يکشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

سیاسی

سرمقاله خراسان/ اول اقناع، بعد اجرا

سرمقاله خراسان/ اول اقناع، بعد اجرا
پیام آذری - خراسان/ «اول اقناع، بعد اجرا» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم مسعود حیدری است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: درخصوص بنزین، کشور با چند گزاره ...
  بزرگنمايي:

پیام آذری - خراسان / «اول اقناع، بعد اجرا» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم مسعود حیدری است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
درخصوص بنزین، کشور با چند گزاره اساسی درگیر است؛ ابتدا این که گفته می‌شود قیمت بنزین از آب ارزان‌تر است و همین ارزانی باعث شده در مصرف آن صرفه‌جویی نشود و قیمت تمام‌شده تولید، چندین برابر نرخ عرضه عمومی آن است و این که هیچ جای دنیا قیمت بنزین با این نرخ وجود خارجی ندارد. در مقابل مردم به‌حق می‌گویند اگر بنا باشد نرخ بنزین یا دیگر حامل‌ها به‌صورت جهانی عرضه شود، باید در اولین مرحله حقوق کارگر هم به نرخ جهانی تعیین شود و یارانه‌ها هم به نرخ جهانی محاسبه شود و از طرفی مقصر بدمصرفی بنزین، خودروهای تولیدشده با مصرف بالا هستند و اگر اجازه داده شود خودروی خارجی با مصرف سوخت پایین وارد کشور شود، معضل بدمصرفی حل می‌شود و این تمام ماجرا نیست؛ بخش مهمی از سوخت کشور قاچاق می‌شود، سوختی که تولیدکننده و توزیع‌کننده آن دولت است و مردم در آن دخالتی ندارند. این جدل مربوط به امروز نیست و نطفه آن در مجلس هفتم گذاشته شد و دو دهه است که کشور درگیر آن است و تا پیش از آن بنزین به‌صورت پلکانی افزایش قیمت داشته و به‌مانند پدیده «انتظارات تورمی» کاملاً موردقبول مردم بود یا حداقل موردپذیرش بود. از یک دهه پیش علاوه بر ضلع دولت و مصرف‌کننده، ضلع دیگری به ماجرا افزوده شد؛ مخالفان دولت؛ یعنی هرگاه دولت خواست نرخ را تغییر دهد، مخالفان دولت آن را علم کردند که دولت می‌خواهد به زندگی مردم آسیب بزند و تفاوت نداشت دولت یازدهم باشد یا سیزدهم، راهبرد مخالفان یکی بود. وقتی حوادث ۹۸ رخ داد، پیوست امنیتی هم به این بحران افزوده شد و قیمت بنزین در کشور رسماً به یک «تابو» تبدیل شد و از آن سال هیچ دولتی جرئت دست زدن به قیمت بنزین را نداشت و قابل‌تأمل آنکه اولین وعده هر کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری این بود که قیمت بنزین افزایش نخواهد داشت.در این که رویه و نحوه مدیریت مصارف و نرخ‌گذاری قیمت بنزین در دو دهه گذشته اشتباه بوده، بر کسی پوشیده نیست و همه ارکان حاکمیت آن را پذیرفته‌اند و امروز حتی شهروندان هم به این نتیجه رسیده‌اند که این رویه اشتباه است.اکنون نیز کشور در شرایط کاملاً جنگی است و ایجاد هرگونه تنش و تصمیم خلق الساعه می‌تواند یک چالش امنیتی داخلی جدی برای کشور ایجاد کند. اگر به سلسله چالش‌های اجتماعی و امنیتی داخلی کشور نگاه کنیم، درمی‎یابیم اکثر آن‌ها حاصل یک تصمیم در زمان نامناسب بوده است؛ مقصود این نیست که عمدی در این راهبردها وجود داشته بلکه یک بدسلیقگی محض بوده که همه این‌ها در تبدیل‌شدن مسئله بنزین به یک تابو، بی‌تأثیر نبوده است.
پیشنهاد چیست؟
تغییر احتمالی نرخ بنزین الزاماتی غیرقابل‌انکار دارد. اول‌ازهمه باید اقناع‌سازی انجام شود؛ کاری که تا به امروز یا انجام‌نشده، یا ناقص صورت گرفته است.امروز که کشور در شرایط جنگی است و میزان مصرف بنزین کشور به ۱۳۵ میلیون لیتر در روز رسیده و کسری ۱۴ میلیون لیتری وجود دارد، یک واقعیت مبرهن است که تأمین نیاز از طریق واردات هم با مشکلات جدی روبه روست؛ اما در ابتدا باید مشخص شود این ۱۳۵ میلیون لیتر، کجا و به چه نرخ‌هایی مصرف می‌شود؟ این که چه مقدار از این بنزین با نرخ ۱۵۰۰ تومانی عرضه می‌شود و چه مقدار با نرخ ۵ هزارتومانی و چه مقدار با نرخ آزاد و مهم‌تر این که چه میزان، خارج از چرخه عرضه یا قاچاق می‌شود؟ لذا در درجه اول باید درگاه قاچاق سوخت کور شود و این موضوع باید شفاف به مردم گفته شود.
مردم ایران در همه برهه‌های حساس تاریخی ثابت کرده‌اند که پای ایران هستند و در این ۵ ماه سنگ تمام گذاشته‌اند و تمام فشارها را تحمل کرده‌اند و می‌دانند در این شرایط درآمدهای کشور به‌شدت لطمه خورده است و آثار آن را می‌توانند لمس کنند. لذا امروز بدون شک بهترین موقعیت برای دولت است که بتواند اقناع‌سازی لازم را برای این موضوع در دستورکار قرار دهد. اقناع‌سازی تنها به ارائه گزارش نیست، باید ارزیابی شود که مردم قانع شده‌اند یا خیر و سپس وارد مرحله بعدی شویم. لذا زمان مناسب این تغییر احتمالی قیمت، بعد از اقناع‌سازی باید باشد.دوم آن که تغییر نرخ باید به‌صورت پلکانی باشد؛ این که دولت یک‌باره اعلام کرد که نرخ بنزین آزاد در استان کرمان ۸۷ هزار تومان است، یک شوک بود؛ زیرا اولاً اقناع‌سازی صورت نگرفته بود و برای مردم این عدد غیرقابل‌هضم است حتی اگر مصرف‌کننده آن نباشند. بخش عمده مردم نهایتاً بنزین را با نرخ ۵ هزار تومان خریداری می‌کنند که رانندگان اسنپ و تاکسی‌ها هستند؛ لذا تغییر قیمت از ۱۵۰۰ تومان به ۳ یا ۵ هزار تومان برای مردم قابل‌درک است ولی ۸۷ هزار تومان یک شوک و یک بدسلیقگی محض بود.بنابراین اگر بعد از اقناع‌سازی وارد مرحله تغییر قیمت شدیم، این تغییر باید به‌صورت «پلکانی» باشد؛ یعنی در یک برنامه ۳ تا ۵ ساله نرخ‌ها به‌صورت پلکانی و طوری که برای مردم قابل‌پذیرش باشد، تغییر کند و این نرخ‌ها باید به‌صورت کارشناسی شده باشد؛ بنابراین تغییر قیمت جهشی و با تلورانس شوک‌آور به‌هیچ‌عنوان قابل دفاع و پذیرش نیست.
درنهایت باید اذعان کرد؛ قیمت بنزین بعد از «کور کردن نطفه قاچاق» و «شفاف‌سازی» باید در «زمان مناسب»، به‌صورت «پلکانی نرخی و زمانی» و مهم‌تر از همه بعد از «اقناع‌سازی عمومی» انجام شود و از هرگونه «شوک‌درمانی» در شرایط کنونی به‌صورت جدی پرهیز شود.


نظرات شما