پیام آذری - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
حدیث روشنی| درحالی که نشست فصلی شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی تا روز سهشنبه در وین ادامه داشت، منجر به آن شد که پرونده هستهای ایران بار دیگر در نقطهای حساس قرار گیرد؛ نقطهای که همزمان با تشدید تنشهای منطقهای، تداوم پیامهای متناقض میان تهران، واشنگتن و تلآویو و نیز زمزمههای تدوین یک قطعنامه جدید علیه ایران در نشست فصلی شورای حکام بالا گرفته است. در همین رابطه نمایندگی ایران در وین در آستانه این نشست با توصیف وضعیت کنونی همکاری تهران و آژانس به عنوان «بیسابقه»، حملات اخیر امریکا و اسراییل به تاسیسات هستهای تحت پادمان ایران را عامل اصلی شرایط فعلی دانست و هشدار داد که شورای حکام نباید به ابزاری برای نادیده گرفتن مسوولیت عاملان این حملات تبدیل شود. همزمان، رافائل گروسی مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی از کاهش توان نهاد پادمانی بر برنامه هستهای ایران سخن گفت و بار دیگر تنها راه خروج از بنبست موجود را دستیابی به یک توافق دیپلماتیک پایدار و قابل راستیآزمایی دانست. با این همه این تحولات در شرایطی رخ میدهد که گزارشهای رسانهای از تعدیل پیشنویس قطعنامه مورد حمایت امریکا و تبدیل آن به سندی مشترک میان واشنگتن و سه کشور اروپایی حکایت دارد؛ اقدامی که میتواند نشانهای از تلاش غرب برای حفظ فشار سیاسی بر ایران، بدون ورود فوری به مسیر پرهزینه ارجاع پرونده به شورای امنیت باشد. در سوی دیگر، دونالد ترامپ نیز از احتمال دستیابی به توافقی با ایران در روزهای آینده سخن گفته و تاکید کرده است که گزینه مطلوب واشنگتن همچنان فشار اقتصادی به جای رویارویی نظامی است. از این رو برخی ناظران مدعیاند مجموعه این تحولات نشان میدهد که پرونده هستهای ایران بار دیگر در میانه یک دوگانگی پیچیده قرار گرفته است؛ از یکسو شورای حکام و آژانس بینالمللی انرژی اتمی در حال بررسی آینده همکاریهای فنی و پادمانی هستند و ازسوی دیگر، تحولات میدانی از لبنان تا تنگه هرمز و شکاف ظاهری میان رویکردهای ترامپ و بنیامین نتانیاهو، معادلات سیاسی پیرامون مذاکرات را دگرگون کرده است. لذا به باور این گروه از تحلیلگران، نشست کنونی شورای حکام صرفا یک نشست فنی نیست؛ بلکه میتواند به آزمونی برای سنجش امکان بازگشت دیپلماسی یا آغاز مرحلهای تازه از تقابل سیاسی بر سر برنامه هستهای ایران تبدیل شود. در همین رابطه روزنامه اعتماد با هدف ارزیابی و تحلیل گزارههای همزمان در رابطه با معادلات مذاکرهای میان تهران و واشنگتن طی روزهای اخیر با ابوالقاسم دلفی، سفیر اسبق ایران در پاریس گفتوگو کرده است. مشروح این گفتوگو در ادامه میآید:
ابوالقاسم دلفی، سفیر اسبق ایران در فرانسه در پاسخ به پرسش «اعتماد» در رابطه با ارزیابیاش از نتایج احتمالی نشست فصلی شورای حکام در روز سهشنبه گفت: در رابطه با پاسخ به این سوال ابتدا باید متغیرهایی در رابطه با معادلات اخیر مذاکرات میان ایران و امریکا را مورد ارزیابی قرار دهیم. به هر حال، مذاکرات و آنچه برای رسیدن به یک تفاهمنامه میان دوطرف مطرح است، یک بخش ماجراست. امریکاییها مدام از نزدیک بودن توافق سخن میگویند و ترامپ نیز مانند همیشه تلاش میکند این تصویر را ارایه دهد که توافق در دسترس است و بهزودی حاصل خواهد شد. اما واقعیت این است که مذاکرات همچنان از طریق مجاری مختلف در جریان است و امریکاییها نیز اشتیاق زیادی برای به نتیجه رساندن آن دارند. در این میان، شخص ترامپ بیش از دیگران این تمایل را آشکارا نشان میدهد. به گفته دلفی تجربه دوره گذشته نیز نشان داد که ترامپ بیش از همه نگران نقض آتشبس و بازگشت شرایط به سمت جنگ است. آتشبس نقض شد، ما حمله کردیم، اسراییلیها نیز پاسخ دادند و شرایط به سرعت متشنج شد، اما در ظاهر امر اینگونه به نظر میرسد که درنهایت امریکاییها تلاش زیادی کردند تا درگیریها متوقف شود و طرفها از ورود مجدد به جنگ اجتناب کنند. البته اینکه این وضعیت تا چه اندازه میتواند پایدار بماند، موضوع دیگری است. این دیپلمات پیشین کشورمان در ادامه به «اعتماد» گفت: به نظر میرسد اسراییلیها تمایل چندانی به تداوم این وضعیت نداشته باشند. آنها در پرونده لبنان همواره ابزارها و بهانههای لازم را دراختیار دارند تا شرایط را بر هم بزنند؛ ازجمله اینکه مدعی شوند حزبالله آتشبس را نقض کرده یا اقدام خاصی انجام داده است و بر همین اساس دوباره تنشها را از سر بگیرند. با این حال، به نظر میرسد امریکاییها فعلا فشار لازم را وارد کردهاند تا دستکم در لبنان فضا تا حدودی آرام بماند و شرایط به نقطه موردنظر آنها برسد.
بازار ![]()
دلفی در ادامه این گفتوگو خاطرنشان کرد: ازسوی دیگر، تنها دو روز تا آغاز مسابقات جام جهانی باقی مانده است و اگر قرار باشد روندهای بینالمللی به شکل طبیعی خود پیش برود، دشوار است که چنین رویداد بزرگی در شرایطی برگزار شود که منطقه درگیر جنگ و بیثباتی باشد. از این رو، امریکاییها تلاش میکنند مانع از وقوع تحولات تنشزا شوند، اما این بدان معنا نیست که از پیگیری اهداف خود در مذاکرات صرفنظر کردهاند، چراکه مطالبات اصلی امریکا همچنان همان موضوعاتی است که پیشتر نیز مطرح بوده؛ به ویژه مساله هستهای و موضوع غنیسازی.
این دیپلمات اسبق کشورمان در ادامه تصریح کرد: در مقابل، مطالبات ایران متفاوت است. البته این بدان معنا نیست که امریکاییها لزوما اصرار دارند ابتدا به همه خواستههای خود برسند و سپس درباره سایر موضوعات گفتوگو کنند. آنها نشان دادهاند که میتوانند در این زمینه انعطاف و بازی سیاسی داشته باشند و برخی موضوعات را به مراحل بعدی موکول کنند. اما آنچه اکنون برای ایران در اولویت قرار دارد، تثبیت آتشبس و جلوگیری از آغاز مجدد جنگ است؛ چه در لبنان و چه در ارتباط با ایران. موضوع دوم، رفع محاصره دریایی و بازگشت شرایط تردد کشتیها به وضعیت عادی، به ویژه در تنگه هرمز، است. هدف این است که رفتوآمد دریایی به شرایط پیش از درگیریها بازگردد، بنابراین به نظر میرسد اگر این موارد در یک بازه زمانی یک یا دو ماهه محقق شود، آنگاه میتوان درباره سایر موضوعات نیز وارد گفتوگو شد و آنها را در چارچوب مذاکرات حلوفصل کرد.
دلفی در ادامه و در رابطه با دیگر مطالبه ایران در رابطه با آزادسازی اموال بلوکه شده به «اعتماد» گفت: طی دو تا سه روز اخیر، موضوع داراییهای بلوکهشده ایران بیش از گذشته در اولویت قرار گرفته است. این موضوع از ابتدا نیز یکی از محورهای مذاکرات بود، اما اکنون اهمیت بیشتری پیدا کرده است. وزارت امور خارجه کشورمان نیز اعلام کرده که پیش از هرگونه امضای نهایی، نخستین گام عملی باید آزادسازی بخشی از داراییهای ایران باشد. آنچه تاکنون مطرح شده، آزادسازی دستکم ۵۰درصد این داراییها در همان مراحل ابتدایی اجرای توافق است. البته هنوز موافقت رسمی طرف مقابل با این موضوع اعلام نشده، اما این مساله به یکی از مطالبات اصلی ایران تبدیل شده است. به گفته این تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی اگر قرار باشد مذاکرات به نتیجه برسد، طبیعتا طرفهای مقابل باید فشارهای خود را به شکلی مدیریت کنند که موجب فروپاشی فضای موجود نشود. به همین دلیل نیز تلاش میکنند سطح فشارها به سمتی نرود که در میدان به عنوان مقدمهای برای نقض آتشبس یا آغاز دوباره درگیریها تلقی شود. در مقطع فعلی، ترجیح آنها این است که فشارها را از مسیرهای سیاسی و دیپلماتیک دنبال کنند.
به گفته دلفی بنابراین و در این میان، نخستین عرصهای که میتواند بر روند مذاکرات تاثیر بگذارد، آژانس بینالمللی انرژی اتمی و نیز مجرای شورای حکام است، به همین دلیل نیز طی هفتههای اخیر شاهد فعالتر شدن آژانس بینالمللی انرژی اتمی بودهایم. رافائل گروسی بار دیگر وارد فضای رسانهای شده، مصاحبه میکند و بر این موضوع تاکید دارد که آژانس بینالمللی انرژی اتمی به برخی مراکز دسترسی ندارد و بدون دسترسی نمیتواند ارزیابی دقیقی از وضعیت برنامه هستهای ایران ارایه دهد. بخشی از این تحرکات را میتوان در چارچوب فعالیتهای شخصی و سیاسی او نیز ارزیابی کرد، زیرا این فضا امکان حضور و دیده شدن بیشتر را برای او فراهم میکند. اما ازسوی دیگر، مساله هستهای ایران نیز بهطور جدی در دستور کار امریکا و آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار دارد و طبیعی است که این موضوع مجددا برجسته شود.
دلفی در ادامه گفتوگوی خود با «اعتماد» خاطرنشان کرد: به اعتقاد من، افزایش فشارهای سیاسی و رسانهای پیرامون پرونده هستهای ایران به این دلیل است که امریکاییها تلاش میکنند در مذاکرات حداکثر امتیازات ممکن را به دست آورند. اگر در مرحله نخست مذاکرات نتوانند در موضوعات موردنظر خود به نتیجه برسند، تلاش خواهند کرد از ابزارهای دیگر برای افزایش فشار استفاده کنند. لذا در همین چارچوب، بحث قطعنامه شورای حکام نیز مطرح شده است. اینکه این قطعنامه تصویب شود یا نه، به میزان آرای موافق کشورهای عضو بستگی دارد که البته به باور من و باتوجه به عدم وجود حق وتو، تصویب خواهد شد. با این حال، این ابزار برای امریکاییها یک وضعیت دوگانه ایجاد کرده است. از یکسو، میخواهند از طریق شورای حکام فشار سیاسی بر ایران را افزایش دهند، اما ازسوی دیگر، اگر این فشار بیش از حد افزایش پیدا کند، ممکن است ایران نیز در میز مذاکرات واکنش نشان دهد و روند گفتوگوها تحتتاثیر قرار گیرد.
این دیپلمات اسبق کشورمان در پاریس در ادامه به «اعتماد» گفت: موضع ایران نیز روشن است. مراکزی که امروز آژانس بینالمللی انرژی اتمی نسبت به آنها ابراز نگرانی میکند، همان مراکزی هستند که در جریان دو جنگ هدف حمله قرار گرفتند و طبعا شرایط آنها با قبل متفاوت است. در نتیجه، محدودیتهای موجود در دسترسی آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ناشی از همین وضعیت است. به گفته دلفی نکته مهم این است که پیش از آغاز جنگ، میان آقای عراقچی و آقای گروسی در قاهره تفاهمی صورت گرفته بود و براساس آن، چارچوب جدیدی برای همکاریها و بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی تدوین شد. قرار بود کارشناسان نهاد پادمانی در قالب سازوکارهای جدید به برخی مراکز دسترسی پیدا کنند، اما وقوع جنگ باعث شد اجرای آن متوقف شود. با این حال، از اظهارات اخیر آقای گروسی چنین برمیآید که همچنان امکان احیای همان تفاهم قاهره وجود دارد. به همین دلیل معتقدم امریکاییها همزمان از دو مسیر حرکت میکنند؛ از یکطرف، از طریق شورای حکام و بحث قطعنامه فشار سیاسی وارد میکنند و از طرف دیگر، آژانس بینالمللی انرژی اتمی از طریق ارایه راهکارهای فنی و تاکید بر امکان ادامه همکاریها، مسیر دیپلماتیک را باز نگه میدارد. درواقع، همزمان هم فشار وجود دارد و هم پیشنهاد راهحل. به گفته این تحلیلگر ارشد مسائل بینالملل بنابراین درنهایت، هر توافقی که میان ایران و امریکا حاصل شود، چه به صورت مرحلهای و چه در قالب یک توافق جامع، در بخش هستهای نیازمند نقشآفرینی آژانس بینالمللی انرژی اتمی خواهد بود، به همین دلیل نیز آژانس بینالمللی انرژی اتمی از هماکنون در مرکز این معادله قرار گرفته است. البته پیش از جنگ نیز امریکاییها پیشنهادهای دیگری مطرح میکردند و حتی در مقاطعی مدعی بودند که کارشناسان امریکایی بهطور مستقیم در برخی فرآیندهای نظارتی مشارکت داشته باشند. این موضوع مدتی مطرح بود، اما در حال حاضر به نظر میرسد در نهایت به نتیجه نرسید و کنار گذاشته شد. لذا مجموع این تحولات مستقیما به بدهبستانهای مذاکراتی مرتبط است؛ اینکه هر طرف چه امتیازی بدهد و چه امتیازی دریافت کند. به نظر میرسد ترامپ همچنان تمایل دارد پیش از آغاز رقابتهای جام جهانی، توافقی هر چند اولیه به نتیجه برسد. اینکه این هدف تا چه اندازه محقق شود، بستگی به میزان تاثیرگذاری همزمان فشارهای سیاسی و روند مذاکرات دارد.
دلفی در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» در رابطه با چرایی آغاز دوباره تبادل آتش میان تهران و وتلآویو در میانه مذاکرات دستیابی به توافق میان ایران و ایالاتمتحده و اعلام آتشبس زودهنگام گفت: با این حال، نباید از یک واقعیت مهم غافل شد؛ اسراییل اساسا تمایلی به شکلگیری چنین توافقی ندارد. رفتار تلآویو در روزهای اخیر نیز این مساله را نشان داده است. اقداماتی که در لبنان انجام شد، عملا با روح تفاهمات موجود در تضاد بود. حتی برخی توافقهایی که میان امریکا، اسراییل و طرفهای مرتبط درباره آتشبس در لبنان شکل گرفته بود، تحت تاثیر همین اقدامات قرار گرفت. لذا علت این مساله نیز روشن است. اسراییل نمیخواهد ایران و امریکا به تفاهمی در منطقه دست پیدا کنند که درنهایت به کاهش حضور نظامی امریکا منجر شود. یکی از مطالبات اصلی ایران رفع محاصره و بازگشت شرایط عادی در حوزه دریایی و امنیتی منطقه است و از نگاه تهران، این مساله با کاهش حضور نظامی امریکا در خلیجفارس و آبهای پیرامونی ارتباط مستقیم دارد. به همین دلیل، اسراییل همچنان یکی از مهمترین موانع شکلگیری هرگونه تفاهم پایدار میان تهران و واشنگتن به شمار میرود و باید این عامل را در تحلیل تحولات آینده به طور جدی مدنظر قرار داد. از طرفی به نظر میرسد ترامپ بهشدت به دنبال دستیابی به توافقی با ایران طی یک تا دو روز آینده است و پایان زودهنگام درگیریهای بیستوچهارساعته میان ایران و اسراییل نیز به این عامل بازمیگردد.