شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

مقالات

سرمقاله فرهیختگان/ روز ۳۶۶اُم دفاع ملی

سرمقاله فرهیختگان/ روز ۳۶۶اُم دفاع ملی
پیام آذری - فرهیختگان / «روز ۳۶۶اُم دفاع ملی» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم صادق امامی که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: دقیقاً یک‌سال پیش در چنین روزی، ...
  بزرگنمايي:

پیام آذری - فرهیختگان / «روز ۳۶۶اُم دفاع ملی» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم صادق امامی که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
دقیقاً یک‌سال پیش در چنین روزی، بسیاری از مردم با طلوع خورشید و مرور شبکه‌های اجتماعی یا اخبار تلویزیون، متوجه شدند که چه اتفاقی رخ‌داده است. رسانه‌ها پی‌درپی تصاویر و اسامی فرماندهان ارشد نظامی، مسئولان رده‌بالای سیاسی، دانشمندان هسته‌ای و دفاعی را منتشر می‌کردند و خبر از شهادت آنان می‌دادند. رژیم صهیونیستی در سه ساعت و در قالب پنج موج حمله، با به‌کارگیری بیش از ۲۰۰ فروند جنگنده، نزدیک به ۱۰۰ هدف را در نقاط مختلف ایران مورد حمله قرار داد. جدا از تهران، اهدافی در بیش از 10 استان (کرمانشاه، لرستان، آذربایجان شرقی و البرز) زیر ضربات موشکی رژیم رفته بودند. به‌موازات حملات هوایی، شبکه داخلی رژیم نیز با استفاده از ریزپرنده‌های انتحاری، سامانه‌های پدافندی و موشکی را هدف قرار دادند تا از این طریق آسمان برای ورود جنگنده‌های رژیم به طور کامل باز شود. صدای بمباران و تصاویر ویرانی‌ها در تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی، جامعه را در شوک بزرگی فروبرده بود. درست مثل 31 شهریور 1359 و اعلام حملات رژیم بعثی به ایران. «داره چه اتفاقی می‌افته؟!» این پرسشی بود که مردم برای یافتن پاسخ آن، شبکه‌های اجتماعی را زیرورو می‌کردند. حجم اخبار دلهره‌آور و ناامیدکننده به‌اندازه‌ای بود که هیچ‌کس به‌خاطر ندارد در کمتر از یک ساعت پس از حمله، نخستین موج پهپادی‌های ایرانی، به سمت سرزمین‌های اشغالی شلیک شدند. در عوض رسانه‌ها پر بود از اظهارنظرهای بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر و یسرائیل کاتس، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی. نتانیاهو در همان لحظات ابتدایی می‌گفت که هدف این عملیات، حمله به «تأسیسات هسته‌ای ایران» است. او کمی بعد گفت عملیات علیه ایران برای «نابودی توانمندی هسته‌ای و موشک‌های دوربرد» تا هر زمان که لازم باشد «ادامه خواهد یافت.» سی‌ان‌ان اما به نقل از یک منبع نوشت که «مقامات آمریکایی» معتقدند اسرائیل حمله خود را «فرصتی برای تغییر رژیم در ایران» می‌داند. غافلگیری تاکتیکی در ساعات اولیه حمله و ضربات رژیم به ایران باعث شده بود دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا که در همان ساعات نخست، تلاش کرد آمریکا را از عملیات اسرائیل جدا نشان دهد و اعلام کند حمله اسرائیل به ایران «اقدامی یک‌جانبه» بوده و آمریکا در آن مشارکت نظامی نداشته، ساعاتی بعد موضع تهاجمی‌تری گرفت و به رسانه‌ها گفت حمله اسرائیل «عالی» بود. او حتی هشدار داد که «باز هم چیزهای بیشتری در راه است.» این اخبار و صدای انفجار و تصاویر آنی که بلافاصله بعد از بمباران تأسیسات و مناطق در رسانه‌ها منتشر می‌شد، همه را در بهت فرو برده بود. ایران و مردمش زیر بمباران سنگین نظامی و رسانه‌ای قرار گرفته بودند. خیابان‌ها ساکت و آرام بود و مردم ترجیح می‌دادند در خانه بمانند و اخبار را دنبال کنند. اما با انتشار خبر شلیک اولین موج موشکی عملیات «وعده صادق 3» از تهران، اصفهان، ارس و کرمانشاه، همه‌چیز تغییر کرد. برای مردم ایران، پاسخ موشکی به رژیم یک معنا بیشتر نداشت؛ «ما شکست نمی‌خوریم.» همین جمع‌بندی نیز باعث شد بلافاصله پس از عملیات موشکی ایران، خیابان‌ها دوباره شلوغ شوند. با موج نخست موشکی ایران که اهدافی را در سرزمین‌های اشغالی و به‌ویژه تل‌آویو زیر ضربه برد، سران رژیم متوجه شدند عملیات به نتیجه نرسیده است و از همین رو نیز بلافاصله پس از پاسخ ایران، ویدئویی از بنیامین نتانیاهو منتشر شد و او از مردم ایران خواست علیه حکومت در تهران برخیزند و آنچه او «مسیر آزادی» خوانده را «هموار» کنند. او خطاب به مردم ایران گفت: «زمان آن رسیده که برای آزادی خود و در دفاع از پرچم و میراث تاریخی‌تان بایستید.» حتی با این پیام‌ها و استفاده از عباراتی مثل «زن، زندگی، آزادی» به زبان فارسی نیز راه به جایی نبرد تا اکنون در سالگرد تجاوز رژیم صهیونیستی به ایران، بتوان به بررسی چرایی شکست رژیم در این جنگ پرداخت. به طور خلاصه، چرایی شکست رژیم در این جنگ در 3 حوزه قابل‌تحلیل است: «1-سیاسی، 2-نظامی و 3- اجتماعی.»
بازار
1- سیاسی
جنگ 12 روزه از دل یک تغییر محاسبه شکل گرفت. پس از عملیات جسورانه مقاومت اسلامی در غزه علیه صهیونیست‌ها در ۷ اکتبر، تل‌آویو به این جمع‌بندی رسید که دیگر با یک درگیری محدود و قابل‌مهار روبه‌رو نیست، بلکه وارد مرحله‌ای شده که آن را تهدیدی موجودیتی برای امنیت خود تلقی می‌کند. به همین دلیل، تل‌آویو- که بسیاری از تحلیلگران معتقد بودند توانایی جنگ‌های طولانی‌مدت را ندارد- به‌تدریج از منطق جنگ‌های کوتاه‌مدت گذشته فاصله گرفت و وارد الگوی جدیدی از درگیری شد؛ الگویی که در آن، هدف آن تغییر معادله بازدارندگی در سطح منطقه بود. در مقابل رژیم، ایران تا پیش از جنگ ۱۲ روزه، عمدتاً درگیری‌هایی منطقه‌ای را در سطح موجودیتی تفسیر نمی‌کرد، از همین رو در عملیات‌هایی مانند وعده‌های صادق ۱ و 2، هدف اصلی خود را بر ارسال پیام قدرت و جلوگیری از گسترش درگیری محدود کرد تا از ورود به یک جنگ تمام‌عیار جلوگیری کند. البته طرف صهیونیستی تا پیش از آسوده‌خاطر شدن از جبهه جنوب و شمال نیز علاقه‌ای به تشدید تنش با ایران نداشت و همین باعث شده بود بسیاری از تحلیلگران تصور کنند هرگونه تنش مستقیم در نهایت در بازه‌ای کوتاه و کنترل‌شده متوقف خواهد شد. اما در جنگ ۱۲ روزه، این معادله تغییر کرد. اگرچه رژیم مدعی بود هدف ابتدایی‌اش از حمله ازکارانداختن توانایی تولید تسلیحات هسته‌ای است و سپس هدف را به توانایی موشکی ایران گسترش داد، اما بررسی تحرکات دشمن نشان می‌داد هدف فراتر از هسته‌ای و موشکی است و ایران با یک تهدید موجودیتی روبه‌روست. در چنین شرایطی، پاسخ ایران از سطح پیام‌های محدود نظامی، به سطح یک درگیری مستقیم و گسترده‌تر تغییر یافت. به عبارت ساده‌تر، اگر در دوره‌های قبل، درگیری‌ها بیشتر در چهارچوب «نمایش قدرت کنترل‌شده» تعریف می‌شد، در جنگ ۱۲ روزه ایران از این چهارچوب فاصله گرفت و وارد یک مواجهه پرهزینه‌تر شد. بااین‌حال، نکته مهم در سطح سیاسی این بود که اسرائیل نتوانست این تغییر فضا را به یک دستاورد پایدار سیاسی تبدیل کند، یعنی با وجود آغاز گسترده و غافلگیرکننده عملیات، خروجی سیاسی مشخصی شکل نگرفت که بتواند توازن جدیدی را تثبیت کند. وقایع بعدی همچون شبه‌کودتای 18 و 19 دی‌ماه نشان داد جنگ 12 روزه پایه اصلی برای براندازی ایران بود، ولی این پروژه که در نهایت به جنگ رمضان منتهی شد، به نتیجه‌ای منجر نشد که نتانیاهو و صهیونیست‌ها در پی آن بودند و با شکست در سطح سیاسی به پایان رسید.
2- اجتماعی
در کنار توان نظامی و ظرفیت سیاسی، یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت ایران، عنصر اجتماعی یعنی مردم هستند؛ عاملی که در شرایط بحران نشان داده توانسته نقش تعیین‌کننده‌ای در ثبات کشور ایفا کند.این مؤلفه در جنگ 12 روزه به‌خوبی عمل کرد و توانست طراحی دشمن را به طور کامل از بین ببرد. یکی از مهم‌ترین مسائل در جنگ سال گذشته، شکاف بزرگ میان تصور طراحان عملیات با واکنش واقعی جامعه ایران بود. از همان ساعات اولیه حمله، بنیامین نتانیاهو در پیام‌های جداگانه‌ای مستقیماً مردم ایران را خطاب قرار داد. این پیام‌ها نشان می‌داد در محاسبات طرف مقابل، جامعه ایران یک عنصر تعیین‌کننده در معادله جنگ در نظر گرفته شده است. از همین رو در نخستین پیام، نتانیاهو خطاب به مردم ادعا کرد که «نبرد ما با شما نیست.» او از این طریق تلاش می‌کرد بین جامعه و حاکمیت فاصله بیندازد تا با پیام‌های بعدی، از این ظرفیت ایجاد شده بهره‌برداری کند. به عبارت ساده‌تر، طراحی طرف مقابل بر این اصل استوار بود که با حمله نظامی می‌تواند واکنش اجتماعی، اعتراض خیابانی و در نهایت بی‌ثباتی داخلی و سرنگونی حکومت را به پیش ببرد، حتی در ساعات بعدی و پس از آغاز پاسخ موشکی ایران، این پیام‌ها تکرار شد. نتانیاهو بار دیگر از مردم ایران خواست «به خیابان‌ها بیایند»، «برای آزادی خود اقدام کنند» و این جنگ را «فرصتی تاریخی» برای تغییر وضعیت سیاسی کشور معرفی کرد. در واقع، در لایه اجتماعی جنگ، یکی از اهداف غیرمستقیم حمله، تحریک جامعه ایران برای ورود به یک کنش خیابانی بود. اما آنچه در عمل رخ داد، دقیقاً برخلاف این محاسبه بود. نه‌تنها هیچ‌گونه موج اعتراضی یا تجمعی در داخل کشور شکل نگرفت، بلکه فضای عمومی جامعه به سمت نوعی انسجام و همگرایی حرکت کرد. در ساعات و روزهای ابتدایی جنگ، به‌جای بروز شکاف داخلی، نوعی اتحاد در برابر تهدید خارجی دیده شد. این موضوع نشان داد برداشت اولیه از جامعه ایران، با واقعیت میدانی فاصله قابل‌توجهی دارد. یکی از خطاهای محاسباتی مهم در این جنگ، تصور اثرگذاری مستقیم حمله نظامی بر شکاف اجتماعی و تبدیل آن به اعتراض داخلی بود؛ درحالی‌که تجربه جنگ نشان داد جامعه ایران در مواجهه با تجاوز، رفتار متفاوت از پیش‌بینی‌های ساده‌سازی‌شده نشان می‌دهد. در همین بستر، پیوند عمیقی بین «ایران» و «اسلام» شکل گرفت و این دو را تبدیل به پیکره‌ای واحد کرد. این پیوستگی به‌قدری گسترده بود که جای پای خود را به‌سرعت در تولیدات فرهنگی باز کرد. آهنگ «علاج» محسن چاوشی و «ای ایران» محمود کریمی که حتی موردتوجه رهبر شهید انقلاب نیز قرار گرفت، در یک چهارچوب قابل‌تفسیر بودند؛ تقویت حس تعلق ملی و دینی در شرایط بحران. در کنار این، بخشی از جریان‌ها و چهره‌های اپوزیسیون- که پیش‌تر منتقد جدی جمهوری اسلامی بودند- در جریان جنگ موضعی متفاوت گرفتند و نسبت به حمله خارجی به ایران واکنش منفی نشان دادند. این تغییر موضع نشان داد در وضعیت تهاجم خارجی، مرز میان مخالفت سیاسی و دفاع از تمامیت ایران، غلیظ‌تر از آن است که افراد بتوانند در سمت دشمن بایستند. البته این وضعیت تمام اپوزیسیون جمهوری اسلامی را دربر نگرفت. در مقابل، بخشی دیگر از اپوزیسیون به‌صراحت طرف صهیونیست‌ها ایستاد؛ شاخص‌ترین آنها رضا پهلوی فرزند شاه مخلوع ایران بود.او 7 سال پیش در برنامه «میدان» رسانه صهیونیستی اینترنشنال در پاسخ به سوال مجری درباره موضعش درباره حمله آمریکا به ایران، گفته بود یک «وطن‌پرست» نمی‌تواند حمله نظامی به ایران را توجیه کند و همین موضوع او را مجبور می‌کند این حملات را «محکوم» کند. این موضع‌گیری پس از باز شدن پای پهلوی به سرزمین‌های اشغالی تغییر کرد و او در جریان جنگ 12 روزه جدا از عدم محکومیت این تجاوز حتی کشتار غیرنظامیان توسط رژیم را با این عبارت که «اسرائیل نمی‌خواست عمداً غیرنظامیان را هدف بگیرد» توجیه کرد و به بی‌بی‌سی گفت حملات اسرائیل، فرصتی «بی‌سابقه برای سرنگونی رژیم» است. این رویکرد که با موجی از نقد در فضای عمومی مواجه شد، نقطه آغاز سقوط و رسوایی جریان پهلوی و اپوزیسیون همسو با او بود.در مجموع، یکی از دلایل ناکامی جنگ 12 روزه این بود که نه‌تنها به شکاف داخلی منجر نشد، بلکه برخلاف تصور اولیه طراحان، به نوعی انسجام اجتماعی عجیبی را- که پس از وقایع 1401 ضعیف شده بود- مجدداً سر و شکل داد و تقویت کرد. جنگ 12 روزه ثابت کرد در شرایط تهدید خارجی، جامعه ایران در مسیر فروپاشی حرکت نمی‌کند، بلکه حتی اگر اختلافات سیاسی داخلی همچنان باقی بماند، می‌تواند به سمت نوعی همگرایی حول مفهوم ایران و اسلام حرکت کند.
3- نظامی
بی‌شک توانایی‌های نظامی ایران، اصلی‌ترین مؤلفه در شکست طراحی دشمن در جنگ 12 روزه بود. تلقی صهیونیست‌ها این بود که با عملیاتی غافلگیرکننده و ترور فرماندهان نظامی، تهران عملاً توان پاسخگویی به تجاوز دشمن را نخواهد داشت و رژیم با بهره‌گیری از آسیب به وجود آمده در پدافند هوایی، در بازه‌ای کوتاه، توانایی هسته‌ای و موشکی ایران را از بین می‌برد و با براندازی به عمر جمهوری اسلامی پایان می‌دهد. ایران اما سال‌ها قبل به حملات اینچنینی و زیر ضربه بردن تأسیسات موشکی فکر کرده بود. از همین رو برد موشک‌هایش را به 2 هزار کیلومتر رسانده بود تا از عمق کشور بتواند سرزمین‌های اشغالی را هدف قرار دهد. اگرچه در ساعات ابتدایی جنگ، برخی پایگاه‌های موشکی ایران در غرب از چرخه عملیاتی خارج شدند، اما پایگاه‌هایی از عمق ایران، سرزمین‌های اشغالی را مورد هدف قرار دادند. در روزهای نخست جنگ، رژیم با بهره گیری از جنگنده‌ها و لایحه‌های پدافندی گسترده و حمایت همه جانبه آمریکا در پدافند، توانست در برابر موج‌های موشکی ایران مقاومت کند. این وضعیت باعث شد فرماندهان نظامی ایرانی با یک بازنگری سریع در حوزه پدافندی و آفندی، جنگ را ادامه بدهند. در حوزه پدافند، از روز سوم یا چهارم قدرت پدافندی در برد کوتاه و متوسط احیا شد و خطراتی که از ناحیه پرنده‌هایی در ارتفاع پایین بود تقریباً برطرف شد. در حوزه آفندی و شلیک موشک‌ها نیز از روز هفتم جنگ ورق به شکل عجیبی بازگشت و رژیم دچار استیصال شد. روزنامه تلگراف، پس از جنگ در گزارشی نوشته بود نسبت موشک‌های ایرانی که به پدافند هوایی اسرائیل نفوذ کردند، در طول جنگ افزایش یافت و از روز اول تا روز هفتم جنگ، رشدی 7 برابری پیدا کرد. وال استریت ژورنال نیز در گزارشی نوشته بود ایران نقاط ضعف شبکه پدافندی اسرائیل را شناسایی کرده بود و با تغییر نوع موشک‌ها، اصلاح زمان‌بندی حملات، شلیک از جغرافیای متفاوت و تعداد کمتر اما موشک‌های پیشرفته‌تری نرخ اصابت را به شکل ویژه‌ای افزایش داد. موفق‌ترین حمله ایران در اول تیرماه یعنی روز دهم رخ داد؛ زمانی که ۱۰ موشک از ۲۷ موشک شلیک‌شده به اهداف خود اصابت کردند. چند ماه پس از این جنگ جان مرشایمر، نظریه‌پرداز برجسته آمریکایی در گفت‌وگو با پادکست «مکس اوته» در آلمان گفته بود در جنگ، ایرانی‌ها برای نفوذ به سامانه‌های پدافندی اسرائیل، «روزبه‌روز کارکشته‌تر و ماهرتر» می‌شدند. او تأکید کرده بود این رژیم اسرائیل بود که «تمایل بسیار زیادی به پایان جنگ ۱۲روزه» داشت. او اذعان داشت در جنگ 12 روزه، «خسارتی که ایرانی‌ها وارد می‌کردند، به‌مراتب چشمگیرتر از آسیبی بود که اسرائیلی‌ها وارد ‌کردند.» از همین رو برخی کارشناسان معتقد بودند اگر این جنگ چند روز دیگر ادامه پیدا می‌کرد، ضربات ایران سهمگین‌تر از قبل می‌شد. ایران مبتنی‌بر این قدرت، طرفی بود که در آستانه آتش‌بس، آخرین موج موشکی را روانه سرزمین‌های اشغالی کرد. نبرد 12 روزه هرچند هزینه‌هایی برای ایران به همراه داشت، تهران را برای جنگ رمضان آماده‌ کرد. این آمادگی باعث شد تهران در نبردی 40 روزه، ایستادگی کند و با بستن تنگه هرمز، شکستی تاریخی را به دشمن تحمیل کند.


نظرات شما