پیام آذری - خراسان / تحقیقات پلیس جنایی مشهد درباره مرگ رمزآلود یک دختر ۲۵ ساله که جسد وی در خانه مجردی کشف شد، در حالی ادامه دارد که بررسیها نشان میدهد، راز مرگ وی را پسر جوانی میداند که از منزل مجردی این دختر جوان گریخته است.
عصر پنجم مرداد، مأموران کلانتری سیدی با قاضی ویژه قتل عمد مشهد تماس گرفتند و او را در جریان مرگ مشکوک دختری قرار دادند که جسد وی در کنار دیوار پذیرایی افتاده بود. به دنبال دریافت این خبر، بیدرنگ قاضی دکتر صادق صفری در حالی به همراه گروهی از افسران زبده اداره جنایی پلیس آگاهی عازم کوی سیدی شد که دستورهای ویژهای را برای حفظ و مراقبت از محل کشف جسد به عوامل انتظامی صادر کرد.
طولی نکشید که با حضور مقام قضایی در منزل ۶۰ متری یک واحد آپارتمانی، بررسیهای جنایی وارد مرحله جدیدی شد. تحقیقات مقدماتی بیانگر آن بود که دختر جوان به صورت مجردی در این منزل سکونت داشته و آثاری از خون روی دیوار و در حمام و همچنین حضور یک فرد ناشناس و استعمال مواد مخدر نیز در این مکان به دست آمد. با آن که طبق نظر پزشک قانونی حدود ۶ تا ۱۰ ساعت از مرگ دختر جوان میگذشت، اما آثار ضعیفی از کبودی و خراشهای سطحی روی پیکر وی نمایان بود. به همین خاطر، فرضیههای متفاوتی با راهنماییهای قاضی ویژه قتل عمد مطرح شد و بررسیهای تخصصی در این باره از سوی کارآگاهان پلیس آگاهی آغاز شد.
در همین حال، یکی از نزدیکان دختر ۲۵ ساله به قاضی دکتر صادق صفری گفت: دخترم از مدتی قبل گفته بود که قصد دارد به صورت مجردی با چند تن از دوستانش زندگی کند؛ چرا که او به پسر جوانی علاقمند بود، اما آشنایی آنها به ازدواج نرسید. بعد از آن، دخترم این منزل را به همراه یکی از دوستانش اجاره کرد و در همین حال با پسر دیگری به نام حبیب ارتباط دوستانهای داشت که من هم در جریان روابط آنها بودم. دخترم با آن که حدود یک ماه قبل منزل مجردی را اجاره کرده بود، ولی به مصرف قرص یا مواد مخدر اعتیاد نداشت. با این وجود، از دوست دخترم شنیدم که حبیب آلوده به مواد مخدر است. دیروز هم (چهارم مرداد) حبیب از گوشی دخترم با من تماس گرفت و ادعا کرد «ن» قرص خورده که او را به بیمارستان رساندیم! ولی زمانی که من برای دیدن دخترم به بیمارستان رفتم، او خیلی ناراحت شد و مرا سرزنش کرد که چرا به بیمارستان آمدهام! با این وجود، از اختلاف او با حبیب اطلاعی ندارم. امروز (پنجم مرداد) که او را از بیمارستان به خانه آوردیم، باز هم اصرار داشت که من از آن جا بروم! حدود ساعت ۱۶ عصر دوباره نگران شدم و به خانه مجردی دخترم آمدم تا خبری بگیرم، ولی هرچه زنگ زدم کسی پاسخ نداد. هنوز پشت در بودم که حبیب از بیرون آمد و فریاد زنان نام دخترم را بر زبان میآورد؛ چرا که مطمئن بود «ن» در خانه است! در همین حال یکی از همسایگان در را باز کرد و حبیب به داخل خانه رفت که به یکباره جیغ کشید و من هم سراسیمه به درون پذیرایی رفتم که دیدم دخترم با لباسهای نامناسب جان باخته است!
تحقیقات جنایی قاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد در حالی تا نیمهشب طول کشید که مشخص شد حبیب به مکان نامعلومی گریخته است.
بنابراین با انتقال جسد به پزشکی قانونی، بررسیهای پزشکی برای تعیین علت دقیق مرگ دختر جوان در حالی ادامه یافت که سابقه اقدام به خودکشی وی نیز بر پیچیدگی این پرونده قضایی افزوده است، اما تلاشها برای شناسایی مخفیگاه حبیب ادامه دارد و احتمال میرود راز مرگ او را فاش کند.
