پیام آذری - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
ترامپ دیروز در شرایطی از درخواست اکثریت مردم امریکا برای توافق با ایران سخن گفت که بر اساس اعلام تحلیلگران ضربات پیاپی ایران در میدان امریکا را ناچار به عقبنشینی کرده است
رویترز به نقل از یک منبع ایرانی مدعی شد که میانجیگران توقف ۱۰ روزه حملات را برای ایجاد فرصت احیای توافق هستهای موقت میان ایران و امریکا پیشنهاد کردهاند
|در شرایطی که ایران طی 11 روز گذشته ضربات قابل توجهی را در عرصه نظامی به طرف مقابل وارد کرده، نشانههای متعددی از تلاش بازیگران منطقهای و فرامنطقهای برای جلوگیری از گسترش بحران دیده میشود. از یک سو، رویترز و الحدث خبرهایی درباره پیشنهاد پاکستان و قطر برای ازسرگیری مذاکرات منتشر کردند و از سوی دیگر، مقامهای امریکایی در کنار تهدیدهای نظامی، بار دیگر از آمادگی برای راهحل دیپلماتیک سخن گفتهاند. المیادین به نقل از منابع پاکستانی، از ورود امروز عصر وزیر کشور ایران به همراه هیاتی متشکل از ۶ وزیر دولت ایران خبر داده است. به گزارش المیادین و به نقل از منبعی در وزارت کشور پاکستان، قرار است وزیر کشور ایران اسکندر مومنی، در سفر خود به پاکستان با عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، دیدار و گفتوگو کند. این همزمانی فشار و پیام، نشان میدهد که بحران کنونی فقط یک درگیری میدانی نیست، بلکه رقابتی چندلایه بر سر تعریف «پایان جنگ» و شکلدهی به شرایط پس از آن است. مقامات ایرانی اما اعلام کردهاند اعتمادی به رفتارها و پالسهای طرف امریکایی ندارند و منافع ملی کشور را بر اساس ملاحظات درونی پیش خواهند برد.
بازگشت به نقطه پیش از ۱۸ تیر؟!
«پاکستان و قطر روز دوشنبه پیشنهاد مشترکی ارایه کردند که بر اساس آن، ایران و امریکا باید برای آغاز دوباره مذاکرات، به مواضع خود پیش از ۹ جولای، یعنی ۱۸ تیر، بازگردند.» این پیشنهاد که دیروز ایسنا از آن رونمایی کرده هر چند در ظاهر ساده به نظر میرسد، اما در عمل یک پیام روشن دارد: میانجیها میخواهند از نقطهای که تنش هنوز به جنگ تمام عیار و فرسایشی نرسیده، مسیر گفتوگو را دوباره فعال کنند. دلیل آن هم توفیق ایران در عرصه میدانی و عجز امریکا برای دستیابی به اهدافش است. در راستای یک چنین سناریویی است که ترامپ که 3 بار در کشاکش مذاکرات به ایران حمله کرده، ناگهان خوابنما شده و اعلام میکند اکثریت امریکاییها خواستار توافق با ایران هستند و قالیباف در پاسخ به رییسجمهور امریکا گفت که ایران استاد این امریکاییبازیها شده و فریب صحنه آراییهای طرف مقابل را نمیخورد. در همین چارچوب، رویترز به نقل از یک منبع ایرانی مدعی شد که میانجیگران توقف ۱۰ روزه حملات را برای ایجاد فرصت احیای توافق هستهای موقت میان ایران و امریکا پیشنهاد کردهاند. همزمان، الحدث نیز به نقل از یک منبع آگاه از بررسی پیشنهاد آتشبس و بازگشایی ۱۰ روزه تنگه هرمز تا دو هفته خبر داد. کانال ۱۳ اسراییل هم از طرح قطر برای آتشبس و باز شدن ۱۰ روزه تنگه هرمز خبر داده است. این گزارشها، اگرچه از نظر منبع و سطح قطعیت متفاوتند، اما همگی بر یک نکته تأکید دارند: تنگه هرمز و توقف درگیری، به محور اصلی هر ابتکار سیاسی جدید تبدیل شدهاند. در واقع، بحران از سطح تبادل موشک و پهپاد عبور کرده و به حوزه کنترل شریان انرژی جهان رسیده است؛ جایی که هر حرکت نظامی میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای ایران و امریکا داشته باشد. کیست نداند در یک چنین شرایطی این ایران است که دست بالا را در مواجهه با امریکا و شرکای منطقهایاش دارد. ترامپ نگران افزایش نرخ نفت و انتخابات کنگره است. ضمن اینکه ایران با حمله به پایگاه امریکا در اردن، این اخطار را داده که مختصات نیروهای امریکایی را در اختیار دارد و هر زمان اراده کند قادر است از آنان تلفات بگیرد. دیروز عصر اخباری درباره حملات گسترده ایران به بحرین و کویت منتشر شد؛ اخباری که نشان داد کشورهای منطقه در برابر موشکهای ایران فاقد پدافند مناسب بوده و منطقه کاملا در دسترس موشکهای ایران قرار دارد.
تلاش برای حفظ کانال دیپلماسی
ماجرای عقبنشینی ترامپ اما بازخوردهای بسیاری در فضای عمومی و شبکههای اجتماعی داشته است. دونالد ترامپ در پستی در تروثسوشال مدعی شد که بر اساس یک نظرسنجی، اکثریت مردم امریکا از توافق با ایران حمایت میکنند. این ادعا در ظاهر یک پیام داخلی است، اما در عمل حامل دو معناست: نخست، کاخ سفید میخواهد نشان بدهد که ادامه جنگ، برخلاف خواست افکار عمومی امریکا است؛ دوم، ترامپ تلاش میکند فشار سیاسی بر تیم امنیتی و نظامی امریکا را به نفع بازگشت به مذاکره افزایش بدهد. مارکو روبیو، وزیر خارجه امریکا نیز در ادامه همین خط گفت که ایالات متحده همواره برای دستیابی به یک راهحل دیپلماتیک آمادگی دارد و اگر درِ گفتوگو باز شود، واشنگتن از آن استقبال خواهد کرد. او در عین حال، ایران را متهم کرد که موشک و پهپاد به سمت کشتیها شلیک میکند و مدعی شد جهان نباید اجازه بدهد یک آبراه بینالمللی تحت کنترل کشوری مثل ایران قرار بگیرد. این دوگانه در مواضع امریکا قابل توجه است: از یکسو سخن از آمادگی برای مذاکره و استقبال از دیپلماسی، و از سوی دیگر ادامه اتهامزنی، تهدید و تلاش برای مشروعیتزدایی از نقش ایران در تنگه هرمز. به بیان دیگر، واشنگتن میکوشد همزمان دو پیام متضاد را پیش ببرد: یکی برای افکار عمومی و متحدان و دیگری برای اعمال فشار بر تهران.
دیپلماسی زیر فشار اما بدون عقبنشینی از اصل تعهد
در تهران، موضعگیریها نشان میدهد که دولت و دستگاه دیپلماسی، در عین استقبال از کانالهای میانجیگری، نسبت به هر نوع توافق بدون ضمانت اجرایی بدبین هستند. دیروز قالیباف رییس تیم مذاکرهکنندگان ایرانی با انتشار توییتی به رفتارهای ترامپ واکنش نشان داد و نوشت: «امریکاییها مدام تجهیزات نظامی جدید به منطقه میآورند و میگویند به دنبال توقف جنگ هستند.» او ادامه داد: «روی هوش ما به اندازه آیکیوی مختصر خودشان حساب کردهاند. ما در شناخت این امریکاییبازیها به مرحله استاد تمامی رسیدهایم و بر این اساس آماده شدهایم.» از سوی دیگر، سخنگوی وزارت خارجه هم با اشاره به حمله امریکا به تأسیسات هستهای دارخوین گفت این تأسیسات قرار بود برای تولید انرژی استفاده شود و حمله به چنین مراکزی نشان میدهد که واشنگتن با صنعت، شکوفایی اقتصادی و رفاه مردم ایران مشکل دارد. در بخش دیگری از مواضع رسمی، سخنگوی وزارت خارجه تأکید کرد که «بدون پایبندی طرفین به توافق، تفاهمنامه چیزی جز نوشتهای بر روی کاغذ نخواهد بود.» او یادآور شد که منطق ایران از ابتدا روشن بوده: تعهد در برابر تعهد. به گفته او، ایران هیچگاه پیشگام نقض عهد نبوده و هنگامی که طرف مقابل یکییکی تعهداتش را نقض کرد، تهران نیز متقابلا اجرای تعهدات خود را متوقف کرده است. این موضعگیریها، از منظر تحلیلی، نشان میدهد که مساله اصلی تهران نه صرفا آغاز گفتوگو، بلکه ضمانت اجرای آن است. در تجربههای گذشته، ایران هزینه سیاسی و امنیتی بازگشت به توافق را پرداخت کرده اما طرف امریکایی یا از توافق خارج شده یا آن را تضعیف کرده است. بنابراین، هر طرح جدیدی برای احیای مذاکرات ناگزیر باید با مساله اعتماد و راستیآزمایی روبهرو شود.
نقش میانجیها در مهار بحران
در این میان، پاکستان و قطر به عنوان دو بازیگر میانجی، در حال تلاش برای ایجاد یک پنجره محدود دیپلماتیک هستند. چنین پیشنهادی، بهویژه در شرایطی که طرفین به تبادل آتش ادامه میدهند، نشان میدهد که میانجیها نه به دنبال حل نهایی بحران، بلکه به دنبال متوقف کردن روند شتابگرفته جنگ هستند. سخنگوی وزارت خارجه نیز گفت که در اصل موضوع، میانجیگرها فعالیت میکنند و تلاش دارند از تشدید تنش جلوگیری کنند. او همزمان تأکید کرد که جمهوری اسلامی از هیچ اقدامی برای توقف جنایات امریکا فروگذار نمیکند و نیروهای مسلح ایران با قدرت واکنش نشان میدهند. این ترکیب از دیپلماسی و مقاومت، تصویری از راهبرد فعلی تهران ارائه میدهد: گفتوگو رد نمیشود، اما تحت فشار نظامی و بدون رعایت اصل برابری، معنای واقعی نخواهد داشت. از منظر منطقهای، قطر و پاکستان هر دو انگیزه دارند که بحران از کنترل خارج نشود. قطر به عنوان کشوری با نقش میانجیگرانه و پاکستان به عنوان بازیگری که هم با جهان عرب و هم با ایران ارتباط دارد، بهدنبال کاهش خطر سرایت جنگ به حوزههای وسیعتر هستند. بازگشایی موقت تنگه هرمز در برخی گزارشها نیز در همین راستا قابل تفسیر است؛ ابتکاری که بیش از آنکه راهحل نهایی باشد، یک مکث اضطراری برای باز کردن فضای گفتوگو است.
پیامدهای نظامی و پنهانکاری امریکا
گزارش نیویورک تایمز درباره پنهانکاری مقامات امریکایی در خصوص تلفات نبرد با ایران بازخوردهای بسیاری پیدا کرد. نیویورک تایمز گزارش داده که پنتاگون اطلاعات مربوط به چندین حمله اخیر ایران به پایگاههای امریکا در اردن را که منجر به زخمی شدن دهها نظامی امریکایی و آسیب دیدن بالگردها شده، مخفی نگه داشته است. این روزنامه نوشته که مقامها این اطلاعات را به دلایل امنیت عملیاتی پنهان کردهاند تا ایران از جزییات بیشتری برای هدف قرار دادن نیروهای امریکایی استفاده نکند. در همان گزارش آمده که از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، ۱۶ نظامی امریکایی کشته و بیش از ۴۰۰ نفر زخمی شدهاند. این دادهها، نشان میدهد که روایت رسمی امریکا از میزان خسارتها ممکن است کمتر از واقعیت میدانی باشد. چنین پنهانکاریهایی معمولا برای مدیریت افکار عمومی داخلی و جلوگیری از فشار سیاسی انجام میشود، اما در عین حال نشانهای است از آسیبپذیری امریکا در میدان و دشوار شدن کنترل کامل رویدادها است.