پنجشنبه ۹ مهر ۱۴۰۵

اقتصادی

ترک‌های عمیق بر دیوار قلعه

ترک‌های عمیق بر دیوار قلعه
پیام آذری - شرق/متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست سپهر خرمی| دو بازی دوستانه بعد از جام جهانی قرار بود آغاز مسیر تازه تیم ملی فوتبال ...
  بزرگنمايي:

پیام آذری - شرق /متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
سپهر خرمی| دو بازی دوستانه بعد از جام جهانی قرار بود آغاز مسیر تازه تیم ملی فوتبال ایران برای جام ملت‌های آسیا ۲۰۲۷ باشد؛ اما آنچه از اردوی اخیر به جا ماند، بیشتر از آنکه امیدبخش باشد، مجموعه‌ای از سؤال‌های بزرگ است. ایران ابتدا در فرغانه با نتیجه ۳ بر یک مقابل ازبکستان شکست خورد و چند روز بعد در کازان برابر روسیه ۲ بر صفر بازنده شد تا نخستین فیفادی پس از جام جهانی با دو شکست، پنج گل خورده و فقط یک گل زده به پایان برسد. شکست برابر ازبکستان به‌ویژه از این رو نگران‌کننده بود که تیم فابیو کاناوارو، با وجود آنکه وضعیت تیم ایران را به‌خوبی مطالعه کرده بود، عملا توانست بخش مهمی از راه‌های هجومی شاگردان امیر قلعه‌نویی را ببندد. کاناوارو بعد از مسابقه گفت تیمش خطرهای ایران را محدود کرده و تهدیدهای ایران عمدتا به ضربات ایستگاهی خلاصه شده است. چند روز بعد هم برابر روسیه، تیم ملی نه‌تنها گل نزد، بلکه در خلق موقعیت جدی نیز ناتوان بود. حالا انتقادها از قلعه‌نویی فقط درباره نتیجه نیست. سؤال اصلی این است که تیم ملی با این همه بازیکن باتجربه و لژیونر، دقیقا چه برنامه‌ای برای بازی دارد؟ اگر قرار است تغییر نسل انجام شود، چرا بازیکنانی مانند اللهیار صیادمنش که در لخ‌پوزنان شروع بسیار خوبی داشته، از فهرست کنار گذاشته می‌شوند؟ اگر قرار است بهترین نفرات دعوت شوند، چرا درباره احمد نوراللهی و مهدی قایدی چنین تصمیم‌هایی گرفته می‌شود؟ و اگر قرار است مسئولیت شکست‌ها میان بازیکنان تقسیم شود، سهم کادر فنی و تصمیم‌های تاکتیکی در این نتایج کجاست؟
حذف ستاره‌ها
یکی از مهم‌ترین حاشیه‌های اردوی اخیر، غیبت سه بازیکن بود؛ احمد نوراللهی، اللهیار صیادمنش و مهدی قایدی. سه بازیکنی که هرکدام به دلیلی متفاوت پشت خط تیم ملی ماندند و حالا غیبتشان به یکی از موضوعات اصلی بحث درباره انتخاب‌های قلعه‌نویی تبدیل شده است. درباره نوراللهی، گزارش‌هایی درباره درخواست عذرخواهی از سوی کادر فنی مطرح شد؛ موضوعی که اطرافیان بازیکن آن را تأیید نکرده‌اند و حتی فیروز کریمی نیز در واکنش به این پرونده گفته نوراللهی اهانتی نکرده که بابت آن عذرخواهی کند. بنابراین آنچه فعلا درباره نوراللهی مطرح است، بیشتر یک اختلاف روایت میان طرفین است تا پرونده‌ای که همه جزئیاتش به شکل رسمی روشن شده باشد. پرونده صیادمنش اما از جنبه دیگری عجیب به نظر می‌رسد. مهاجم لخ‌پوزنان در هفته‌های ابتدایی فصل عملکرد قابل‌ توجهی داشته و آمار منتشرشده درباره او، از هفت گل و دو پاس گل حکایت دارد. حتی رسانه لهستانی ‌Radio Łódź پیش‌تر او را یکی از بهترین خریدهای لخ‌پوزنان در شروع فصل معرفی کرده بود. با این حال، نام او در فهرست تیم ملی قرار نگرفت. سعید الهویی، دستیار قلعه‌نویی، دلیل دعوت‌نشدن صیادمنش را «اخلاقی» عنوان کرده بود. خود صیادمنش نیز در واکنش، ضمن انتقاد از کادر فنی، مدعی شده قلعه‌نویی بازی‌های لژیونرها را دنبال نمی‌کند و حتی درباره باشگاه فعلی او اطلاع دقیقی ندارد. درباره مهدی قایدی نیز ماجرای حضور او در برنامه امیرحسین قیاسی و اظهارنظرش درباره مربیان سابقش به یکی از بحث‌های اصلی تبدیل شد. قایدی در آن برنامه درباره آندره‌آ استراماچونی و فرهاد مجیدی صحبت کرده بود و مقایسه او با قلعه‌نوعی، که این موضوع از سوی برخی رسانه‌ها به‌ عنوان یکی از دلایل احتمالی خط‌خوردن او مطرح شد. اما این موضوع نیز به شکل رسمی به‌ عنوان دلیل قطعی اعلام نشده است. مسئله اصلی اینجاست: تیم ملی در شرایطی نیازمند بهترین نفرات و بیشترین همدلی است که بخشی از انرژی فوتبال ایران صرف توضیح غیبت بازیکنانی می‌شود که می‌توانستند حداقل در فهرست تیم ملی حضور داشته باشند.
«اشتباهات بازیکنان»؛ تاکتیک کجای این شکست‌هاست؟
قلعه‌نویی بعد از شکست برابر ازبکستان تلاش کرد بخشی از نتیجه را به اشتباهات فردی بازیکنان مرتبط کند. او گفت گل‌های اول و دوم حاصل اشتباهات فردی بوده و حتی تأکید کرد خودش مقصر اصلی است. با این حال، بخش دیگری از صحبت‌های او بار دیگر نگاه به عملکرد بازیکنان را پررنگ کرد. بعد از شکست برابر روسیه هم سرمربی تیم ملی بر همین مسئله تأکید کرد و گفت با وجود شکست در دو مسابقه، این بازی‌ها برای شناسایی نقاط ضعف مفید بوده‌اند. قلعه‌نویی همچنین عنوان کرد ایران با کمترین موقعیت، ۲ بر صفر شکست خورده و امید گل دو تیم برابر بوده است. اما پرسش منتقدان دقیقا همین‌جاست: اگر اشتباه فردی دلیل اصلی شکست است، چرا درباره شکل بازی تیم توضیح روشنی ارائه نمی‌شود؟ در بازی با ازبکستان، ایران بارها تلاش کرد از کناره‌ها و ارسال‌ها به مهاجمان برسد. مشکل این بود که حریف از این شیوه اطلاع داشت. کاناوارو بعد از مسابقه از ساختار تیمی خود صحبت کرد و گفت ازبکستان اجازه نداد ایران در جریان بازی خطر جدی ایجاد کند و تهدیدهای ایران عمدتا روی ضربات ایستگاهی بود. مربی ازبکستان عملا نشان داد تیمش برای مقابله با ایران برنامه مشخصی دارد. حالا سؤال از قلعه‌نویی این است که وقتی حریف راه ارسال‌ها را بست، برنامه جایگزین تیم ملی چه بود؟ این سؤال در بازی روسیه حتی پررنگ‌تر شد. ایران در کازان دو گل از گولووین دریافت کرد و بدون گل زده زمین را ترک کرد.
پیام نیازمند؛ چرا هنوز نوبت او نرسیده است؟
یکی دیگر از پرسش‌های جدی بعد از شکست روسیه، وضعیت دروازه تیم ملی است. علیرضا بیرانوند سال‌ها شماره یک تیم ملی بوده، اما در ماه‌های اخیر درباره عملکرد او انتقادهای زیادی مطرح شده است. سیدحسین حسینی نیز با وجود تجربه بالا، در بازی با روسیه نتوانست دروازه تیم ملی را بسته نگه دارد. در مقابل، پیام نیازمند فرصت محدودی برای اثبات خودش پیدا کرده است. نکته قابل توجه اینکه بعد از بازی روسیه، حتی برخی ارزیابی‌های رسانه‌ای عملکرد نیازمند را از معدود نقاط مثبت تیم ملی دانستند و واکنش‌های او در نیمه دوم مانع سنگین‌ترشدن شکست شد. بنابراین سؤال ساده است: اگر نیازمند آماده است، چرا نباید فرصت بیشتری برای حضور در ترکیب اصلی داشته باشد؟ این به معنای کنارگذاشتن قطعی بیرانوند یا حسینی نیست. مسئله، رقابت واقعی درون دروازه است. تیم ملی باید براساس فرم روز بازیکنان انتخاب کند، نه سابقه و جایگاه گذشته. اگر قرار است تا جام ملت‌های آسیا تیم تازه‌ای ساخته شود، مسابقات دوستانه دقیقا برای همین است که مربی، بازیکنان مختلف را امتحان کند.
دستیاران؛ حلقه‌ای که بیشتر از همیشه زیر سؤال رفت
در کنار انتقادها از قلعه‌نویی، عملکرد دستیاران او نیز به موضوع بحث تبدیل شده است. در این میان، نام سعید الهویی و هومن افاضلی بیشتر از سایر اعضای کادر فنی مطرح می‌شود. انتقاد اصلی این نیست که یک دستیار الزاما باید سابقه سرمربیگری در تیم‌های بزرگ داشته باشد؛ مسئله این است که وقتی تیم ملی در دو مسابقه متوالی فاقد راهکار روشن برای تغییر جریان بازی است، طبیعی است نقش کادر فنی و گروه تحلیل و تمرین نیز مورد سؤال قرار بگیرد. الهویی در ماه‌های گذشته یکی از چهره‌های اصلی توضیح‌دهنده تصمیم‌های فنی تیم ملی بوده است؛ اما حالا با مطرح‌شدن پرونده‌هایی مانند صیادمنش، این نقش بیش از گذشته در معرض توجه قرار گرفته است. از سوی دیگر، افاضلی نیز تجربه رسانه‌ای و حضور تلویزیونی پررنگی دارد، اما پرسش فوتبال ایران درباره عملکرد او در کنار قلعه‌نویی است: خروجی فنی این همکاری چه بوده است؟
حمایت فدراسیون پابرجاست؛ اما آلترناتیوها هم مطرح‌اند
در سطح مدیریتی، فعلا موضع رسمی فدراسیون فوتبال روشن است. علی خطیر، عضو هیئت‌رئیسه فدراسیون، اعلام کرده ادامه حضور قلعه‌نویی مورد حمایت همه اعضای هیئت‌رئیسه بوده و تأکید کرده تیم ملی در این مقطع به ثبات و آرامش نیاز دارد. او البته هم‌زمان گفته حمایت از سرمربی به معنای ندیدن نقاط ضعف و تعطیل‌کردن نقد فنی نیست. بنابراین در حال حاضر خبری از تصمیم رسمی برای تغییر سرمربی نیست. اما در فضای فوتبال ایران، نام گزینه‌های جایگزین همچنان شنیده می‌شود. در میان نام‌هایی که در گزارش‌های رسانه‌ای مطرح شده‌اند، فرهاد مجیدی و دراگان اسکوچیچ نیز دیده می‌شوند. با این حال، درباره اینکه این دو نفر به‌صورت رسمی وارد مذاکره نهایی شده‌اند یا قرار است جایگزین قلعه‌نویی شوند، سند رسمی منتشر نشده و این موارد فعلا در سطح گمانه‌زنی و گزارش رسانه‌ای قرار دارد. آنچه مسلم است اینکه فدراسیون فعلا پشت سر قلعه‌نویی ایستاده، اما دو شکست پیاپی، فشار را روی نیمکت تیم ملی افزایش داده است. قلعه‌نویی حالا باید پاسخ این فشار را نه با مصاحبه، بلکه در زمین بدهد. تیم ملی برای جام ملت‌های آسیا زمان نامحدود ندارد. شکست دوستانه به خودی خود فاجعه نیست؛ آنچه اهمیت دارد این است که از چنین شکست‌هایی چه چیزی یاد گرفته می‌شود. اگر واقعا این دو بازی برای «شناسایی نقاط ضعف» برگزار شده، حالا زمان آن است که تغییرات دیده شود؛ در ترکیب، در تاکتیک، در انتخاب بازیکنان و شاید حتی در ساختار کادر فنی. تیم ملی نمی‌تواند همیشه بعد از شکست، از اشتباه بازیکنان بگوید و بعد در بازی بعدی همان مشکلات را تکرار کند. وقتی یک تیم دو بار پشت سر هم شکست می‌خورد، سؤال فقط این نیست که چه بازیکنی اشتباه کرده؛ سؤال بزرگ‌تر این است که چرا ساختار تیم اجازه داده همان مشکلات دوباره خودش را نشان دهد. ایران حالا پس از دو شکست برابر ازبکستان و روسیه، با یک هشدار جدی روبه‌رو است. دو شکست، شاید هنوز دیر نشده باشد، اما دیگر نمی‌توان آنها را فقط با عبارت «اشتباهات فردی» توضیح داد.


نظرات شما