پیام آذری - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
علی ملکی| مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اراضی اشغالی، در گفتوگویی که ۲۸ شهریور ۱۴۰۵ با رسانه آمریکایی «مدیا لاین» انجام داده، از احتمال «شورش بعدی» در ایران حرفزده است. او گفته: «در نقطهای، من باور دارم که شاهد قیام دیگری خواهیم بود.» او مدعی شده مشکل اصلی کسانی که میخواهند در ایران مقابل حکومت بایستند این است که «عمدتاً بیسلاح» هستند. نکته مهم صحبتهای او اعترافی دیگر به نقش آمریکا در تسلیح افراد طی وقایع دیماه و دیگر ناآرامیهای ایران است: «شاید بار بعد مردم ایران بتوانند آمادهتر، مسلحتر و قادر به مقاومت واقعی باشند.»
اظهارات هاکبی حلقه جدید زنجیری است که مقامهای آمریکایی و اسرائیلی در یک سال گذشته خودشان ساختهاند؛ نقشههایی برای دامنزدن به ناآرامی و شورش در ایران که خودشان بخشی از آن را روایت کردهاند.
این پروژه عملاً به جایی نرسید و پروژه حمله زمینی که اپوزیسیون امیدوار بودند اگر اتفاق بیفتد نظام سقوط میکند، نهتنها به هدفش نرسید که عملاً پیش از اجراشدن در حرارت مقاومت ملی ایرانیان ذوب شد.
ما برای «معترضان» اسلحه فرستادیم
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، نخستینبار در گفتوگو با فاکسنیوز ۱۶ فروردین ۱۴۰۵ اعتراف کرد: «ما برای معترضان اسلحه فرستادیم، مقدار زیادی. فکر میکنم کردها این سلاحها را برداشتند.» کمتر از یک ماه بعد، ترامپ مدعی جزئیات تازهای شد: «من از نحوه تحویل سلاحها راضی نیستم. مقدار کمی سلاح ارسال شد و خواهیم دید در نهایت به دست چه کسی میرسد. کردها سلاحها را آنطور که قرار بود، تحویل ندادند.»
همزمان با این ادعاها، مواضع تجزیهطلبان در نزدیکی مرزهای غربی ایران زیر آتش نیروهای مسلح ایران قرار گرفته بود. ترامپ در دی ۱۴۰۴ در پیامهایی خطاب به مردم ایران گفته بود «به اعتراض ادامه دهید»، «نهادهای دولتی را تسخیر کنید» و «کمک در راه است.»
ترامپ و پرونده پیچیده کُردی
ادعای ترامپ درباره «ارسال سلاح برای معترضان» بیاساس نبود. ۹ اسفند ۱۴۰۴ جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز شد و همان هفته رسانههای آمریکایی جزئیات یک طرح را منتشر کردند. سیانان 12 اسفند 1405 به نقل از چند مقام آمریکایی و کرد نوشت سازمان سیا مشغول مسلحکردن نیروهای کرد با هدف به راهانداختن شورش در ایران است و دولت ترامپ با گروههای اپوزیسیون و رهبران کرد عراق درباره حمایت نظامی گفتوگو میکند. نیویورکتایمز روز بعد نوشت سیا در چهارچوب یک «برنامه پنهان برای بیثباتسازی ایران» سلاح سبک به نیروهای کرد ایرانی داده است. اکسیوس گزارش داد بنیامین نتانیاهو یک ساعت از نشست پیش از جنگ خود با ترامپ را صرف متقاعد کردن او کرده بود که کردها «اهرم مهمی» برای سقوط حکومت ایران هستند. واشنگتنپست هم گزارش داد ترامپ به کردها «پوشش هوایی گسترده» پیشنهاد داده بود تا بخشی از غرب ایران را تصرف کنند و در تماس با رهبران کرد گفته بود: «کردها باید در این نبرد یک طرف را انتخاب کنند؛ یا با آمریکا و اسرائیل یا با ایران.»
۱۴ خرداد ۱۴۰۵ یک رسانه عبری ادعا کرد موساد کردها را با سلاحهای غنیمتگرفتهشده از حماس مسلح کرده و حدود ۵۰۰ نیرو از عراق راهی ایران شدهاند؛ اما ترکیه بهشدت با این موضوع مخالفت کرده به همین خاطر ترامپ طرح را لغو کرده است. البته واقعیت این است که آنچه باعث توقف این طرح شد، ضربات کاری مقاومت عراق و ایران به تروریستهای تجزیهطلب در اقلیم کردستان بود.
احزاب تجزیهطلب از گروهک دموکرات کردستان ایران تا کومله ادعای ترامپ را رد کردند. یک مقام گروهک تروریستی دموکرات گفت: «ما هیچ سلاحی دریافت نکردیم... سلاحهای ما مال ۴۷ سال پیش است» و فرماندهی موسوم به «ارتش کردستان» گفت «حتی یک گلوله هم» از آمریکا نگرفته است. حکومت اقلیم کردستان هم گفت هیچ سلاحی به منطقه نیامده است. بافل طالبانی، رئیس اتحادیه میهنی کردستان، اما یک فرکانس مشکوک داشت: «حرفهای ترامپ از هوا نیامده است... استفاده از کردها بهعنوان سپر در جنگ ایده بدی است.» پرندگان خشمگین ایران بر فراز اربیل اما برای هر سناریویی آماده بودند و ازاینرو نیز بالن جاسوسی و دیگر سامانههای آمریکایی در اربیل به همراه انبارهای مهمات و تسلیحات ارتش تروریستی آمریکا در طول ماههای اخیر زیر ضربه رفتند. تحقیق بیبیسی فارسی (۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵) هم به این جمعبندی رسید که بخشی از حرف ترامپ ممکن است درست باشد؛ یعنی بحث تسلیح گروهکهای تجزیهطلب در اقلیم واقعاً وجود داشته؛ اما اجرا نشده است. جیمز جفری، سفیر پیشین آمریکا و فرستاده ویژه ترامپ در پرونده داعش، در همان گزارش گفت: «غیرممکن بود با تسلیح بعضی گروههای کرد، شورش گستردهای در ایران به راه بیندازیم» و آن طرح جدی نبوده است.
گراهام هم همین را میگفت
اگر حرفهای ترامپ پردهبرداری از یک عملیات بود، لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه علنیتر از همه خواستهاش را گفت. او روز ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ در برنامه «هنیتی» فاکسنیوز گفت: «اگر جای ترامپ و اسرائیل بودم، مردم ایران را پر از سلاح میکردم تا مسلح به خیابان بیایند و سرنوشت نبرد داخل ایران را برگردانند. ما به سرباز آمریکایی نیاز نداریم؛ میلیونها سرباز در ایران داریم که فقط سلاح ندارند. اسلحه بدهید تا مثل خودمان شورش کنند و این رژیم را از بین ببرند. یک راهحل متمم دوم، به نظرم کار را تمام میکند.» گراهام درباره سرنوشت سلاحهای ارسالی هم گفت: «با کردها کار نکنید؛ با یکی دیگر کار کنید و اگر ثابت شود کردها سلاحها را دزدیدهاند، پشیمان خواهند شد.» اینها آخرین مواضع این مرد جنگطلب در این باره بود. حدود دو ماه بعد او در ۲۰ تیر ۱۴۰۵ به شکل غیرقابلانتظاری مرد.
گیجی عملیاتی
تد کروز، سناتور جمهوریخواه تگزاس، از دی ۱۴۰۴ فشار برای تسلیح معترضان را شروع کرد و تا پایان شهریور ۱۴۰۵ هم این رویکرد را ادامه داد. او ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ در فاکسنیوز صراحتاً گفت: «آنچه من از ابتدای این جنگ خواستهام، تسلیح معترضان ایرانی است... در دولت درباره مسلحکردن معترضان، بهطور خاص کردها، بحثهای اولیهای انجام شد. گزارشهای عمومی میگفت آن ایده به این دلیل از بین رفت که اردوغان دوستش ندارد. خب، برای من مهم نیست اردوغان دوست ندارد.» او ۸ شهریور ۱۴۰۵ تکرار کرد: «اگر معترضان را مسلح میکردیم، خود ایرانیها سرنوشتشان را تعیین میکردند.»
نکته قابلتوجه، تناقض در دولت آمریکاست. کارولین لیویت، سخنگوی معزول کاخ سفید، گزارشها درباره شورش کردها را «کاملاً دروغ» خواند؛ مارکو روبیو، وزیر خارجه ترامپ، گفت «ما کردها را مسلح نمیکنیم، اما از اسرائیلیها هیچوقت نمیدانیم»؛ پیت هگست، وزیر جنگ هم گفت «هیچکدام از اهداف ما بر مسلحکردن یک نیروی خاص استوار نیست.» اما چند هفته بعد، رئیس همینها روی آنتن فاکسنیوز گفت «ما از طریق کردها اسلحه فرستادیم.»
برای فکرکردن به رژیمچنج حداقل از تنگه رد شوید!
مقامات رژیمصهیونیستی هم عمدتاً همین را گفتند، فقط خطابشان به خود مردم ایران بود، همانهایی که از همان زمان تا امروز دو نوبت بمبارانشان کردهاند. نتانیاهو خرداد ۱۴۰۴ در ویدئویی به زبان انگلیسی مدعی شد تهاجمش به ایران «راه آزادی شما را باز میکند» و شعار «زن، زندگی، آزادی» را تکرار کرد. ۹ اسفند ۱۴۰۴، همزمان با شروع جنگ و شهادت رهبر انقلاب، گفت «اقدام مشترک ما شرایط را برای مردم شجاع ایران فراهم میکند تا سرنوشت خود را به دست بگیرند.» چند روز بعد، در پیامی فارسی خطاب به کسانی که فکر میکرد بعد از دو بار بمباران همچنان شنوای حرفش خواهند بود، گفت: «به خیابانها بیایید، میلیونی بیرون بیایید، کار را تمام کنید... کمکی که آرزو داشتید، رسیده است.» ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ اما وقتی که اوضاع را به سود خود ندید، تغییر موضع داد و گفت که تغییر رژیم بدون «بخش زمینی» ممکن نیست: «ما میتوانیم شرایط را بسازیم، اما آنها باید در یک نقطه از این شرایط استفاده کنند.» و ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ در مراسمی در تلآویو گفت: «نخست رژیم ایران را شکست میدهیم. سرنگونش میکنیم؛ سقوط خواهد کرد.»
نه از راه بمباران هوایی، نه از طریق شورش داخلی و نه با مسلحکردن تروریستهای مجاور ایران، هدف اشغالگران محقق نشد و حالا نتانیاهو و غلام حلقه به گوشش، ترامپ، پشت تنگه هرمز و بین موجهای دریای عمان دستوپا میزنند.
خواستند، گفتند، اجرا کردند؛ نشد!
برآیند نهایی از این طرح شکستخورده را میتوان در دو مورد خلاصه کرد.
اول: خود آمریکاییها و اسرائیلیها نیت و طرحشان را پنهان نکردهاند. از پیامهای ترامپ به معترضان و جملهاش درباره ارسال سلاح از طریق کردها، تا اعتراف یک سناتور به وجود طرح تسلیح معترضان و لغو آن، تا دعوتهای علنی نتانیاهو. مشابه بخشی از این اعترافها را در تاریخ هم میشود پیدا کرد. خود آمریکا پیشتر کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را رسماً پذیرفته بود و مقامهایش درباره برنامههای پنهان برای بیثباتسازی ایران گفتند که سیا «سلاح سبک» به گروههای مخالف در مناطق کردنشین داده است.
دوم: هیچیک از این طرحها نتیجه نداد. نیویورکتایمز نوشت «هیچ راهی وجود ندارد که نیرویی کرد بتواند حکومت ایران را سرنگون کند» و یک مقام صهیونیست گفت نیروهای کرد «ممکن است در نهایت گوشت دم توپ شوند.» اندیشکده چتمهاوس هم گفت این طرح نشان میدهد جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران «بد طراحی شده» بود و واشنگتن در نهایت «میتواند بهسادگی برود و خرابی را پشت سر بگذارد.»
هفت ماه از جنگ گذشته؛ ترامپ ابتدا تصور میکرد کار دو سه روز تمام است؛ این که نشد، به 2 یا 3 هفته رسید و آن هم که گذشت گفت کار بیشتر از شش هفته طول نمیکشد، اما نه حکومت سقوط کرد و نه شورشی که در مصاحبهها وعدهاش را میدادند و در زمین و آسمان تدارکش را میچیدند رخ داد. اپوزیسیون برای توجیه شکست خود در پروژه ننگین دعوت به حمله به ایران، میگفت با نبرد هوایی رژیمچنج نمیشود. حالا روشن شده که پروژه آمریکاییها که مبتنی بر حمله هوایی، تحریک نفوذیها در داخل و حملات مزدورانشان در اطراف ایران بود، به سد محکم مقاومت ملی ایران خورد. پروژه نفوذ زمینی نهتنها عمل نکرد که در نطفه خفه شد.