چهارشنبه ۱۰ تير ۱۴۰۵

مقالات

قطر؟ خواهیم دید چه خواهد شد

قطر؟ خواهیم دید چه خواهد شد
پیام آذری - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست سید مهدی طالبی| آمریکا در تفاهم‌نامه اولیه ۶۰ روزه با ایران، تمایل ...
  بزرگنمايي:

پیام آذری - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
سید مهدی طالبی| آمریکا در تفاهم‌نامه اولیه 60 روزه با ایران، تمایل بسیار زیادی به نقض عهد دارد زیرا بالاجبار ارائه امتیازاتی را پذیرفته که مطابق میلش نبوده‌اند. از این رو موضوع مهم این دوره، پایش نحوه برخورد آمریکا با تفاهم‌نامه است. آمریکایی‌ها در چند حوزه دست به نقض تعهد خود زده‌اند و این قضیه ادامه دارد؛ اصلی‌ترین و پرتکرار‌ترین عرصه، لبنان است. آمریکا هم‌زمان دست به تهدید لفظی و عملی ایران زده است. «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا ایران را به حمله مجدد تهدید کرده، سنتکام ضمن اعلام‌حضور 50 هزار نیرو و آمادگی بالا، روزانه در حال انتقال حجم بالایی از تدارکات نظامی به منطقه بوده و علاوه بر گشت‌های هوایی تحریک‌آمیز، حملاتی به جنوب ایران داشته است. این درحالی است که طبق تفاهم، طرفین نباید یکدیگر را تهدید کنند چه رسد به آنکه تهاجمی صورت گیرد. مقامات آمریکایی می‌گویند ایران کماکان هیچ پولی از حساب‌های بلوکه شده خود دریافت نکرده است. مارکو روبیو که هفته قبل در اظهارنظری درباره سفر خود به خلیج‌فارس تأکید کرده بود «تا الان هیچ پولی به ایران منتقل نکرده و با این موضوع موافقت نکرده‌ایم» حالا می‌گوید تفاهم‌نامه با ایران صرفاً «یک تکه کاغذ امضا شده» است. آمریکای حزب دموکرات با ظاهرسازی‌های خود، تعهدی به اجرای مفاد برجام که به طور رسمی امضا شده بود نداشت و حال، سرنوشت چیزی که دولت بی‌قاعده ترامپ آن را رسماً تکه‌ای کاغذ می‌نامد، مشخص است. این سرنوشت به معنای نابودی تفاهم نیست، بلکه ایران می‌تواند همان‌گونه که با جنگیدن در تمام شاخص‌ها آمریکا را ناچار به پذیرش بند‌های تفاهم کرد، به همان ترتیب واشنگتن را مجبور به رعایت آن‌ها کند. به نظر می‌رسد فشار‌های ایران با کاستن از سرعت ماشین جنگی رژیم صهیونیستی در لبنان، توانسته بند‌های دیگر تفاهم‌نامه را هم پررنگ‌تر کند. «ماجد الانصاری»، سخنگوی وزارت امور خارجه قطر که کشورش میانجی‌گر، محل گفت‌وگوها و یکی از فعالان در زمینه آزادسازی مبالغ بلوکه شده ایران است روز گذشته اعلام کرد این مبالغ در حال حاضر در دسترس ایران نیستند، اما طبق تفاهم، این دسترسی به‌مرور برقرار می‌شود.
الانصاری می‌گوید: «موضوع ۶ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدود شده ایران، به توافق و بیانیه‌ای بازمی‌گردد که در سال ۲۰۲۳ میان ایالات متحده و ایران برای ایجاد کانال بشردوستانه در قطر حاصل شد. بر اساس آن توافق، این منابع مالی صرفاً باید در چهارچوب خرید کالا‌های بشردوستانه هزینه شوند.بنابراین، قطر مالک این دارایی‌ها نیست.»عبدالناصر همتی، رئیس‌کل بانک مرکز در توضیح روند آزادسازی پول‌های بلوکه شده گفته بود در گام نخست قرار است 12 میلیارد دلار از دارایی‌های ایران آزاد شود که 6 میلیارد دلار آن برای واردات کالا‌های بشردوستانه بوده و 6 میلیارد دوم، فاقد محدودیت است. ازآنجاکه بخش بزرگ جنگ کنونی، نبرد روایت‌هاست، ترامپ تلاش کرد با ورود به این قضیه ادعا کند 6 میلیارد دلاری ابتدایی برای خرید از کشاورزان آمریکایی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این سخنان یک تقلب بزرگ بود. ایران همانند بسیاری از کشور‌های دیگر، به دلیل نفوذ و در اختیار داشتن گلوگاه‌های غذایی جهان توسط شرکت‌های بزرگ، از یک یا دو شرکت آمریکایی بسیار عظیم در این حوزه خرید می‌کند و این موضوعی جدید و مختص ایران نیست. شرکت آمریکایی «کارگیل»، شرکتی است که به دلیل قوانین سفت و سخت خانوادگی در بورس عرضه شده و قدمت بسیار زیادی در تجارت کالا‌های اساسی کشاورزی و دامی دارد. نفوذ چنین شرکت‌هایی قدیمی و گلوگاهی به گونه‌ای است که آن‌ها به هرنحوی که شده خود را شریک بخشی از سازوکار صادرات محصولات کشاورزی در کشور‌های حاصلخیز و بزرگ کشاورزی کرده‌اند یا زمین‌ها تحت اجاره آنان است یا ماشین آلات یا انحصار جاده‌های کشیده شده به زمین‌ها و یا بنادر و سیلو‌های ذخیره‌سازی زنجیره تولید و صادرات کشاورزی. ترامپ اما این مسئله بسیار قدیمی را که برای همه کشور‌ها وجود دارد، به خرید از کشاورزان آمریکایی تعمیم داده که ایران آن را رد کرده است. ازسوی‌دیگر، تهران نه‌تنها خواهان تعمیم خرید‌ها به کشاورزان آمریکایی نیست که در سر دارد، ارتباطات انحصاری با این شرکت‌ها را هم به‌تدریج درهم بشکند؛ آن هم درحالی‌که دولت‌های دیگر نیز ملزم به خرید از چنین شرکت‌هایی هستند که تجارت‌های پرسود را در چنبره خود دارند. ترامپ که بار‌ها به اوباما برای تحویل 1.7 میلیارد دلار به ایران در قالب برجام تاخته بود، برای آنکه ارائه مبلغی 4 برابر بیشتر به تهران برایش دردسر نشود، با کمک جمعی از رسانه‌ها و مزدوران رسانه‌ای می‌خواهد با داستان‌هایی مانند فروش «یونجه»، این قضیه را پوشش دهد. اگر بی-2ها ترامپ را نجات نداده‌اند، بعید است از یونجه‌های می‌سی‌سی‌پی، برای او آورده‌ای بسازند؛ گرچه گاهی دروغ‌ها کارسازتر از بمب‌ها بوده‌اند. 
آزادسازی منابع مالی
مشکل بزرگ برای ایران در معامله با آمریکا، حفظ اهرم‌ها برای حفظ انگیزه عمل به تعهدات است، اما ذات برخی مسائل درهرصورت نیاز به زمان دارد. محاصره دریایی آمریکا بلافاصله پس از تفاهم رفع شد، اما قضیه مبالغ مالی پیچیدگی‌های زیادی دارد که ناشی از رژیم طولانی‌مدت تحریم‌هاست. تمام بانک‌ها و شرکت‌ها مجوز نقل‌وانتقال مبالغ به ایران را ندارند و از طرف دیگر، استفاده از این پول‌ها نیازمند تبدیل ارز‌ها به یکدیگر است که در مواردی، هفته‌ها زمان می‌برد. به نظر می‌رسد این تأخیر در خصوص 6 میلیارد دلاری که قرار است در ابتدا آزاد شود، کمتر باشد زیرا این مورد، همان مبلغی است که قرار بود چند سال قبل در مذاکرات آزادسازی جاسوس‌ها آزاد شود و به همین منظور از کره جنوبی به قطر منتقل شد. سخنگوی وزارت امور خارجه قطر روز گذشته در این رابطه گفت: «موضوع ۶ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدود شده ایران، به توافق و بیانیه‌ای بازمی‌گردد که در سال ۲۰۲۳ میان ایالات متحده و ایران برای ایجاد کانال بشردوستانه در قطر حاصل شد. بر اساس آن توافق، این منابع مالی صرفاً باید در چهارچوب خرید کالا‌های بشردوستانه هزینه شوند. بنابراین، قطر مالک این دارایی‌ها نیست.» این مبالغ بخشی از فرایند تغییر ارز را طی کرده‌اند و از طرفی قرار است برای خرید کالا‌های مشخص و غیرتحریمی به کار روند. تمرکز ایران نیز طی این مسیر و مشاهده عملکرد دشمن است تا دریابد آیا آمریکا اراده‌ای جدی در این باره دارد یا خیر، زیرا یکی از انتقادات اصلی در داخل آمریکا و در محافل صهیونیست، دسترسی ایران به دارایی‌های خود است.
تنگه
آمریکا به دنبال انهدام اهرم‌های راهبردی ایران به دو منظور است؛ رساندن ایران به تسلیم در مذاکرات و یا رساندن خود به موقعیت بهتر در صورت بروز مجدد جنگ. در این میان مهم‌ترین اهرم، تنگه هرمز است. این پرونده در هفته‌های اخیر تحولاتی را پشت سر گذاشته است. 
1- کریدور عمانی 
آمریکا برای خنثی‌سازی این اهرم، در پی تقسیم‌بندی جغرافیایی آن است. واشنگتن پس از آنکه عمان به سمت گفت‌وگو با ایران برای ایجاد سازوکار عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز متمایل شد، این کشور را از زبان رئیس‌جمهور به جنگ و نابودی تهدید کرد. عمان پس از آن و زیر فشار‌ها اعلام کرد کشتی‌های تجاری می‌توانند به طور کامل برای ورود و خروج به خلیج‌فارس، از سمت عمانی تنگه استفاده کنند که این گامی در راستای تضعیف موقعیت ایران بود و تهران آن را قبول نکرد. در نهایت کشتی‌های تجاری عبوری از این مسیر با پهپاد‌های انتحاری مورد هدف قرار گرفتند و این کریدور به محاق رفت. آمریکا با بمباران مناطق جنوبی ایران در دو نوبت، کوشید تا اراده تهران برای کنترل و مدیریت کریدور جدید را درهم بشکند، اما حملات ایران به‌ویژه دومین نوبت که در آن تأسیسات حساسی در پایگاه‌های آمریکا در کویت و بحرین مورد هدف قرار گرفتند، اراده جدی تهران را به دشمن گوشزد کرد. مسیر عمان با هدف قرارگرفتن کشتی‌های عبوری با پهپاد انتحاری، پاسخ‌های سنگین متقابل به آمریکا و موضع‌گیری سیاسی قابل‌توجه در برابر اقدام نامطلوب مسقط، متولد نشده سقط شد.
2- عملیات مین‌روبی
تحول دیگر درباره تنگه هرمز، اعلام تعدادی از کشور‌ها از جمله فرانسه درباره مشارکت در مین‌روبی تنگه است.ایران اعلام کرده نیازی به حضور هیچ کشوری نیست و خود به‌تنهایی عملیات مین‌روبی را انجام می‌دهد. از نظر شاخص‌های پیشین، عبور کشتی‌های جنگی آمریکا از هرمز ممنوع بوده و از زمان شروع جنگ در 9 اسفند تاکنون هیچ شناور جنگی از آن عبور نکرده است. میزان عبور‌ کشتی‌های تجاری به پیش از جنگ نرسیده که دلایلی دارد؛ برخی مسیر‌ها مین‌ریزی شده، کشتی‌ها باید برای تأیید محموله و مجوز عبور به ایران مراجعه کنند که زمانبر است، تعدادی از شرکت‌ها احساس خطر داشته و خود اجازه عبور به کشتی‌هایشان نمی‌دهند و در آخر، ایران پس از هر نقض عهد توسط دشمن، تنگه را مسدود می‌کند.
3- درآمد
ایران اعلام کرده حقوق بین‌الملل در خصوص آبراهه‌ها را رعایت می‌کند و مبلغی به‌عنوان عوارض عبور اخذ نخواهد شد و آنچه قرار است از کشتی‌های عبوری دریافت شود، هزینه‌های تأمین امنیت و ارائه خدمات است.آمریکا که قصد داشت با بهره‌گیری از این مسئله ایران را تحت‌فشار قرار داده و متهم سازد، با تأکید تهران بر رعایت قواعد بین‌المللی، حالا می‌گوید اخذ هر مبلغی تحت هر عنوان، همان دریافت عوارض است. آنچه در این میان اهمیت دارد واکنش طرف‌های دیگر به این موضوع است. عمان اعلام کرده دریافت عوارض عبور غیرقانونی است، اما می‌توان درباره سازوکار دریافت هزینه‌های تأمین امنیت و خدمات، مذاکره کرد. دولت‌ها و شرکت‌های جهانی به نظر می‌رسد مشکلی با پرداخت مبالغی برای عبور کشتی‌های خود نداشته باشند؛ این امر به‌ویژه درباره شرکت‌های کشتیرانی صادق است. این روند نشان می‌دهد طرف‌های بین‌المللی از روایت ایران پیروی می‌کنند. 
هسته‌ای
یک اصل اساسی که توسط رهبری به مسئولان گوشزد شده، عدم ورود به پرونده هسته‌ای در مذاکرات کنونی است. البته رهبر انقلاب در یکی از شروط ده‌گانه، پذیرش غنی‌سازی را یکی از شروط اعلام کرده بودند که نشان می‌دهد این عدم ورود، معنای خاصی دارد و به معنای هیچ‌گونه صحبت نیست. به نظر می‌رسد ایران قصد ندارد در مذاکرات اولیه 60 روزه و یا دوره‌های تمدیدی احتمالی، ورودی کامل به پرونده هسته‌ای داشته باشد، اما صحبت‌های کلی و موردی در این باره ممنوع نیست؛ چه اینکه یکی از شروط، پذیرش فوری و اولیه حق غنی‌سازی توسط ایران است تا مذاکرات آتی که با ورود کامل به پرونده هسته‌ای صورت می‌گیرد، بر اساس آن پیگیری شود. فعلاً آنچه از هسته‌ای مورد صحبت قرار می‌گیرد؛ حق غنی‌سازی است، نه حجم مواد، درصد غنی‌سازی، سرنوشت مواد غنی شده قبلی، مکان غنی‌سازی و مواردی ازاین‌دست. این یک اقدام هوشمندانه توسط ایران است. تا زمانی که آمریکا حق غنی‌سازی ایران را نپذیرد، خبری از ورود کامل به مذاکرات هسته‌ای نیست.
لبنان
جنگ لبنان در ظاهر متوقف شده اما در عمل تنها سرعت آن کم شده است. رژیم صهیونیستی در لبنان سه الگو دارد که طبق شرایط یکی از آن‌ها و یا ترکیبی از آن‌ها را در پیش می‌گیرد. الگوی اول و مطلوب رژیم صهیونیستی پیشروی سریع با بمباران‌های وسیع و سنگین به‌منظور توسعه مناطق تحت اشغال است. الگوی دوم که در پی بروز موانع اجرایی می‌گردد، پیشروی خزنده است که در آن بمباران‌هایی کم‌حجم انجام شده و یا صورت نمی‌گیرند، ولی نیروی زمینی رژیم با سوءاستفاده از موقعیت آتش‌بس که در آن لبنانی‌ها هم نباید شلیک کنند، به‌آرامی و سوار با تانک‌ها، مناطق تحت اشغال خود را توسعه می‌دهند. سومین نوع، باقی‌ماندن در خطوط سابق و یا حتی عقب‌نشینی از برخی خطوط است، اما رژیم بدون پیشروی، بر تغییر وضعیت مناطق تصرف شده پیشین تمرکز می‌کند. منازل، تأسیسات و جاده‌ها را تخریب کرده و اگر ساکنان در پی بازگشت به منازل باقی مانده باشند، در برابر آن‌ها اخلال ایجاد می‌کند. رژیم گاهی ترکیبی از این موارد را اجرایی می‌کند. پس از عملیات نصر و اعلام انسداد تنگه هرمز به‌منظور ملزم‌کردن دشمن به رعایت اولین بند از تفاهم اولیه، رژیم صهیونیستی تحت‌فشار شدید آمریکا مجبور شد برخلاف خواست خود عمل کند، اما اقداماتش ادامه دارند. در حال حاضر ترکیبی از مورد دوم و سوم در جریان است. در طول آتش‌بس ده‌ها نفر به شهادت رسیده‌اند و پیشروی خزنده با سرعت کم ادامه دارد، اما هم‌زمان از برخی مناطق عقب‌نشینی شده و تمرکز بر تخریب بافت مسکونی و تأسیسات مناطق تصرف شده پیشین است. طبق شنیده‌ها قضیه مهم در خصوص لبنان، شکل‌گیری یک کمیته نظارت بر آتش‌بس با حضور ایران و آمریکا به‌عنوان طرفین اصلی و حضور پاکستان و قطر به‌عنوان تسهیل‌کنندگان گفت‌وگوهاست. احتمالاً این کمیته دارای مقری دائمی برای نظارت لحظه‌ای بر روند‌های لبنان و تحرکات رژیم صهیونیستی خواهد بود. برای ایران، ورود به مسائل لبنان یک پیروزی بزرگ است. با جنگ 66 روزه سال 2024، ترور دو دبیرکل مقاومت لبنان، سقوط سوریه، روی کارآمدن دولت وابسته عون-سلام در بیروت، پیگیری خلع سلاح مقاومت لبنان و توقف پرواز‌های تهران-بیروت، تلاش شد دسترسی‌های مستقیم ایران به لبنان مسدود گردد، اما با این کمیته، ارتباط مستقیمی برقرار می‌گردد. در مقابل، این امر برای رژیم صهیونیستی یک سرشکستگی بزرگ است. «بنیامین نتانیاهو»، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی قول داده بود پرونده ایران را به طور کامل حل و فصل کند، اما سمت و سوی جریانات به جایی رفته که تهران حضوری رسمی کسب کرده است که تمرکز آن، پایش رفتار‌های رژیم است.
مذاکره
ترامپ اعلام کرده بود قرار است هیئت آمریکا و ایران، به درخواست تهران در دوحه دیدار کنند، اما دیداری انجام نشد. ادعای رئیس‌جمهور آمریکا، تلاشی سطحی برای روایت‌سازی بود که تنگنای وی را نشان می‌دهد.
1- نحوه مذاکرات؛ غالباً غیرمستقیم
موضوع مهم درباره مذاکرات میان ایران و آمریکا، وجود رگه‌های قابل‌توجهی از گفت‌وگوهای غیرمستقیم و متکی به میانجی‌گران است. درحالی‌که پیش‌ازاین تمام مذاکرات غیرمستقیم بود. در سفر اخیر ویتکاف و کوشنر، دو نماینده ترامپ در هیئت مذاکره‌کننده آمریکایی به قطر، هیئت ایرانی هم‌زمان در دوحه حضور داشت، اما دیداری میان این دو هیئت صورت نگرفت. ایران گرچه پیش و پس از جنگ رمضان، مذاکرات مستقیمی با طرف آمریکایی داشته، اما همچنان در کلیت گفت‌وگوها، سهمی از مذاکرات غیرمستقیم را باقی گذاشته که بیش از مذاکرات مستقیم است. تهران می‌خواهد با این اقدامات، مذاکره مستقیم با آمریکا به روال تبدیل نشده و خواسته‌های واشنگتن مهار شوند.
2- ورود میانجی‌گران به دنیای تسهیل‌گری مالی
پرونده‌های مختلف میان کشور‌های متفاوتی تقسیم شده‌اند. در خصوص ایران، عمانی‌ها در پرونده هسته‌ای نقش مهمی داشتند و پیش از جنگ رمضان، مسائل متمرکز بر هسته‌ای بود و به تبع آن مسقط تکاپوی بیشتری داشت. قطر در پرونده‌های گروه‌های منطقه‌ای ورود داشت، اما به‌مرور به قضایای اقتصادی نیز کشیده شد. عمانی‌ها و قطری‌ها، هر دو در موضوع مبادله زندانیان دو طرف و مبادلات مالی ورود کردند که دلایلی داشت. این موضوعات سهم دیگران نبود و در پیامد نقش‌های اصلی مسقط و دوحه به این دو رسیدند. ازآنجاکه دنباله مسائل هسته‌ای، گروه‌های مقاومت و مبادله زندانیان به مسائل اقتصادی می‌رسد، این دو میانجی‌گر ناگزیر از ورود به آن هستند. 


نظرات شما