پیام آذری - آرمان ملی / «توافقنامه مکه، هشدار به ایران؟ » عنوان یادداشت روز در روزنامه آرمان ملی به قلم صادق ملکی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
در حالی که مذاکرات ایران، عمان و آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز، رفع محاصره دریایی و بازگشت به تفاهمنامه در جریان است، توافق مکه با حضور محمد بنسلمان، طیب اردوغان و شهباز شریف در مکان مقدس، در ۱۶ مردادماه امضا گردید. مهمترین بند این توافقنامه، دفاع جمعی و مشترکی است که در آن حمله به یکی، حمله به دیگری تلقی میگردد که ملاحظاتی در این بین باید لحاظ گردد.
نخست؛ تردید نکنید هدف توافقنامه مکه، ایران است. هر آدرس دیگری فریبی بیش نخواهد بود. دوم؛ پیام این توافقنامه برای تهران در حال حاضر در سطح سیاسی است. با توجه به شرایط و روندهای پیش رو، این توافق میتواند پیامد مختلف از جمله تبعات نظامی، تحریمی و... برای ایران داشته باشد. سوم؛ ایران جدید در حال ظهور بوده و توافقنامه مکه برای مواجهه با ایران جدید شکل گرفته است.
چهارم؛ مهار ایران و بهطورکلی مواجه با شرایط پیش آمده در بعد مثبت و منفی از اهداف اصلی این توافقنامه میباشد. پنجم؛ این توافقنامه در خلأ شکل نگرفته و حاصل جنگ قدرت و سیاستهای دولتهای خاورمیانه از جمله ایران، ترکیه و عربستان است. سوریه مهمترین محل تبلور این رویکرد بوده است. ششم؛ توافقنامه مکه را به عنوان ناتوی عربی و اسلامی تلقی کردن، با واقعیتهای مستتر در توافقنامه همخوانی ندارد.
توافقنامه نه ماهیت عربی و نه اسلامی داشته و میتوان برای آن نقش مکمل ناتو را قائل شد. ضمن اینکه توافقنامه نوعی بسترسازی برای سازماندهی برخورد در جغرافیای کشورهای اسلامی در قالب تسنن با شیعه میباشد. هفتم؛ هدف آنی و در عین حال اصلی این توافقنامه، دفاع اسلامآباد و آنکارا از عربستان و در عین حال تعقیب اهداف اقتصادی، سیاسی و امنیتی خود میباشد. پاکستان از تضمین چتر اتمی و ترکیه از تضمین ناتو برخوردار میباشد. نقطه اصلی تهدید این دو کشور در مرزهای شرقی و غربی آنان قرار دارد.
هشتم؛ توافق در هماهنگی با آمریکا و تحت حمایت واشنگتن شکل گرفته است. در واقع درون سپاری بخشی از امنیت منطقه در مواجهه با ایران میباشد. نهم؛ طرح پیشنهاد پیوستن ایران به این توافقنامه ناشی از نگاهی خوشبینانه و حکایت از عدم شناخت راهبردی از معادلات منطقهای و بینالمللی دارد. در نهایت در شرایط جاری ترکیه و عربستان در بهترین نگاه فارغ از الزامات همسایگی، رقیب ایران میباشند.
بدون تغییر این نگاه و سیاستها از سوی همه کشورها درگیر در این نگاه، همکاری راهبردی میان ایران و عموم کشورهای منطقهای، رویاست. در یک ارزیابی نسبت به شرایط باید گفت؛ اگر تحول راهبردی در سیاستهای ایران رخ ندهد، نقطه ثقل توافقنامه مکه مواجه با ایران امروز، فردا و آینده میباشد. در کنار نگاه خاکستری دوام ایران چهار دهه گذشته، برای آینده ایران دو تابلو متصور میباشد. نخست اینکه؛ ایران شکست خورده در جنگ با آمریکا و درگیر آشوبهای داخلی میتواند در غرب کشور فرصت ورود و سهمگیری برای ترکیه به بهانه حمایت از هم تباران و هم مذهبان فراهم نماید.
همین معادلات در شرق برای پاکستان و در جنوب برای عربستان میتواند محل طمع باشد که توافقنامه مکه میتواند نقش موثر در این اهداف داشته باشد. دوم اینکه؛ ایران در جنگ با آمریکا نه تنها شکست نخورده بلکه در ظرفیت منطقهای پیروز از آن خارج شود. این ایران از نگاه امضا کنندگان توافقنامه مکه خطری فراتر از ژاندارم منطقهای و ایران قبل از جنگ برای خاورمیانه میانه داشته و توزان قدرت را بهسود ایران تغییر خواهد داد. مقابله با این ایران هدف آینده توافق خواهد بود.
این رویکرد در واقع بسترساز ماندگاری و دوام بحرانی خواهد شد که نه تنها از آن امنیت، بلکه ناامنی زاده خواهد شد. نکته مهم آنکه توافقنامه مکه در صورت گسترش دامنه بحران و بروز جنگ در ابعاد منطقهای، میتواند بیش از هر نتیجهای، معمار و عامل تجزیه اغلب کشورهای خاورمیانه از جمله کشورهای موسس آن باشد که غفلت از آن خطای نابخشودنی برای همه کشورهای خواهد بود. امنیت در خاورمیانه توسط همه میبایست امری جمعی تلقی شود. در این معنا امنیت ترکیه، عربستان، پاکستان، عراق، عمان و... امنیت ایران و امنیت ترکیه، عربستان، پاکستان، عراق، عمان و... باید امنیت ایران تلقی شود.
با باز تعریف سیاستهای راهبردی کشورهای خاورمیانه این هدف قابل تحقق خواهد بود. پیوند زدن امنیت ملی و توسعه کشورها به یکدیگر هموار کننده این مسیر میباشد. در این میان مهمترین نکته راهبردی برای ایران عبور دادن تدریجی روابط ایران آمریکا از مرحله تخاصمات به مسیر تفاهمنامه و تبدیل آن به توافقات و در نهایت حرکت در مسیر عادیسازی روابط میباشد. اگر روابط تهران و واشنگتن عادی و رو به رشد گردد، توافقنامه مکه به بایگانی راکد رفته و تمامی پایتختهای خاورمیانه در روابط با تهران، تنظیم رفتار خواهند کرد. درک این مهم از سوی ایران نقطه آغاز تحولات نه برای ایران بلکه خاورمیانه خواهد بود.