چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵

اقتصادی

سرمقاله آرمان امروز/ گفتمان وفاق الگویی جهانی در برابر ظلم و ستم

سرمقاله آرمان امروز/ گفتمان وفاق الگویی جهانی در برابر ظلم و ستم
پیام آذری - آرمان امروز/ «گفتمان وفاق الگویی جهانی در برابر ظلم و ستم» عنوان سرمقاله در روزنامه آرمان امروز به قلم عباسی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: وقتی مسعود ...
  بزرگنمايي:

پیام آذری - آرمان امروز / «گفتمان وفاق الگویی جهانی در برابر ظلم و ستم» عنوان سرمقاله در روزنامه آرمان امروز به قلم عباسی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
وقتی مسعود پزشکیان «وفاق» را به عنوان گفتمان دولت خود مطرح کرد، بحث فقط بر سر این نبود که چند جریان سیاسی را کنار هم بنشاند. مسئله، در واقع، نگاه به سیاست بود؛ اینکه اختلاف را به رسمیت بشناسیم، اما اجازه ندهیم هر اختلافی به حذف، تقابل و بن‌بست ختم شود. اینکه اصلاح‌طلب، اصولگرا و نیروهای مستقل، با همه تفاوت‌هایی که با یکدیگر دارند، بتوانند در مسائل مهم کشور کنار هم قرار بگیرند و برای مشکلات مشترک راه‌حل پیدا کنند. ترکیب دولت چهاردهم و حضور نیروهایی با گرایش‌های مختلف سیاسی را هم می‌توان در همین چارچوب دید.
گفتمان وفاق از همین‌جا معنا پیدا می‌کند. وفاق قرار نیست اختلاف‌ها را پاک کند یا وانمود کند که همه یک جور فکر می‌کنند. اتفاقاً نقطه شروع وفاق، پذیرفتن همین تفاوت‌هاست. اینکه یاد بگیریم با وجود اختلاف نظر، همچنان می‌شود با هم حرف زد، مذاکره کرد و بر سر منافع ملی و آینده کشور به نقطه‌های مشترکی رسید.
اگر این تعریف را بپذیریم، یک سؤال طبیعی هم مطرح می‌شود: آیا می‌توان همین نگاه را از سیاست داخلی فراتر برد و در روابط میان کشورها و ملت‌ها هم به کار گرفت؟
در جهان هم کشورها قرار نیست یک جور فکر کنند. هر کشوری منافع خودش را دارد، نگرانی‌های خودش را دارد و گذشته و تجربه تاریخی متفاوتی را پشت سر گذاشته است. اختلاف میان کشورها چیز عجیبی نیست. مسئله از جایی شروع می‌شود که هر اختلافی قرار باشد به دشمنی، جنگ و در نهایت قربانی شدن مردم عادی ختم شود.
شاید برای رسیدن به یک تفاهم جهانی، لازم نباشد همه کشورها درباره همه چیز توافق داشته باشند. شاید بتوان از چند اصل ساده شروع کرد؛ اینکه کودک نباید قربانی جنگ باشد، غیرنظامی نباید هدف قرار بگیرد، تروریسم را نمی‌شود بر اساس اینکه قربانی یا عامل آن چه کسی است تعریف کرد و فقر و گرسنگی مردم نباید تبدیل به ابزار فشار سیاسی شود.
این شاید یکی از گسترده‌ترین برداشت‌ها از گفتمان وفاق باشد؛ اینکه کشورها همچنان می‌توانند با هم اختلاف داشته باشند، اما در برابر بعضی اصول انسانی، اختلاف‌های سیاسی را کنار بگذارند.
امروز در گوشه‌وکنار جهان، این مردم عادی هستند که هزینه اختلافات سیاسی و جنگ‌ها را می‌پردازند. کودکی که در یک جنگ کشته می‌شود، پیش از آنکه متعلق به یک کشور، قوم یا جریان سیاسی باشد، یک انسان است. رنج یک خانواده هم نمی‌تواند با تغییر جغرافیا، ارزش متفاوتی پیدا کند.
نمی‌شود برای کشته شدن یک کودک در یک نقطه از جهان عزادار شد و برای کودک دیگری، چون در جغرافیای دیگری به دنیا آمده یا ماجرای سیاسی متفاوتی پشت سرش قرار دارد، دنبال توجیه گشت. اگر قرار است از وفاق در سطح جهانی حرف بزنیم، شاید اولین قدم همین باشد؛ اینکه جان انسان‌ها را با یک معیار بسنجیم.
وفاق جهانی به معنای فراموش کردن اختلاف‌ها نیست. به این معناست که میان همه اختلاف‌ها، چند نقطه مشترک پیدا کنیم که هنوز بتوانیم بر سر آنها کنار هم بایستیم.
اینجاست که گفت‌وگو و مذاکره هم معنای خودش را پیدا می‌کند. مذاکره به معنای کوتاه آمدن از منافع ملی نیست و گفت‌وگو هم به معنای پذیرفتن حرف طرف مقابل نیست. مذاکره یعنی اختلاف را، تا جایی که ممکن است، از میدان تقابل به میز گفت‌وگو منتقل کنیم.
این موضوع برای ایران هم اهمیت دارد. اگر وفاق قرار است یک گفتمان باشد، نمی‌توان آن را فقط به سیاست داخلی محدود کرد. در سیاست خارجی هم گفت‌وگو و دیپلماسی می‌تواند بخشی از همین نگاه باشد؛ اینکه برای کاهش تنش، دفاع از منافع ملی و پیدا کردن راه‌حل، همیشه راه مذاکره را باز نگه داریم.
شاید حرف اصلی گفتمان وفاق خیلی ساده‌تر از چیزی باشد که گاهی در بحث‌های سیاسی از آن ساخته‌ایم: برای کنار هم بودن، لازم نیست شبیه هم باشیم. در داخل کشور می‌توان با وجود اختلاف‌های سیاسی بر سر مسائل مهم گفت‌وگو کرد و در جهان هم می‌توان با وجود اختلاف میان دولت‌ها، بر سر حداقل‌هایی انسانی به تفاهم رسید.
اگر وفاق در داخل یعنی پیدا کردن راهی برای با هم بودن، در سطح جهانی هم می‌تواند یعنی پیدا کردن راهی برای ایستادن در برابر آنچه جان و کرامت انسان‌ها را تهدید می‌کند؛ از جنگ و تروریسم گرفته تا کشتار غیرنظامیان و فقر و نابرابری.
گفتمان وفاق اگر قرار باشد فراتر از یک شعار سیاسی باشد، نباید در مرزهای ایران متوقف بماند. شاید یکی از ظرفیت‌های همین گفتمان این باشد که از یک تجربه سیاسی در داخل، به نگاهی انسانی‌تر به جهان برسیم؛ جهانی که در آن اختلاف‌ها همچنان وجود دارند، اما هر اختلافی الزاماً به جنگ ختم نمی‌شود و جان انسان‌ها، فارغ از ملیت و مرز، ارزش یکسانی دارد.


نظرات شما