يکشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵

سیاسی

سرمقاله/ احیای راهبرد شکست‌خورده با «برگه مزدوران تجزیه‌طلب»

سرمقاله/ احیای راهبرد شکست‌خورده با «برگه مزدوران تجزیه‌طلب»
پیام آذری - روزنامه جوان/ «احیای راهبرد شکست‌خورده با «برگه مزدوران تجزیه‌طلب»» عنوان یادداشت روز در روزنامه جوان به قلم حمیدرضا شاه نظری که می‌توانید آن را در ادامه ...
  بزرگنمايي:

پیام آذری - روزنامه جوان / «احیای راهبرد شکست‌خورده با «برگه مزدوران تجزیه‌طلب»» عنوان یادداشت روز در روزنامه جوان به قلم حمیدرضا شاه نظری که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
در روز‌های آغازین جنگ رمضان، سپاه پاسداران با حملات پیش‌دستانه و دقیق، مقر‌های فرماندهی و لجستیک گروه‌های مسلح تجزیه‌طلب در اقلیم کردستان عراق را که قرار بود پروژه‌ای بلندپروازانه را در غرب ایران انجام دهند، منهدم کرد
در روز‌های آغازین جنگ رمضان، سپاه پاسداران با حملات پیش‌دستانه و دقیق، مقر‌های فرماندهی و لجستیک گروه‌های مسلح تجزیه‌طلب در اقلیم کردستان عراق را که قرار بود پروژه‌ای بلندپروازانه را در غرب ایران انجام دهند، منهدم کرد. پروژه‌ای که به گفته یک مقام ارشد اطلاعاتی اسرائیل، به طور «جامع و دقیق» برای گشودن جبهه دوم علیه ایران طراحی شده بود، پیش از آنکه حتی یک گلوله به سمت مرز‌های غربی شلیک شود، فروپاشید. اما اکنون، به‌رغم آن شکست علنی، گزارش‌ها از تلاش دشمن برای احیای همین پروژه حکایت دارد. فراتر از این، شواهد تازه‌ای از یک چرخش راهبردی گسترده‌تر در واشنگتن پرده برداشته که احیای «برگه کردی» تنها یکی از اجزای آن است.
فایننشال تایمز در گزارشی افشاگرانه نوشته که بخشی از مقام‌های دولت ترامپ، پس از ناکامی فشار‌های دیپلماتیک و اقدامات نظامی در برابر ایران، خواستار بازگشت به پلن A یا همان راهبرد «تغییر نظام» شده‌اند. ظاهراً این سناریو که در ماه‌های اخیر به حاشیه رفته بود، اکنون دوباره در کانون تصمیم‌گیری کاخ سفید قرار گرفته است. این پلن با تشدید تحریم‌ها و محاصره، دامن زدن به ناآرامی‌های داخلی، ایجاد اختلاف و شکاف و مهم‌تر از همه، احیای پیشنهاد قدیمی رژیم صهیونیستی برای حمایت و گسیل گروه‌های مسلح کردی به غرب ایران طراحی شده است. به بیان دیگر، آنچه امروز درباره فعال‌سازی «برگه کردی» می‌شنویم، یک ابتکار منفصل و جداگانه نیست، بلکه بخشی از یک چرخش کلان به سمت سناریوی براندازی است که پس از شکست گزینه‌های میانی، بار دیگر روی میز طراحان امریکایی قرار گرفته است.
پرسش محوری این است که چرا راهبردی که یک بار با هزینه سیاسی سنگین شکست خورد، اکنون در قالب پروژه‌ای بزرگ‌تر احیا می‌شود؟ پاسخ را باید هم‌زمان در ناکامی و شکست همه طرح‌های امریکا علیه ایران و اراده طرف صهیونیستی برای ضربه به ایران به هر نحوی دانست که علی‌رغم علم به ناکارآمدی پروژه، در تلاش است تا با ایجاد تصویری غیرواقعی از ایران دارای زمینه فروپاشی برای ترامپ و تلاش برای اثرگذاری جنگ شناختی در اذهان مردم و نخبگان سیاسی برای تکمیل این تصویر، به این هدف خود برسد. از نظر صهیونیست‌ها، ضربه به ایران و قرار دادن هرچه بیشتر ایران در میانه جنگ و آشوب به نفع آنهاست و ایران را هرچه بیشتر در گرداب مشکلات فرو خواهد برد، ولو اینکه فاقد اثربخشی نهایی در شکست ایران باشد.
از طرفی، در یک خطای تحلیلی مزمن در اتاق‌های فکر غربی، آنها کرد ایران را با کرد عراق اشتباه می‌گیرند. در عراق، ضعف دولت مرکزی و حافظه تاریخی سرکوب، بستر پروژه‌های تجزیه‌طلبانه را فراهم کرده است. اما در ایران، مطالبات کرد‌ها از جنس مشارکت بیشتر سیاسی در چارچوب نظام کنونی است. حساب مردم کرد ایران کاملاً از مشتی وطن‌فروش و مزدور جداست. آنها قرن‌ها مرزداران غرب این سرزمین بوده‌اند، هزاران شهید در دفاع مقدس تقدیم کرده‌اند و امروز در مناصب کلیدی از فرماندهی نیروی دریایی ارتش تا معاونت ریاست‌جمهوری حضور دارند. آنچه در اردوگاه‌های اربیل می‌گذرد، نه اراده یک قوم، که پروژه یک شبکه مزدور است که با دلار‌های موساد تغذیه می‌شود و هیچ نمایندگی از مردم شریف کرد ندارد. تجربه گذشته نیز نشان داده که پروژه‌های مسلحانه با پشتوانه خارجی، در جذب حمایت مردمی در ایران ناکام مانده‌اند و با واکنش سریع امنیتی روبه‌رو شده‌اند.
دومین مانع جدی بر سر احیای این پروژه، تناقض در منافع حامیان آن است. برای آنکارا، تقویت هرگونه موجودیت مسلح کرد، حتی اگر فعلاً علیه ایران باشد، یک خط قرمز امنیتی مطلق است و هیچ تضمینی نیست که در آینده علیه ترکیه فعال نشود. این شکاف میان اسرائیل به‌عنوان طراح اصلی پروژه و ترکیه به‌عنوان متحد ناتو، همچنان پابرجاست و هرگونه اقدام عملی را با تردید راهبردی مواجه می‌کند.
اما مهم‌ترین متغیری که معادله را به زیان طراحان پروژه تغییر داده، تحول کیفی در دکترین امنیتی ایران است. سپاه پاسداران امروز نه فقط در چارچوب دفاع از عمق خاک، که با رویکرد آفند فعال عمل می‌کند و پیش از شکل‌گیری تهدید، آن را در مبدأ منهدم می‌سازد. آنچه در روزها، هفته‌ها و ماه‌های اخیر جریان داشته، تشدید همین روند است؛ حملات مستمر و دقیق به مقر‌های مزدوران در عمق خاک اقلیم، زیرساخت‌های عملیاتی آنها را به‌طور سیستماتیک فرسوده کرده است. این حملات نشان می‌دهد که دوران مصونیت نسبی اردوگاه‌های تجزیه‌طلب به پایان رسیده و هر نقطه‌ای که به تهدید علیه امنیت ایران تبدیل شود، مشروعیت هدف‌گیری پیدا می‌کند.
در این میان، وضعیت خود مزدوران نیز قابل تأمل است. آنها در تله‌ای دوسویه گرفتار شده‌اند؛ از یک سو، ترامپ و نتانیاهو که سرمایه‌گذاری کلان خود را در آستانه بربادرفتن می‌بینند، برای «نتیجه گرفتن» فشار می‌آورند. لحن سرخورده ترامپ که گفت «کرد‌ها فقط سلاح می‌گیرند،.. ناامید شدم» نشان‌دهنده همین مطالبه فوری برای عملیات است. از سوی دیگر، این مزدوران به‌خوبی می‌دانند که کوچک‌ترین تحرک علیه ایران، با چه پاسخی روبه‌رو خواهد شد. آنها اشراف اطلاعاتی ایران بر مواضعشان را دیده‌اند، دقت حملات پهپادی و موشکی را لمس کرده‌اند و می‌دانند که هر اقدامی به نابودی کاملشان منجر می‌شود. درهم‌کوبیدن قدرتمندانه پایگاه‌های امریکا در منطقه و نابودی هیمنه امریکا توسط ایران، ضربه روانی عمیقی بر روحیه این مزدوران وارد کرده است. آنها تصور می‌کردند زیر چتر امنیتی یک ابرقدرت فعالیت می‌کنند؛ اکنون با چشمان خود دیده‌اند که همان ابرقدرت نیز قادر به حفاظت از پایگاه‌های خود در برابر توان آفندی ایران نیست. این واقعیت میدانی، محاسبه خطر- پاداش را برای مزدوران به‌شدت منفی کرده است؛ پاداش احتمالی، صرفاً دلار‌های وعده‌داده‌شده است، اما خطر قطعی، نابودی پیش از هرگونه اقدام است.
ایران با فرسایشی کردن جنگ و بسته نگه داشتن تنگه هرمز، اکنون به بزرگ‌ترین بحران سیاست خارجی دولت ترامپ تبدیل شده و در نبود یک راهبرد منسجم، واشنگتن نه‌تنها به اهدافش دست نمی‌یابد که ممکن است با بحران‌های امنیتی گسترده‌تر و پرهزینه‌تری نیز روبه‌رو شود. در چنین بستری، بازگشت به سناریوی «تغییر نظام» و فعال‌سازی «برگه کردی» در چارچوب آن، نه یک ابتکار راهبردی نوآورانه، که نشانه درماندگی و فقدان گزینه‌های بدیل است. طراحانی که پس از شکست گزینه‌های میانی، به نخستین و خام‌ترین سناریوی خود بازگشته‌اند، گویی فراموش کرده‌اند که چرا همین سناریو در گام نخست شکست خورد.
جمهوری اسلامی ایران این توان و اراده را دارد که در صورت استمرار تهدید، اقدامات خود را به سطحی کاملاً متفاوت ارتقا دهد. اقدامی قاطع و تمام‌کننده که نه‌فقط مقرها، بلکه کل شبکه حامیان، پشتیبانان و اتاق‌های فرماندهی آنها را در منطقه برای همیشه از صحنه حذف کند. فعال‌سازی «برگه کردی» در این بستر جدید، قماری پرهزینه با احتمال موفقیت پایین است که به‌جای تضعیف ایران، به انسجام داخلی بیشتر و واکنش‌های قاطع‌تر امنیتی منجر خواهد شد. مزدوران این پروژه باید بدانند که هر گام به جلو در این مسیر، آنها را نه به فتح جبهه غرب، که به آستانه یک پایان قطعی و غیرقابل بازگشت نزدیک‌تر می‌کند. پایانی که در آن، همه مهره‌های مزدور و شبکه پشتیبانان و حامیانش در کردستان عراق، به تاریخ خواهند پیوست.


نظرات شما