیت‌های تاکتیکی و بحران اجتماعی در ایران بهره گرفته است. در چنین شرایطی ضرورت مقابله با سیاست‌های تهاجمی امریکا، ماهیت اجتناب‌ناپذیر داشته است. دونالد ترامپ به موازات کنش نظامی تلاش دارد تا مسیر دیپلماتیک را نیز پیگیری نماید. «ونس» معاون رییس‌جمهور امریکا ماموریت بهینه‌سازی کنش ارتباطی از طریق سازوکارهای صلح‌آمیز را در دستور کار قرار می‌دهد. ایران در روند جنگ نشان داد که اگرچه فاقد موازنه تاکتیکی است، اما در برابر سیاست‌های تهاجمی امریکا مقاومت نموده و سطح جدیدی از جنگ‌های پردامنه علیه قدرت‌های بزرگ را ساماندهی کرده است. جنگ علیه ایران به گونه تدریجی تبدیل به کابوس امنیتی و چالش راهبردی برای سیاست خارجی و اهداف عملیاتی دونالد ترامپ شده است. ایران در مقابله با سیاست تهاجمی امریکا درصدد برآمد تا از اقدامات متقابل استفاده نماید. عملیات علیه پایگاه نظامی امریکا در اردن را می‌توان به مثابه اقدامی دانست که اولا ماهیت واکنشی داشته و ثانیا به عنوان عملیات بازدارنده برای کنترل و کاهش اقدامات تهاجمی دشمن محسوب می‌شود. ایران تاکنون نشان داده است که هرگونه کنش نظامی را بی‌پاسخ نخواهد گذاشت. ایران از متحدین منطقه‌ای خود حمایت به عمل آورده و در چنین شرایطی تلاش نموده تا زمینه اقدام متقابل ناهم‌تراز و نامتقارن را در دستور کار قرار دهد. ایران همچنین از قابلیت لازم برای گسترش بحران به حوزه‌های مختلف جغرافیایی برخوردار بوده است. ایالات‌متحده که «ستاد فرماندهی مرکزی» خود را برای جنگ، کنترل و نظارت 19 کشور منطقه‌ای قرار داده است، در روند جنگ علیه ایران نتوانست به اقداماتی مبادرت نماید که منجر به وقفه در کنش تاکتیکی جمهوری اسلامی شود. نشانه‌های کنش تاکتیکی ایران به گونه مرحله‌ای گسترش پیدا کرده و تا حوزه دریای سرخ نیز به عنوان محیط عملیاتی متحدین ایران محسوب می‌شود. در چنین شرایطی، انصارالله را می‌توان به عنوان بازیگری دانست که نقش موثری در کنترل قابلیت تاکتیکی امریکا، اسراییل و عربستان داشته است. هرگاه جنگ تصاعد پیدا کند، طبیعی است که عرصه جغرافیایی آن نیز گسترش پیدا خواهد کرد. کنش عملیاتی حوثی‌ها علیه عربستان‌سعودی، زمینه واکنش این کشور در برابر حشدالشعبی و کتائب را در عراق به وجود آورد. واقعیت‌های عملیات تاکتیکی ایران در حوزه دریایی به ویژه دریای سرخ بیانگر این واقعیت است که دیگر هیچ منطقه‌ای در جغرافیای دریایی برای نیروهای نظامی امریکا و اسراییل امن نخواهد بود.
نتیجه - اقدامات نظامی امریکا و عربستان علیه نیروهای حشدالشعبی و کتائب در عراق را می‌توان بخشی از سیاست پرمخاطره علیه متحدین منطقه‌ای ایران دانست. تجربه جنگ امریکا علیه ایران نشان می‌دهد که اگر هر کشور منطقه‌ای خود را درگیر اقدامات نظامی علیه جمهوری اسلامی نماید، در آن شرایط با چالش‌های امنیتی پردامنه‌ای روبه‌رو می‌شود. مشارکت عربستان با امریکا برای هدف قرار دادن نیروهای شبه نظامی عراق که در زمره متحدین منطقه‌ای ایران محسوب می‌شوند را می‌توان به عنوان گام جدیدی در فرآیند تصاعد و گسترش بحران دانست. هرگاه اقدامات نظامی جدیدی علیه ایران یا متحدین آن کشور شکل گیرد، طبیعی است که چنین روندی منجر به کاهش کنش تاکتیکی و عملیاتی ایران نخواهد شد. اگرچه ایران در زمره کشورهایی با قدرت محدود و قابلیت‌های کنش تاکتیکی در سطح منطقه‌ای قرار دارد، اما از آموزه مقاومت در برابر تهدیدات برخوردار بوده و در روند بسیاری از جنگ‌های منطقه‌ای طی 48 سال گذشته آبدیده شده است. بهترین راهبرد برای گذار از چالش‌های امنیتی موجود آن است که ایالات‌متحده و کشورهای منطقه‌ای از ساز و کارهایی استفاده نمایند که منجر به کنترل منازعه و محدودسازی عرصه نبرد در حوزه تاکتیکی، عملیاتی، اطلاعاتی و امنیتی شود.


نظرات شما