پیام آذری - دنیای اقتصاد /متن پیش رو در دنیای اقتصاد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
در شرایطی که جنگ آمریکا علیه ایران به مرحلهای از بلاتکلیفی راهبردی رسیده، پرسش اصلی در واشنگتن دیگر صرفا چگونگی اعمال فشار بر تهران نیست، بلکه نسبت میان اهداف اعلامشده جنگ و هزینههای فزاینده دستیابی به آنها است. اندیشکده شورای روابط خارجی و واشنگتن پست دو اتاق فکر و رسانه تاثیرگذار در دو تحلیل جداگانه اشاره میکنند که واشنگتن با وجود حملات سنگین اولیه و ترور مقامات ایرانی در دستیابی به اهداف خود ناکام مانده است و اکنون ایالات متحده باید از میان سه گزینه، تشدید تنش، ادامه وضع موجود و مذاکره دست به انتخاب بزند.
در گزارش شورای روابط خارجی آمده است: با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای آمریکا در سوم نوامبر، احتمال از سرگیری یا تشدید جنگ علیه ایران به چالشی برای ترامپ تبدیل شده است. با وجود خسارات نظامی واردشده به ایران در مرحله نخست عملیات، واشنگتن نتوانسته این دستاوردها را به پیروزی دیپلماتیک تبدیل کند و طرفین را در بنبست قرار داده است. از سرگیری جنگ ممکن است این بنبست را بشکند، اما خطر افزایش قیمت انرژی و رکود جهانی را به همراه دارد. در این گزارش، در تحلیلی مبتنی بر دیدگاههای کول بوسی، تحلیلگر پیشین سیا و نیت سوانسون، مدیر پروژه راهبرد ایران در شورای آتلانتیک، سه گزینه ترامپ بررسی شده است، یعنی تشدید فشار نظامی و اقتصادی، مذاکره یا حفظ وضع موجود. بر اساس این تحلیل، گزینه نخست، یعنی از سرگیری حملات و افزایش فشار اقتصادی با هدف تغییر رژیم یا وادار کردن تهران به پذیرش شروط آمریکاست. با اینحال، مشخص نیست حملات تازه بتواند به هدفی برسد که پیش از این نیز ناکام ماند. همچنین، واشنگتن ممکن است نتواند مانع حملات ایران به کشورهای خلیج فارس و زیرساختهای انرژی آنها شود، اقدامی که میتواند تولید نفت و گاز را مختل کند و سبب افزایش قیمتها شود.گسترش تحریمها به شرکتهای چینی نیز خطر واکنش پکن، آسیب دیدن نظام مالی جهانی یا محدود شدن دسترسی آمریکا به مواد معدنی حیاتی را در پی دارد.
گزینه دوم، ادامه مذاکرات و استفاده از تهدید به حمله نظامی برای گرفتن امتیاز از ایران است. اما تهران تمایلی به پذیرش شروط آمریکا نشان نداده و ممکن است با امید به تضعیف ترامپ در انتخابات، موضع سختتری بگیرد. افزون بر این، ایران میتواند از وقفه مذاکرات برای بازسازی توان نظامی و تقویت ظرفیت حمله به متحدان منطقهای آمریکا بهره ببرد.
سومین گزینه، حفظ وضع موجود و امید بستن به تسلیم یا فروپاشی تدریجی دولت در ایران است. بااینحال، این فشارها سبب بروز نشانههایی از فروپاشی در حکومت نشده است. محاصره دریایی نیز منابع نظامی آمریکا را تحت فشار گذاشته است و فرماندهیهای آمریکا درباره ناپایدار بودن اختصاص این حجم از منابع به یک عملیات هشدار دادهاند. در این گزارش اشاره میشود که انتخاب میان گزینههای اشاره شده، به این پرسش بنیادین وابسته است که آیا ایران تهدیدی موجودیتی برای آمریکاست یا واشنگتن میتواند با جمهوری اسلامی ایران همزیستی کند. اگر ایران تهدیدی موجودیتی نباشد، دستیابی به اهداف محدود و جلوگیری از حمله به کشتیها ممکن است بر تلاش پرهزینه برای تغییر حکومت ترجیح داشته باشد.