يکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵

سیاسی

چشم‌انداز جذابی که سراب از آب در آمد

چشم‌انداز جذابی که سراب از آب در آمد
پیام آذری - اکو ایران /متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست چرا پروژه توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی در خلیج فارس از همان ابتدا محکوم ...
  بزرگنمايي:

پیام آذری - اکو ایران /متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
چرا پروژه توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی در خلیج فارس از همان ابتدا محکوم به شکست بود؟
سرمایه‌گذاری در خلیج فارس فقط به همکاری‌های فناوری میان آمریکا و چند دولت عربی محدود نشده؛ بلکه شبکه‌ای از وابستگی‌های دیجیتال ایجاد کرده که اکنون ده‌ها کشور را نیز دربر گرفته است؛ کشورهایی که نه در شکل‌گیری این ترتیبات نقشی داشته‌اند و نه از خطرات آن آگاه بوده‌اند.
سرمایه‌گذاری‌های کلان شرکت‌های آمریکایی فعال در حوزه هوش مصنوعی در منطقه با هدایت دولت ایالات متحده با توجه به شرایط امنیتی به‌وجود آمده در منطقه با چالش جدی روبه‌رو شده است.
چشم‌انداز جذابی که سراب از آب در آمد
به نوشته نشریه فارن افیرز، زمانی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در ماه مه ۲۰۲۵ از سفر خود به کشورهای خلیج فارس بازگشت، از امضای ۲.۲ تریلیون دلار توافق دوجانبه میان ایالات متحده و قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی سخن گفت. افزون بر همکاری‌های دفاعی و اقتصادی، بخش مهمی از این توافق‌ها به هوش مصنوعی اختصاص داشت؛ به‌ویژه ساخت زیرساخت‌های هوش مصنوعی آمریکایی در کشورهای خلیج فارس.
 برای شرکت‌های فناوری آمریکایی، این پیشنهاد بسیار جذاب به نظر می‌رسید: انرژی ارزان و فراوان، دسترسی به سرمایه صندوق‌های ثروت ملی، موانع نظارتی کمتر برای ساخت مراکز داده و همچنین موافقت دولت آمریکا با فروش تراشه‌هایی که پیش‌تر صادرات آن‌ها محدود شده بود. برای واشنگتن نیز این توافق‌ها فرصتی بود تا پیشرفت در حوزه هوش مصنوعی آمریکا را سرعت ببخشد و کشورهای خلیج فارس را از همکاری گسترده‌تر با چین در این حوزه دور کند.
اما تحولات اخیر یک خطر بزرگ را آشکار کرده است: زیرساخت‌هایی که این فناوری حیاتی بر آن‌ها تکیه دارد، اکنون در معرض حملات نظامی قرار گرفته‌اند و در میانه جنگی گرفتار شده‌اند که هرگز برای آن آماده نبودند. در اول مارس، مجموعه‌ای از پهپادهای یک‌طرفه دو مرکز داده متعلق به آمازون وب سرویسز (AWS) در امارات را هدف قرار داد. یک تأسیسات دیگر AWS در بحرین نیز احتمالاً بر اثر ترکش‌های ناشی از حمله‌ای در نزدیکی آن آسیب دید. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرده که این مراکز داده از عملیات هوش مصنوعی ارتش آمریکا پشتیبانی می‌کنند و بنابراین طبق قوانین جنگی اهدافی مشروع به شمار می‌روند.
همزمان، بسته شدن مؤثر تنگه هرمز و اختلال در دریای سرخ، کابل‌های زیردریایی‌ای را که بخش عمده ترافیک داده میان آسیا، اروپا و خلیج فارس را منتقل می‌کنند در معرض خطر قرار داده است.
سرمایه‌گذاری‌هایی که نمی‌توان نیمه‌کاره رها کرد
این حملات هزینه‌های کوتاه‌مدت قابل توجهی بر کاربران این شبکه‌ها، چه نظامی و چه غیرنظامی، تحمیل کرده‌اند؛ اما مشکل اصلی فراتر از این است. سرمایه‌گذاری در خلیج فارس فقط به همکاری‌های فناوری میان آمریکا و چند دولت عربی محدود نشده؛ بلکه شبکه‌ای از وابستگی‌های دیجیتال ایجاد کرده که اکنون ده‌ها کشور را نیز دربر گرفته است؛ کشورهایی که نه در شکل‌گیری این ترتیبات نقشی داشته‌اند و نه از خطرات آن آگاه بوده‌اند.
شرط‌بندی آمریکا روی خلیج فارس برای توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی اشتباه بود. واشنگتن با تشویق شرکت‌های آمریکایی به ساخت زیرساخت‌های حیاتی و غیرقابل جابه‌جایی در منطقه‌ای بی‌ثبات، بر محیطی امنیتی قمار کرد که خود آمریکا نیز در شکل‌گیری بی‌ثباتی آن نقش داشته است؛ از جمله از طریق جنگ اخیر با ایران.
وقتی چنین سرمایه‌گذاری‌هایی انجام می‌شوند، وابستگی‌هایی که ایجاد می‌کنند به‌راحتی قابل بازگشت نیستند. پروژه‌های چند میلیارد دلاری زیرساختی را نمی‌توان به‌سادگی خاموش کرد و سرمایه آن‌ها را به جای دیگری منتقل نمود، به‌ویژه زمانی که این زیرساخت‌ها پایه یکی از ارزشمندترین فناوری‌های جهان یعنی هوش مصنوعی باشند.
در نتیجه، هزینه‌هایی که اکنون شرکت‌ها، مصرف‌کنندگان و حتی منافع امنیت ملی آمریکا با آن روبه‌رو هستند، احتمالاً ادامه خواهند یافت و شاید حتی افزایش یابند. برخی پروژه‌ها از هم‌اکنون به نقطه‌ای رسیده‌اند که بازگشت از آن تقریباً ناممکن است و شرکت‌ها ناچار خواهند بود این هزینه‌ها را بپذیرند. اما برای طرح‌هایی که هنوز در مراحل برنامه‌ریزی یا ساخت قرار دارند، شرکت‌های فناوری باید در انتقال فعالیت‌های خود به خلیج فارس تجدیدنظر کرده و با همکاری واشنگتن، پروژه‌ها را به مکان‌هایی منتقل کنند که از نظر امنیتی مطمئن‌تر و با توجه به افزایش هزینه‌های انرژی و سایر مخارج، از نظر اقتصادی نیز رقابتی‌تر شده‌اند؛ یعنی خود ایالات متحده.
واکنش زنجیره تأمین
خلیج فارس در حال حاضر حدود ۱.۵ درصد ظرفیت محاسباتی جهان را در اختیار دارد؛ رقمی که تقریباً دو برابر سهم آن از جمعیت جهانی است. اگرچه این سهم هنوز کوچک به نظر می‌رسد، اما ظرفیت منطقه سالانه حدود ۹ درصد رشد می‌کند. توافق‌های حاصل از سفر ترامپ در سال ۲۰۲۵ بخش مهمی از این رشد را تشکیل می‌دهند.
شرکت اِی‌اِم‌دی از سرمایه‌گذاری ۱۰ میلیارد دلاری مشترک با شرکت هیومین وابسته به صندوق ثروت ملی عربستان خبر داد. شرکت انویدیا نیز متعهد شد ۱۸ هزار تراشه پیشرفته برای زیرساخت هوش مصنوعی عربستان تأمین کند. همچنین گروهی از شرکت‌های آمریکایی برنامه‌ریزی برای احداث یک پردیس عظیم هوش مصنوعی در امارات با همکاری شرکت G42 را آغاز کردند.
زمانی که مراکز داده آمازون در امارات از کار افتادند، اثرات آن به سرعت در سراسر اقتصاد دیجیتال منطقه گسترش یافت. بانک‌های بزرگ، اپلیکیشن‌های پرداخت، خدمات حمل‌ونقل و تحویل کالا، شرکت‌های نرم‌افزاری و حتی برخی فعالیت‌های شرکت آمریکایی «اسنوفلیک» دچار اختلال شدند.
اما پیامدهای این حملات محدود به خاورمیانه نبود. بسیاری از شرکت‌های آسیب‌دیده اصلاً در منطقه فعالیت نداشتند، بلکه از ارائه‌دهندگان خدمات ابری استفاده می‌کردند که پردازش داده‌هایشان را از طریق سرورهای مستقر در خلیج فارس انجام می‌دادند. برخی از آن‌ها حتی نمی‌دانستند که داده‌هایشان از این منطقه عبور می‌کند تا زمانی که این مراکز از کار افتادند.
بخشی از توافق نبود
برای بسیاری از شرکت‌ها، محاسبات اقتصادی‌ای که در سال ۲۰۲۵ خلیج فارس را جذاب می‌کرد، دیگر اعتبار ندارد. هیچ راه واقع‌بینانه‌ای برای محافظت از یک مرکز داده تجاری در برابر موشک‌های کروز یا حملات گسترده پهپادی وجود ندارد. تبدیل مراکز داده به دژهای نظامی نه‌تنها بسیار پرهزینه خواهد بود، بلکه در نهایت نیز امنیت کامل ایجاد نمی‌کند. تجربه جنگ روسیه و اوکراین نشان داده است که هیچ سامانه دفاع هوایی قادر به رهگیری صددرصدی حملات نیست.
مسئله مهم‌تر، مسئولیت‌های حقوقی شرکت‌هاست. بسیاری از آن‌ها برای توجیه توقف فعالیت‌های خود به بند «فورس ماژور» استناد کرده‌اند؛ بندی که در شرایط وقوع رویدادهای خارج از کنترل، شرکت را از انجام تعهداتش معاف می‌کند؛ اما دادگاه‌ها و کارشناسان حقوقی هشدار داده‌اند که در خاورمیانه چنین دفاعی ممکن است پذیرفته نشود، زیرا بی‌ثباتی سیاسی و درگیری نظامی در این منطقه قابل پیش‌بینی بوده است.
در نتیجه، شرکت‌هایی که پروژه‌هایشان هنوز در حال ساخت است، اکنون در حال بازنگری هستند که آیا ادامه این سرمایه‌گذاری‌ها منطقی است یا خیر. هزینه‌های بیمه، امنیت و زیرساخت‌های پشتیبان به شدت افزایش یافته و در برخی موارد هزینه نهایی پروژه‌ها از ساخت همان ظرفیت در اروپا، هند یا حتی داخل آمریکا بیشتر شده است.
فراتر از «پاکس سیلیکا»
تشویق فعال دولت آمریکا به توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی در خلیج فارس، از طریق توافق‌های سرمایه‌گذاری، مجوزهای صادرات تراشه و چارچوب «پاکس سیلیکا» [PAX SILICA/صلح سیلیکون‌ولی] یک اشتباه محاسباتی بزرگ بود، به‌ویژه با توجه به اقدام‌های بعدی واشنگتن در جنگ با ایران.
این سیاست شبکه‌ای از وابستگی‌ها ایجاد کرده که می‌تواند هم به منافع اقتصادی آمریکا و هم به امنیت ملی آن آسیب بزند؛ حتی اگر واشنگتن واقعاً قصد کاهش حضور نظامی خود در خاورمیانه را داشته باشد، بی‌ثباتی مزمن منطقه آن را به مکانی نامناسب برای استقرار زیرساخت‌های حیاتی فناوری تبدیل می‌کند.
ر«پاکس سیلیکا» با هدف نزدیک کردن کشورهای خلیج فارس به مدار فناوری آمریکا و دور کردن آن‌ها از چین طراحی شده‌اند. عقب‌نشینی کامل می‌تواند نتیجه وارون داشته باشد و فرصت‌های جدیدی برای پکن ایجاد کند. در عوض، ممکن است همکاری با کشورهای خلیج فارس را بر حوزه‌های کم‌خطرتر متمرکز کند؛ از جمله تأمین مواد معدنی حیاتی، بازسازی ظرفیت‌های تولیدی در کشورهای متحد و همزمان کاهش وابستگی به زیرساخت‌های آسیب‌پذیر مستقر در منطقه. بارهای پردازشی داده‌ها را می‌توان منتقل کرد، سرمایه‌گذاری‌های آینده را می‌توان به مناطق دیگر هدایت کرد و پروژه‌هایی را که هنوز در مرحله برنامه‌ریزی هستند می‌توان به‌طور کامل بازنگری کرد.
اما زمان برای این تصمیم‌ها در حال از دست رفتن است. این فرض که جنگ کنونی یک استثناست و نه پیش‌نمایشی از آینده منطقه، هر روز کمتر قابل دفاع به نظر می‌رسد. هرچه آمریکا و متحدانش دیرتر برای انتقال زیرساخت‌های حیاتی خود و بازتعریف همکاری‌های هوش مصنوعی اقدام کنند، این کار پرهزینه‌تر، پیچیده‌تر و خطرناک‌تر خواهد شد.
بازار


نظرات شما