جمعه ۸ آبان ۱۴۰۵

سیاسی

ترامپ در رویای بلعیدن نفت ونزوئلا به دیوار سخت واقعیت خورد

ترامپ در رویای بلعیدن نفت ونزوئلا به دیوار سخت واقعیت خورد
پیام آذری - فرهیختگان/ متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست دونالد ترامپ سیاست خارجی آمریکا را بیش از هر زمان دیگری به میدان ...
  بزرگنمايي:

پیام آذری - فرهیختگان / متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
دونالد ترامپ سیاست خارجی آمریکا را بیش از هر زمان دیگری به میدان سهم‌خواهی، مداخله و دست‌اندازی به منابع دیگر کشورها تبدیل کرده است؛ رویکردی که در آن ثروت ملی کشورها نه حقی متعلق به مردم و دولت‌های آنها، بلکه فرصتی برای گسترش نفوذ اقتصادی واشنگتن و نمایش قدرت رئیس‌جمهور آمریکا تلقی می‌شود.
تازه‌ترین نمونه این سیاست در ونزوئلا رقم خورده است؛ جایی که ترامپ توافق دسترسی به ۱۷ میدان نفتی با ذخایر ادعایی ۶۴ میلیارد بشکه را به‌عنوان بزرگ‌ترین معامله نفتی تاریخ تبلیغ می‌کند. اما آنچه در میدان عمل جریان دارد، فاصله‌ای عمیق با این نمایش پیروزی دارد: شرکتی که قرار است رؤیای نفتی ترامپ را محقق کند، با مشکلات مالی، بدهی به پیمانکاران، کمبود تجهیزات و زیرساخت‌های فرسوده روبه‌روست و کارشناسان نیز درباره میزان واقعی ذخایر قابل توسعه و امکان تحقق وعده‌های تولیدی آن تردید دارند
پرونده ونزوئلا فقط داستان یک قرارداد نفتی نیست؛ نمونه‌ای از منطق مداخله‌جویانه ترامپ است که در آن دسترسی به منابع یک کشور دیگر به‌عنوان دستاوردی برای آمریکا فروخته می‌شود، بی‌آنکه هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و فنی چنین جاه‌طلبی‌ای به‌درستی محاسبه شود. ترامپ بار دیگر می‌خواهد با اعلام یک توافق بزرگ، تصویر تسلط و پیروزی بسازد؛ اما واقعیت‌های سخت اقتصادی و صنعتی نشان می‌دهند که تصاحب امتیاز روی کاغذ، به‌معنای تسلط بر منابع و تحقق وعده‌ها در میدان عمل نیست.
توهم تصاحب منابع؛ ترامپ نفت ونزوئلا را دستاورد آمریکا جا می‌زند!
ترامپ این توافق را بزرگ‌ترین معامله نفتی تاریخ توصیف کرده است. بر اساس مفاد اعلام‌شده، ۱۷ میدان نفتی ونزوئلا به شرکت «نورث امریکن بلو انرژی پارتنرز» واگذار شده و آمریکا در شرکت مادر این مجموعه ۳۵ درصد سهم خواهد داشت. واشنگتن همچنین حق خرید ۲۰ درصد از تولید نفت این شرکت را با قیمت تمام‌شده به دست می‌آورد.
چنین امتیازهایی نشان می‌دهد توافق صرفاً به سرمایه‌گذاری یک شرکت خارجی در صنعت نفت ونزوئلا محدود نیست؛ دولت آمریکا برای خود سهمی در ساختار مالکیت و دسترسی ترجیحی به تولید نفت تعریف کرده است. این همان نقطه‌ای است که مرز میان سرمایه‌گذاری اقتصادی و سهم‌خواهی سیاسی را کمرنگ می‌کند. منابع طبیعی یک کشور به موضوع معامله‌ای تبدیل می‌شوند که در آن واشنگتن می‌کوشد بیشترین امتیاز ممکن را برای خود تضمین کند و سپس همین امتیازها را به‌عنوان پیروزی دولت ترامپ به افکار عمومی آمریکا عرضه کند.
ترامپ در حالی از این توافق به‌عنوان فتحی تاریخی سخن می‌گوید که پرسش اساسی درباره جایگاه ونزوئلا و منافع مردم این کشور در چنین ساختاری همچنان پابرجاست. وقتی بخش مهمی از امتیازهای مالکیتی و خرید تولید به آمریکا اختصاص پیدا می‌کند، نمی‌توان صرفاً با تکرار واژه‌هایی مانند سرمایه‌گذاری و احیای اقتصادی، ماهیت سهم‌خواهانه توافق را نادیده گرفت.
نخستین ترک‌ها در پروژه ترامپ
اجرای این پروژه عظیم به شرکتی سپرده شده که نه از شناخته‌شده‌ترین بازیگران صنعت نفت جهان است و نه سابقه‌ای متناسب با ابعاد وعده‌های مطرح‌شده دارد. شرکت نورث امریکن بلو انرژی پارتنرز را آلخاندرو بتانکورت، تاجر ونزوئلایی، مدیریت می‌کند؛ فردی که در آمریکا و سوئیس با تحقیقات مرتبط با پول‌شویی و پرونده‌های مالی روبه‌رو بوده، هرچند تاکنون در هیچ حوزه قضایی به جرمی متهم نشده است.
بررسی رویترز و گفت‌وگو با ۱۵ کارگر نفتی، پیمانکار، سرمایه‌گذار و کارشناس صنعت نفت، تصویری متفاوت از ادعاهای رسمی ارائه می‌کند. شماری از مصاحبه‌شوندگان گفته‌اند شرکت به برخی شرکای تجاری خود بدهکار است و برای استخدام نیروی متخصص و تعمیر زیرساخت‌های نفتی با مشکل مواجه شده است.
وعده افزایش تولید از حدود ۲۲۴ هزار بشکه در روز به بیش از یک میلیون بشکه، در شرایطی مطرح شده که تحقق آن به سرمایه‌گذاری عظیم، تجهیزات پیشرفته، نیروی متخصص و بازسازی گسترده تأسیسات نیاز دارد. این فاصله میان توان اجرایی و اهداف اعلام‌شده، نخستین نشانه برخورد پروژه ترامپ با دیوار واقعیت است.
۶۴ میلیارد بشکه روی کاغذ؛ فقط ۱۰ میلیارد بشکه در دسترس؟
یکی از ابزارهای اصلی ترامپ برای بزرگ جلوه دادن توافق، برجسته کردن رقم ۶۴ میلیارد بشکه ذخایر نفتی است؛ اما این عدد به‌معنای آن نیست که تمام این منابع قابلیت استخراج اقتصادی دارند یا می‌توانند در کوتاه‌مدت به درآمد و تولید تبدیل شوند.
فرانسیسکو مونالدی، مدیر برنامه انرژی آمریکای لاتین در مؤسسه بیکر دانشگاه رایس، برآورد کرده است که از این ذخایر، تنها حدود ۱۰ میلیارد بشکه ممکن است طی دوره ۲۵ ساله مجاز بر اساس قوانین ونزوئلا توسعه پیدا کند؛ آن هم در صورتی که همه شرایط لازم فراهم شود.
این تفاوت، شکاف میان ارقام تبلیغاتی و ظرفیت واقعی صنعت نفت را آشکار می‌کند. ذخایر زیرزمینی به‌تنهایی نه تولید ایجاد می‌کنند و نه درآمد تضمین‌شده‌ای به همراه دارند. برای استخراج آنها باید چاه‌های غیرفعال تعمیر شوند، تأسیسات فرسوده بازسازی شوند، تجهیزات حفاری و انتقال نفت تأمین شود و نیروی متخصص به کار گرفته شود. در یکی از مناطق عملیاتی شرکت، حدود ۸۰ درصد از نزدیک به چهار هزار چاه غیرفعال حوضه ماراکایبو نیازمند تعمیر هستند. در هفت میدان از ۱۷ میدان نیز بر اساس تحلیل ماهواره‌ای یک مؤسسه اطلاعاتی، زیرساخت حفاری وجود نداشته است.
با وجود چنین موانعی، ترامپ رقم بزرگ ذخایر را به‌گونه‌ای عرضه می‌کند که گویی دسترسی به آن مساوی با تصاحب فوری ثروتی آماده است. این همان خطای محاسباتی است که بارها در سیاست‌ورزی اقتصادی او دیده می‌شود: بزرگ‌نمایی امتیاز اولیه و نادیده گرفتن دشواری‌های تبدیل آن به نتیجه‌ای واقعی.
احیای صنعت نفت ونزوئلا چقدر سرمایه می‌خواهد؟
شرکت اعلام کرده از سال ۲۰۲۴ تاکنون یک میلیارد دلار از سرمایه خود را در پروژه‌های ونزوئلا سرمایه‌گذاری کرده و قصد دارد میزان سرمایه‌گذاری مجدد سالانه را تا ۵۰ درصد افزایش دهد. سخنگوی شرکت نیز مدعی شده این مجموعه در مسیر برنامه‌های خود قرار دارد و در خط مقدم احیای صنعت نفت ونزوئلا فعالیت می‌کند.
اما توسعه هم‌زمان ۱۷ میدان نفتی، حتی برای شرکت‌های بزرگ و باسابقه صنعت نفت جهان نیز پروژه‌ای دشوار محسوب می‌شود. شرکت برای تحقق اهداف خود باید به تجهیزات حفاری، ماشین‌آلات سنگین، تأسیسات برق و نیروی انسانی متخصص دسترسی پیدا کند؛ منابعی که در صنعت نفت ونزوئلا با کمبود جدی مواجه‌اند. شش منطقه از میدان‌های واگذارشده نیز زمین‌های بکر و دورافتاده‌ای هستند که از جاده و زیرساخت‌های نفتی کافی برخوردار نیستند.
هامبرتو کالدرون برتی، وزیر پیشین انرژی ونزوئلا، نیز با اشاره به فقدان صلاحیت فنی و سابقه کوتاه شرکت در این حوزه، در کنفرانسی در ماه سپتامبر نسبت به دوام این توافق ابراز تردید کرده بود. از سوی دیگر، معاون شرکت نفت دولتی ونزوئلا گفته است رسیدن به هدف تولید یک میلیون بشکه در روز ممکن است شش تا هفت سال زمان ببرد؛ زمانی بسیار طولانی‌تر از تصویری که تبلیغات اولیه از یک دستاورد سریع و تاریخی ارائه می‌کرد.
برخورد ترامپ با دیوار سخت واقعیت!
پرونده ونزوئلا را باید فراتر از یک قرارداد نفتی دید. این نمونه‌ای از سیاستی است که در آن ترامپ دسترسی به منابع دیگر کشورها را نشانه قدرت آمریکا معرفی می‌کند، اما در محاسبه توان واقعی برای اداره، توسعه و بهره‌برداری از این منابع دچار خوش‌بینی افراطی می‌شود. تصاحب امتیازها، اعلام سهم مالکیت و انتشار ارقام بزرگ، هنوز به معنای تولید نفت، درآمد پایدار یا تحقق وعده‌های سیاسی نیست. وقتی شرکت طرف قرارداد با بدهی، کمبود تجهیزات و فرسودگی زیرساخت‌ها روبه‌روست و کارشناسان نیز درباره ظرفیت واقعی استخراج تردید دارند، ادعای پیروزی تاریخی بیش از آنکه نشانه موفقیت باشد، پرده‌ای بر شکنندگی پروژه است. ترامپ بار دیگر با این واقعیت مواجه شده که نمی‌توان با فرمان سیاسی، منابع یک کشور را به ماشین تولید ثروت برای آمریکا تبدیل کرد. سیاست مداخله و تصاحب شاید روی کاغذ امتیازهایی نصیب واشنگتن کند، اما در میدان عمل، جایی که اقتصاد و واقعیت‌های فنی تعیین‌کننده‌اند، جاه‌طلبی‌های ترامپ می‌تواند به بن‌بست برسد و آنچه به‌عنوان پیروزی فروخته شده، به دستاوردی کم‌رمق و ناکام بدل شود.


نظرات شما