پیام آذری - اکو ایران /متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست دادههای شرکتهای تردد کشتی و نیز وضعیت بازار انرژی احتمال این را تقویت میکنند که درصد عبور کشتیها از تنگه هرمز بالاتر از عددی است که در آمارهای رسمی منتشر میشوند. بازار یکی از بزرگترین معماهای اقتصاد جهانی این است که چرا بازار نفت در جریان یکی از عظیمترین شوکهای عرضه در تاریخ، تا این حد آرام باقی مانده است. درباره یک معما به نوشته سیانان، تنگه هرمز بر اثر سه ماه جنگ فلج شده است؛ سناریوی کابوسواری که پیش از آغاز جنگ با ایران، کمتر کسی آن را ممکن میدانست. بر اساس برآورد جیپی مورگان، تردد قابل مشاهده از طریق تنگه هرمز همچنان بسیار اندک است و تنها حدود ۱۵ درصد سطح پیش از جنگ را تشکیل میدهد. بااینحال، قراردادهای آتی نفت دستکم تاکنون به سطوح خطرناکی که پیشبینیکنندگان از آن بیم داشتند، جهش نکردهاند. یکی از نظریهها این است که حجم شگفتآوری از نفت خام از محاصره دوگانه تنگه هرمز میگریزد و به نظام انرژی جهانی کمک میکند تا این شوک تاریخی را جذب کند. کارشناسان به سیانان گفتهاند نفتکشهایی که این «جریانهای مخفیانه» را حمل میکنند، ممکن است با خاموش کردن فرستندههای شناسایی خود برای جلوگیری از ردیابی، از محاصره عبور کنند. جیپی مورگان برآورد کرده که این جریانهای مخفیانه در دو هفته پایانی ماه می به حدود ۲.۱ میلیون بشکه در روز رسیدهاند. این رقم در مقایسه با ۱۵.۶ میلیون بشکه نفتی که پیش از جنگ روزانه از تنگه هرمز عبور میکرد، سهمی کوچک اما قابل توجه به شمار میرود. ناتاشا کانِوا، رئیس راهبرد جهانی کالاها در جیپی مورگان، هفته گذشته در یادداشتی برای مشتریان نوشت: «با وجود ادامه محاصره دریایی و کاهش شدید ترافیک تجاری، حجمهای شگفتآوری از نفت خام و فرآوردههای نفتی همچنان گویا از تنگه عبور میکنند.» عبورهای «شبحگونه» به گفته باب مکنالی، بنیانگذار و رئیس گروه انرژی راپیدان، جریانهای مخفیانه ممکن است بحران را به تأخیر انداخته یا تا حدی از شدت آن کاسته باشند. او گفت: «ما فرض میکنیم تردد در هرمز بین صفر تا ۱۰ درصد سطح پیش از جنگ بوده است، اما با این نشت، ممکن است کمی بیشتر باشد. این مقدار به هیچ وجه برای جلوگیری از کاهشهای بزرگ و صعودی موجودیها کافی نیست، اما تا حدی از شدت فشار میکاهد.» یان استوارت، اقتصاددان و استراتژیست جهانی انرژی در بانک سرمایهگذاری پایپر سندلر، برآورد میکند که در ماه مه حدود ۲.۹ میلیون بشکه نفت خام در روز از تنگه هرمز خارج شده است. این برآورد شامل حدود ۲.۱ میلیون بشکهای میشود که بر روی کشتیهایی حمل شدهاند که ظاهراً عوارض عبور را به نهادهای ایرانی پرداخت کردهاند. باقیمانده، یعنی حدود ۹۰۰ هزار بشکه، مربوط به عبورهای «شبحگونه» است؛ کشتیهایی که در تاریکی و با فرستندههای خاموش از این آبراه عبور کردهاند. استوارت به سیانان گفت: «شبحها یا جریانهای مخفیانه کمک میکنند. مدیریت و مهار بحران بسیار بهتر از چیزی بوده که تصور میکردم امکانپذیر باشد.» کاهش شدید واردات چین؛ اوضاع بدتر خواهد شد؟ قیمت قراردادهای آتی نفت برنت، شاخص بینالمللی نفت، روز جمعه به ۹۳ دلار در هر بشکه کاهش یافت. این رقم بسیار بالاتر از سطح پیش از جنگ، یعنی حدود ۷۰ دلار، است؛ اما همچنان با فاصلهای امن پایینتر از اوج اخیر ۱۱۴ دلاری قرار دارد. اما جریانهای مخفیانه مهمترین عامل آرامش بازار نیستند. پایپر سندلر برآورد میکند که روزانه حدود ۴.۵ میلیون بشکه نفت خام از راههای دیگر از خلیج فارس خارج شده است؛ عمدتاً از طریق خط لوله شرق-غرب که میدانهای نفتی عربستان سعودی را به بندر ینبع در دریای سرخ متصل میکند؛ و مهمتر از آن، چین واردات نفت خام خود را به شدت کاهش داده و در عوض به ذخایر عظیم انباشتهشده خود روی آورده است. کاهش تقاضای چین، که یکی از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی جهان است، به کاهش فشار ناشی از کمبود عرضه کمک کرده است. کانوا از جیپی مورگان استدلال میکند که عوامل دیگری نیز دخیل هستند؛ از جمله افت تقاضایی که بیش از آنچه تصور میشود عمیق بوده و همچنین موجودیهایی که بیش از میزان گزارششده هستند. او نوشت: «در مجموع، این تعدیلات توضیح میدهند که چرا قیمتهای نزدیک به ۱۰۰ دلار نشاندهنده کوچک بودن اختلال نیستند. بلکه نشان میدهند که بازار راههایی ـ هرچند پرهزینه ـ برای جذب این شوک پیدا کرده است.» برخی از کهنهکاران صنعت نفت نگراناند که بازار، تحت تأثیر این راهحلهای موقتی، اثرات واقعی بحران را دستکم گرفته باشد. ذخایر تجاری نفت از زمان آغاز جنگ به شدت کاهش یافتهاند. همچنین ذخیره اضطراری نفت خام آمریکا، موسوم به «ذخیره راهبردی نفت» (SPR)، به سرعت به سمت پایینترین سطح خود از اوایل دهه ۱۹۸۰ حرکت میکند. استوارت از پایپر سندلر گفت: «اوضاع بدتر خواهد شد.» او پیشبینی میکند که میانگین قیمت نفت برنت در ماههای ژوئیه و اوت به ۱۳۰ دلار در هر بشکه برسد. اگر این پیشبینی درست باشد، به این معناست که قیمت بنزین در تابستان امسال به بیش از ۵ دلار در هر گالن افزایش خواهد یافت؛ در حالی که اکنون حدود ۴.۲۰ دلار است. استوارت معتقد است قیمتهای بالاتر نفت باید به سرعت افزایش یابند تا انتشار بیشتر ذخایر اضطراری نفت را توجیه کنند و همچنین جهان را به کاهش مصرف ترغیب نمایند. او گفت: «باید مردم را متقاعد کنید. انجام این کار زمانی که قیمتها بالا هستند بسیار آسانتر است.» آمارهایی از «گذر خاموش» کشتیها در رابطه با گذر خاموش کشتیها از تنگه هرمز ایبیسی نیوز هم در گزارشی مینویسد: با حملات جدیدی که طی روزهای اخیر در سراسر منطقه رخ داده است، هرگونه پیشرفت در بازگشایی تنگه هرمز از طریق مذاکره در هالهای از ابهام فرو رفته است؛ اما در هفتههایی که از اعلام آتشبس میان آمریکا و ایران میگذرد و از زمانی که ناوهای جنگی آمریکا برای اجرای محاصره بنادر ایران وارد دریای عمان شدند، برخی کشتیها بدون روشن بودن فرستندههای رهگیری دریایی خود در حال رفتوآمد از این آبراه حیاتی بودهاند. تعداد این کشتیها هنوز بسیار کمتر از سطح معمول پیش از جنگ است؛ زمانی که روزانه تا ۱۴۰ کشتی تجاری از تنگه عبور میکردند. بااینحال، تمامی سازمانهای برجسته اطلاعات دریایی از وجود سطحی از فعالیت در این منطقه خبر میدهند. شرکت اطلاعات دریایی ویندوارد که از طریق ماهواره ترافیک دریایی را رصد میکند، به شبکه ایبیسی نیوز اعلام کرد که در پنج هفته گذشته بیش از ۸۰ کشتی تجاری را مشاهده کرده است که از تنگه هرمز عبور کرده و خلیج فارس را ترک کردهاند. این کشتیها یا از طریق مذاکره با ایران برای عبور ایمن اقدام کردهاند یا با حمایت نیروهای آمریکایی از تنگه عبور کردهاند. به گفته میشل باکمن، تحلیلگر ویندوارد، گفت: «ما معتقدیم بیشتر، اما نه همه، عبورهای خاموشی که رخ دادهاند با اطلاع و اجازه ایران و از طریق مذاکرات در سطح دیپلماتیک انجام شدهاند.» ویندوارد هر کشتی را که از تنگه هرمز خارج میشود زیر نظر دارد و زمانی آن را در آمار خود ثبت میکند که به دریای عرب رسیده و منطقه را ترک کرده باشد؛ نشانهای از اینکه واقعاً در حال ادامه مسیر خود است. باکمن خاطرنشان کرد که بین اول مارس تا هفتم مه، یعنی در هفتههای پس از آغاز جنگ، نزدیک به ۴۰ «عبور خاموش» در تنگه ثبت شده است. هر سازمان رهگیری دریایی معیارهای متفاوتی برای اندازهگیری ترافیک پیرامون تنگه هرمز دارد؛ از جمله اینکه چه نوع کشتیهایی را در آمار خود لحاظ میکند و مقصد کشتیها پس از عبور از تنگه کجاست. مؤسسه لویدز لیست (Lloyd’s List)، یکی دیگر از نهادهای پایش دریایی، برآورد میکند که در سه هفته منتهی به سوم ژوئن، نزدیک به ۴۰ کشتی غیرایرانی که پیشتر در خلیج فارس گرفتار شده بودند، موفق به خروج شدهاند و در نتیجه تعداد کل کشتیهای خارجشده از ماه مارس تاکنون به ۱۴۲ فروند رسیده است. شرکت اطلاعات دریایی دیگری به نام کپلر (Kpler) تعداد بسیار بیشتری را ثبت کرده و به ایبیسی نیوز گفته است که از زمان آغاز آتشبس تا اوایل ژوئن، ۲۶۴ کشتی از خلیج فارس خارج شدهاند. از میان این کشتیها، ۲۲ فروند دارای پرچم ایران بودهاند و نیمی از آنها به «ناوگان تاریک» تعلق داشتهاند. این ترافیک دریایی برای خروج از خلیج فارس از طریق تنگه هرمز عبور کرده است، اما به گفته تحلیلگران، برخی نفتکشهای خالی ایرانی نیز علیرغم گشتزنی ناوهای آمریکایی در دریای عمان، وارد خلیج فارس شدهاند. کشتیها چگونه از خلیج فارس خارج میشوند؟ کریستوفر نیوتن، تحلیلگر گروه بینالمللی بحران، روند تحول نقش تنگه هرمز از زمان آغاز جنگ را بررسی کرده است. او گفت: «تنگه تا حدی باز است؛ در واقع در تمام مدت جنگ همینطور بوده است.» وی افزود: «هم ایران و هم آمریکا مایلاند برخی ترددهایی که مورد تأیید خودشان است ادامه پیدا کند؛ بیش از آنکه هر یک از آنها واقعاً بخواهد تنگه را کاملاً ببندد.» بیشتر کشتیهای حاضر در تنگه در حالت «خاموش» حرکت میکنند؛ وضعیتی که به گفته باکمن عمدتاً به دلایل امنیتی، برای دور زدن محاصرهها و جلوگیری از گرفتار شدن در نظام «شبهعوارضی» ایران رخ میدهد. اگرچه کشتیهایی که از تنگه خارج میشوند علناً اعلام نمیکنند که برای خروج با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توافقی انجام دادهاند، اما گزارشهای گستردهای وجود دارد مبنی بر اینکه تشکیل «نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس» (PGSA) توسط ایران، راهی برای کسب مجوز خروج کشتیهای سرگردان پس از ماهها انتظار فراهم کرده است. گزارشها حاکی از آنند که کشورهایی مانند پاکستان، هند، عراق و مالزی در گفتوگوهای مستقیم با تهران مشارکت داشتهاند و عبور کشتیها را از طریق نظام جدید ارزیابی و تأیید سپاه هماهنگ کردهاند. نیوتن نیز موافق است که «دوستان ایران» در حال دستیابی به توافق و خروج از تنگه هستند. او گفت در ابتدا کشتیهای وابسته به کشورهای نزدیک به ایران از مسیر مورد تأیید حکومت استفاده میکردند، «اما سپس کشتیهای وابسته به متحدان آمریکا مانند ژاپن نیز وارد این روند شدند.» گزارشها درباره تعداد کشتیهایی که توسط نیروهای آمریکایی از خلیج فارس هدایت شدهاند بسیار متفاوت است، اما حدود یک هفته پیش روزنامه نیویورکتایمز گزارش داد که فرماندهی مرکزی آمریکا به حدود ۷۰ کشتی تجاری برای عبور کمک کرده است. دو مسیر اصلی برای خروج کشتیها از تنگه وجود دارد: یک کریدور شمالی و یک کریدور جنوبی. بسته به اینکه کشتی از کدام مسیر استفاده کرده باشد، میتوان حدس زد که با مجوز ایران یا حمایت آمریکا از تنگه عبور کرده است. کشتیهایی که از سپاه مجوز گرفتهاند بیشتر از کریدور شمالی استفاده میکنند؛ مسیری که از اطراف جزیره لارک عبور میکند و به «مسیر عوارضی تهران» معروف شده است. نیوتن گفت: «در ابتدا تنها یک مسیر رفتوبرگشت وجود داشت که برای دستکم برخی نفتکشها شامل پرداخت عوارض بود.» او افزود که در هفتههای اخیر این مسیر گسترش یافته است: «هیچ فرد بیرونی نمیتواند با قطعیت بگوید عوارض پرداخت شده یا نه؛ اما اگر کشتیها در شمال مسیر رسمی تفکیک ترافیک دریایی (TSS) حرکت کنند، احتمالاً این امر با تأیید تهران صورت گرفته است.» TSS همان سامانه مسیرهای کشتیرانی است که پیش از جنگ مورد استفاده قرار میگرفت و از سوی سازمان بینالمللی دریانوردی پذیرفته شده بود. مسیر دیگر، کریدور جنوبی است. نیوتن گفت: «در اصل، کشتیها تا حد امکان به ساحل عمان نزدیک میشوند؛ البته تا جایی که عمق آب اجازه دهد.» وضعیت تنگه هرمز به گفته نیوتن، چنین اظهارنظرهایی برای آمریکا نگرانکننده است. او گفت: «آنچه اهمیت دارد، فهرست روبهرشد کشورهایی است که بهواسطه پیمانها یا اقدامات خود عمیقاً در مدار نفوذ آمریکا قرار دارند، اما گویا مایلاند یا ناچار شدهاند از ترتیبات جایگزین ایران استفاده کنند.» در یک نمودار دادهای که سازمان تنگه خلیج فارس (PGSA) در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد، این نهاد اعلام کرد که ۱۲ درصد درخواستهای خروج از خلیج فارس از سوی کشتیهای وابسته به اروپا ارائه شده است. بیش از سه ماه است که طرح دیرینه ایران برای کنترل تنگه هرمز وارد مرحله اجرا شده است. همانطور که ایبیسی پیشتر گزارش داده بود، در جریان جنگ ۱۲ روزه سال گذشته، در داخل حکومت ایران درباره تصمیم برای عدم اقدام در تنگه اختلافنظرهایی وجود داشت. اما این بار سپاه پاسداران به سرعت برای در دست گرفتن کنترل آن وارد عمل شد. بااینحال، رویکرد ایران نسبت به تنگه در طول جنگ تغییر کرده است. آنچه در ابتدا یک عملیات نظامی برای بیرون راندن کشتیها از تنگه و تعطیل کردن مسیر تجاری بود، اکنون دستخوش تحول شده است. ایران متهم شده است که در روزهای اخیر پهپادهای انفجاری به سمت کشتیهای حاضر در تنگه شلیک کرده است، اما فعالیتهای این کشور در این آبراه تنها به اقدامات نظامی محدود نبوده و شامل تلاش برای اداره سازمان تنگه خلیج فارس، دریافت هزینههای اداری و همچنین رایزنیهای دیپلماتیک با عمان نیز شده است. ایران با عمان، تنها شریک ساحلی خود در تنگه هرمز، در حال مذاکره است تا نوعی سازوکار اداری برای مدیریت این آبراه ایجاد کند. راههایی برای انجام این کار در چارچوب حقوقی وجود دارد، اما حقوق بینالملل نیز تصریح میکند که کشورهای ساحلی نمیتوانند مانع عبور ایمن کشتیها شوند. پژوهشگر ارشد مؤسسه واشنگتن در این رابطه میگوید: «آنها سالها، دستکم ۱۰ سال، در حال تدارک ترتیبات نظامی برای کنترل تنگه هرمز بودهاند و رزمایشهای متعددی با سپاه پاسداران و با مشارکت محدود نیروی دریایی ارتش برگزار کردهاند.» این کارشناس توانمندیهای نظامی ایران گفت که سپاه بارها تصرف تهاجمی تنگه را تمرین کرده بود، اما باور ندارد که پیشتر برنامهای برای رسیدن به یک توافق سیاسی با عمان وجود داشته باشد. او افزود: «فکر نمیکنم هرگز به آن مرحله رسیده باشند که برنامههای واقعی تدوین کنند. به نظرم آنچه اکنون میبینیم بیشتر نوعی ترتیبات موقتی و بداهه است.» در داخل ایران نیز مجلس در حال بررسی قوانینی است که هدف آن قرار دادن تنگه هرمز تحت کنترل رسمی دولت است. این هفته کاظم جلالی، سفیر ایران در مسکو، چنین نقل شد که گفته است: «البته این تنگه باز خواهد بود، اما با شرایط جدیدی که توسط مقامات ایرانی و عمانی تعیین خواهد شد.» او افزود: «ما میدانیم که ایران و عمان خدمات خاصی را در ارتباط با این تنگه ارائه میکنند و برای این خدمات هزینه دریافت خواهد شد.» گزارشهایی درباره دریافت عوارض برای کسب موافقت ایران جهت عبور از تنگه منتشر شده است. حکومت ایران میگوید این مبالغ احتمالاً در قالب هزینههای زیستمحیطی دریافت میشوند، اما به گفته نیوتن، ماهیت یا حتی میزان این هزینهها چندان موضوع اصلی نیست. او گفت: «این موضوع بسیار فراتر از صرفاً کسب درآمد است؛» و ادامه داد: «ما به نقطهای نزدیک میشویم که برخی افراد برای عبور کشتیهایشان و صادرات کالاهایشان، کاملاً حاضر خواهند بود مبلغ مشخصی عوارض بپردازند؛ اما ایران همچنان میتواند به دلایل سیاسی پاسخ منفی بدهد، زیرا این مسئله بیش از آنکه صرفاً گرفتن پول باشد، نمایشی از قدرت است.» چند هفته پیش ایران نقشههایی منتشر کرد که نشان میداد محدودهای که نیروهای مسلح این کشور قصد گشتزنی و کنترل آن را دارند تا سواحل عمان گسترش یافته است؛ درحالیکه حکومت همزمان به دنبال توافقی رسمی با همسایه ساحلی خود است. پژوهشگر ارشد مؤسسه واشنگتن معتقد است ایرانیها از میزان پیشرفت خود رضایت ندارند. او گفت: «من در ادبیات مقامات ایرانی نوعی نارضایتی میبینم و احتمالاً دلیل آن این است که عمانیها همکاری چندانی نمیکنند. آنها میگویند مذاکرات ادامه دارد و در حال گفتوگو با عمان هستند تا چنین سیستمی را ایجاد کنند، اما فکر نمیکنم این طرح موفق شود.» ایران و آمریکا در «بنبست» به نظر نمیرسد هدف اصلی ایران از تلاش برای تنظیم مقررات تنگه هرمز، کسب درآمد مالی باشد. نیوتن در این رابطه گفت: «ارزش برخی از عوارضی که ایران یا نهادهای مرتبط با دولت ایران مطرح کردهاند، معمولاً در مقایسه با امتیازاتی مانند کاهش گسترده تحریمهای آمریکا بسیار ناچیز است.» او افزود: «ایران تهدید به اقداماتی مانند دریافت عوارض میکند که میتوانند بسیار اخلالگر باشند، اما از نظر ارزش مالی برای ایران، هرگز به اندازه چیزهایی که در مذاکرات به دنبال آنهاست اهمیت ندارند.» تحریمها باعث شدهاند بخش بزرگی از جهان نتواند با نهادهایی مانند PGSA تعامل داشته باشد. برت اریکسون، متخصص تحریمها در شرکت مشاورهای اوبسیدیان ریسک ادوایزر، در این رابطه گفت: «این واقعاً بزرگترین مانع موجود است؛ زیرا در کشورهای مختلف از جمله آمریکا، بریتانیا، کانادا، استرالیا و اتحادیه اروپا تحریمهایی برقرار است و همچنین قوانین مربوط به تأمین مالی تروریسم نیز نقش مهمی دارند.» او افزود: «ممکن است فردی که مالک شرکت است یا عملیات کشتی را اداره میکند، شخصاً هدف تحریم قرار گیرد.» نیوتن گفت از نگاه ایران، تنگه هرمز نماد قدرت است. به گفته او: «ایران این قدرت را در اختیار دارد، زیرا این ایران بوده که کشتیرانی را مختل کرده و آمریکا نتوانسته مانع این اختلال شود.» محاصره آمریکا در دریای عمان برای جلوگیری از صادرات نفت ایران از بنادر این کشور برقرار شده، اما نیوتن میگوید برخی نفتکشهای خالی ایرانی موفق شدهاند از آن عبور کنند. او گفت: «ایران در زمینه ذخیرهسازی بسیار هوشمندانه عمل میکند. همچنان نفتکشهای خالی را از محاصره آمریکا عبور میدهد. هر یک از این نفتکشها میتواند بیش از معادل یک روز صادرات نفت ایران را در خود جای دهد.» او توضیح داد که ذخیرهسازی نفت در دریا به ایران اجازه میدهد سطح تولید خود را حفظ کند. اما به گفته تحلیلگری دیگر، اگر قرار باشد پیشرفتی در موضوع تنگه هرمز حاصل شود، باید این «بنبست آشکار برای هر دو طرف» شکسته شود. این تحلیلگر گفت: «بدیهی است که این وضعیت پایدار نیست و هر دو طرف این را میدانند.» وی افزود که ایران هنوز تا حدی زمان در اختیار دارد. او گفت: «آنها در حال رصد دمای داخلی جامعه هستند؛ اینکه آیا جامعه در برابر شرایط اقتصادی شورش خواهد کرد یا نه؛ اما تاکنون نشانه نگرانکنندهای مشاهده نکردهاند.» آینده رسمی و مذاکرهشده تنگه هرمز اکنون به یکی از نقاط اختلاف میان هیئتهای آمریکایی و ایرانی تبدیل شده است که در تلاشاند به جنگ پایان دهند؛ اما در سطحی غیررسمی، برخی کشتیها و خدمه آنها توانستهاند راهی برای عبور پیدا کنند.
اکو ایران /متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
دادههای شرکتهای تردد کشتی و نیز وضعیت بازار انرژی احتمال این را تقویت میکنند که درصد عبور کشتیها از تنگه هرمز بالاتر از عددی است که در آمارهای رسمی منتشر میشوند.
بازار

یکی از بزرگترین معماهای اقتصاد جهانی این است که چرا بازار نفت در جریان یکی از عظیمترین شوکهای عرضه در تاریخ، تا این حد آرام باقی مانده است.
درباره یک معما
به نوشته سیانان، تنگه هرمز بر اثر سه ماه جنگ فلج شده است؛ سناریوی کابوسواری که پیش از آغاز جنگ با ایران، کمتر کسی آن را ممکن میدانست. بر اساس برآورد جیپی مورگان، تردد قابل مشاهده از طریق تنگه هرمز همچنان بسیار اندک است و تنها حدود ۱۵ درصد سطح پیش از جنگ را تشکیل میدهد.
بااینحال، قراردادهای آتی نفت دستکم تاکنون به سطوح خطرناکی که پیشبینیکنندگان از آن بیم داشتند، جهش نکردهاند. یکی از نظریهها این است که حجم شگفتآوری از نفت خام از محاصره دوگانه تنگه هرمز میگریزد و به نظام انرژی جهانی کمک میکند تا این شوک تاریخی را جذب کند. کارشناسان به سیانان گفتهاند نفتکشهایی که این «جریانهای مخفیانه» را حمل میکنند، ممکن است با خاموش کردن فرستندههای شناسایی خود برای جلوگیری از ردیابی، از محاصره عبور کنند.
جیپی مورگان برآورد کرده که این جریانهای مخفیانه در دو هفته پایانی ماه می به حدود ۲.۱ میلیون بشکه در روز رسیدهاند. این رقم در مقایسه با ۱۵.۶ میلیون بشکه نفتی که پیش از جنگ روزانه از تنگه هرمز عبور میکرد، سهمی کوچک اما قابل توجه به شمار میرود. ناتاشا کانِوا، رئیس راهبرد جهانی کالاها در جیپی مورگان، هفته گذشته در یادداشتی برای مشتریان نوشت: «با وجود ادامه محاصره دریایی و کاهش شدید ترافیک تجاری، حجمهای شگفتآوری از نفت خام و فرآوردههای نفتی همچنان گویا از تنگه عبور میکنند.»
عبورهای «شبحگونه»
به گفته باب مکنالی، بنیانگذار و رئیس گروه انرژی راپیدان، جریانهای مخفیانه ممکن است بحران را به تأخیر انداخته یا تا حدی از شدت آن کاسته باشند. او گفت: «ما فرض میکنیم تردد در هرمز بین صفر تا ۱۰ درصد سطح پیش از جنگ بوده است، اما با این نشت، ممکن است کمی بیشتر باشد. این مقدار به هیچ وجه برای جلوگیری از کاهشهای بزرگ و صعودی موجودیها کافی نیست، اما تا حدی از شدت فشار میکاهد.»
یان استوارت، اقتصاددان و استراتژیست جهانی انرژی در بانک سرمایهگذاری پایپر سندلر، برآورد میکند که در ماه مه حدود ۲.۹ میلیون بشکه نفت خام در روز از تنگه هرمز خارج شده است. این برآورد شامل حدود ۲.۱ میلیون بشکهای میشود که بر روی کشتیهایی حمل شدهاند که ظاهراً عوارض عبور را به نهادهای ایرانی پرداخت کردهاند. باقیمانده، یعنی حدود ۹۰۰ هزار بشکه، مربوط به عبورهای «شبحگونه» است؛ کشتیهایی که در تاریکی و با فرستندههای خاموش از این آبراه عبور کردهاند. استوارت به سیانان گفت: «شبحها یا جریانهای مخفیانه کمک میکنند. مدیریت و مهار بحران بسیار بهتر از چیزی بوده که تصور میکردم امکانپذیر باشد.»
کاهش شدید واردات چین؛ اوضاع بدتر خواهد شد؟
قیمت قراردادهای آتی نفت برنت، شاخص بینالمللی نفت، روز جمعه به ۹۳ دلار در هر بشکه کاهش یافت. این رقم بسیار بالاتر از سطح پیش از جنگ، یعنی حدود ۷۰ دلار، است؛ اما همچنان با فاصلهای امن پایینتر از اوج اخیر ۱۱۴ دلاری قرار دارد. اما جریانهای مخفیانه مهمترین عامل آرامش بازار نیستند.
پایپر سندلر برآورد میکند که روزانه حدود ۴.۵ میلیون بشکه نفت خام از راههای دیگر از خلیج فارس خارج شده است؛ عمدتاً از طریق خط لوله شرق-غرب که میدانهای نفتی عربستان سعودی را به بندر ینبع در دریای سرخ متصل میکند؛ و مهمتر از آن، چین واردات نفت خام خود را به شدت کاهش داده و در عوض به ذخایر عظیم انباشتهشده خود روی آورده است. کاهش تقاضای چین، که یکی از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی جهان است، به کاهش فشار ناشی از کمبود عرضه کمک کرده است.
کانوا از جیپی مورگان استدلال میکند که عوامل دیگری نیز دخیل هستند؛ از جمله افت تقاضایی که بیش از آنچه تصور میشود عمیق بوده و همچنین موجودیهایی که بیش از میزان گزارششده هستند. او نوشت: «در مجموع، این تعدیلات توضیح میدهند که چرا قیمتهای نزدیک به ۱۰۰ دلار نشاندهنده کوچک بودن اختلال نیستند. بلکه نشان میدهند که بازار راههایی ـ هرچند پرهزینه ـ برای جذب این شوک پیدا کرده است.»
برخی از کهنهکاران صنعت نفت نگراناند که بازار، تحت تأثیر این راهحلهای موقتی، اثرات واقعی بحران را دستکم گرفته باشد. ذخایر تجاری نفت از زمان آغاز جنگ به شدت کاهش یافتهاند. همچنین ذخیره اضطراری نفت خام آمریکا، موسوم به «ذخیره راهبردی نفت» (SPR)، به سرعت به سمت پایینترین سطح خود از اوایل دهه ۱۹۸۰ حرکت میکند.
استوارت از پایپر سندلر گفت: «اوضاع بدتر خواهد شد.» او پیشبینی میکند که میانگین قیمت نفت برنت در ماههای ژوئیه و اوت به ۱۳۰ دلار در هر بشکه برسد. اگر این پیشبینی درست باشد، به این معناست که قیمت بنزین در تابستان امسال به بیش از ۵ دلار در هر گالن افزایش خواهد یافت؛ در حالی که اکنون حدود ۴.۲۰ دلار است. استوارت معتقد است قیمتهای بالاتر نفت باید به سرعت افزایش یابند تا انتشار بیشتر ذخایر اضطراری نفت را توجیه کنند و همچنین جهان را به کاهش مصرف ترغیب نمایند. او گفت: «باید مردم را متقاعد کنید. انجام این کار زمانی که قیمتها بالا هستند بسیار آسانتر است.»
آمارهایی از «گذر خاموش» کشتیها
در رابطه با گذر خاموش کشتیها از تنگه هرمز ایبیسی نیوز هم در گزارشی مینویسد: با حملات جدیدی که طی روزهای اخیر در سراسر منطقه رخ داده است، هرگونه پیشرفت در بازگشایی تنگه هرمز از طریق مذاکره در هالهای از ابهام فرو رفته است؛ اما در هفتههایی که از اعلام آتشبس میان آمریکا و ایران میگذرد و از زمانی که ناوهای جنگی آمریکا برای اجرای محاصره بنادر ایران وارد دریای عمان شدند، برخی کشتیها بدون روشن بودن فرستندههای رهگیری دریایی خود در حال رفتوآمد از این آبراه حیاتی بودهاند.
تعداد این کشتیها هنوز بسیار کمتر از سطح معمول پیش از جنگ است؛ زمانی که روزانه تا ۱۴۰ کشتی تجاری از تنگه عبور میکردند. بااینحال، تمامی سازمانهای برجسته اطلاعات دریایی از وجود سطحی از فعالیت در این منطقه خبر میدهند. شرکت اطلاعات دریایی ویندوارد که از طریق ماهواره ترافیک دریایی را رصد میکند، به شبکه ایبیسی نیوز اعلام کرد که در پنج هفته گذشته بیش از ۸۰ کشتی تجاری را مشاهده کرده است که از تنگه هرمز عبور کرده و خلیج فارس را ترک کردهاند. این کشتیها یا از طریق مذاکره با ایران برای عبور ایمن اقدام کردهاند یا با حمایت نیروهای آمریکایی از تنگه عبور کردهاند.
به گفته میشل باکمن، تحلیلگر ویندوارد، گفت: «ما معتقدیم بیشتر، اما نه همه، عبورهای خاموشی که رخ دادهاند با اطلاع و اجازه ایران و از طریق مذاکرات در سطح دیپلماتیک انجام شدهاند.» ویندوارد هر کشتی را که از تنگه هرمز خارج میشود زیر نظر دارد و زمانی آن را در آمار خود ثبت میکند که به دریای عرب رسیده و منطقه را ترک کرده باشد؛ نشانهای از اینکه واقعاً در حال ادامه مسیر خود است. باکمن خاطرنشان کرد که بین اول مارس تا هفتم مه، یعنی در هفتههای پس از آغاز جنگ، نزدیک به ۴۰ «عبور خاموش» در تنگه ثبت شده است.
هر سازمان رهگیری دریایی معیارهای متفاوتی برای اندازهگیری ترافیک پیرامون تنگه هرمز دارد؛ از جمله اینکه چه نوع کشتیهایی را در آمار خود لحاظ میکند و مقصد کشتیها پس از عبور از تنگه کجاست. مؤسسه لویدز لیست (Lloyd’s List)، یکی دیگر از نهادهای پایش دریایی، برآورد میکند که در سه هفته منتهی به سوم ژوئن، نزدیک به ۴۰ کشتی غیرایرانی که پیشتر در خلیج فارس گرفتار شده بودند، موفق به خروج شدهاند و در نتیجه تعداد کل کشتیهای خارجشده از ماه مارس تاکنون به ۱۴۲ فروند رسیده است. شرکت اطلاعات دریایی دیگری به نام کپلر (Kpler) تعداد بسیار بیشتری را ثبت کرده و به ایبیسی نیوز گفته است که از زمان آغاز آتشبس تا اوایل ژوئن، ۲۶۴ کشتی از خلیج فارس خارج شدهاند. از میان این کشتیها، ۲۲ فروند دارای پرچم ایران بودهاند و نیمی از آنها به «ناوگان تاریک» تعلق داشتهاند. این ترافیک دریایی برای خروج از خلیج فارس از طریق تنگه هرمز عبور کرده است، اما به گفته تحلیلگران، برخی نفتکشهای خالی ایرانی نیز علیرغم گشتزنی ناوهای آمریکایی در دریای عمان، وارد خلیج فارس شدهاند.
کشتیها چگونه از خلیج فارس خارج میشوند؟
کریستوفر نیوتن، تحلیلگر گروه بینالمللی بحران، روند تحول نقش تنگه هرمز از زمان آغاز جنگ را بررسی کرده است. او گفت: «تنگه تا حدی باز است؛ در واقع در تمام مدت جنگ همینطور بوده است.» وی افزود: «هم ایران و هم آمریکا مایلاند برخی ترددهایی که مورد تأیید خودشان است ادامه پیدا کند؛ بیش از آنکه هر یک از آنها واقعاً بخواهد تنگه را کاملاً ببندد.»
بیشتر کشتیهای حاضر در تنگه در حالت «خاموش» حرکت میکنند؛ وضعیتی که به گفته باکمن عمدتاً به دلایل امنیتی، برای دور زدن محاصرهها و جلوگیری از گرفتار شدن در نظام «شبهعوارضی» ایران رخ میدهد. اگرچه کشتیهایی که از تنگه خارج میشوند علناً اعلام نمیکنند که برای خروج با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توافقی انجام دادهاند، اما گزارشهای گستردهای وجود دارد مبنی بر اینکه تشکیل «نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس» (PGSA) توسط ایران، راهی برای کسب مجوز خروج کشتیهای سرگردان پس از ماهها انتظار فراهم کرده است.
گزارشها حاکی از آنند که کشورهایی مانند پاکستان، هند، عراق و مالزی در گفتوگوهای مستقیم با تهران مشارکت داشتهاند و عبور کشتیها را از طریق نظام جدید ارزیابی و تأیید سپاه هماهنگ کردهاند. نیوتن نیز موافق است که «دوستان ایران» در حال دستیابی به توافق و خروج از تنگه هستند. او گفت در ابتدا کشتیهای وابسته به کشورهای نزدیک به ایران از مسیر مورد تأیید حکومت استفاده میکردند، «اما سپس کشتیهای وابسته به متحدان آمریکا مانند ژاپن نیز وارد این روند شدند.»
گزارشها درباره تعداد کشتیهایی که توسط نیروهای آمریکایی از خلیج فارس هدایت شدهاند بسیار متفاوت است، اما حدود یک هفته پیش روزنامه نیویورکتایمز گزارش داد که فرماندهی مرکزی آمریکا به حدود ۷۰ کشتی تجاری برای عبور کمک کرده است. دو مسیر اصلی برای خروج کشتیها از تنگه وجود دارد: یک کریدور شمالی و یک کریدور جنوبی.
بسته به اینکه کشتی از کدام مسیر استفاده کرده باشد، میتوان حدس زد که با مجوز ایران یا حمایت آمریکا از تنگه عبور کرده است. کشتیهایی که از سپاه مجوز گرفتهاند بیشتر از کریدور شمالی استفاده میکنند؛ مسیری که از اطراف جزیره لارک عبور میکند و به «مسیر عوارضی تهران» معروف شده است. نیوتن گفت: «در ابتدا تنها یک مسیر رفتوبرگشت وجود داشت که برای دستکم برخی نفتکشها شامل پرداخت عوارض بود.» او افزود که در هفتههای اخیر این مسیر گسترش یافته است: «هیچ فرد بیرونی نمیتواند با قطعیت بگوید عوارض پرداخت شده یا نه؛ اما اگر کشتیها در شمال مسیر رسمی تفکیک ترافیک دریایی (TSS) حرکت کنند، احتمالاً این امر با تأیید تهران صورت گرفته است.» TSS همان سامانه مسیرهای کشتیرانی است که پیش از جنگ مورد استفاده قرار میگرفت و از سوی سازمان بینالمللی دریانوردی پذیرفته شده بود. مسیر دیگر، کریدور جنوبی است. نیوتن گفت: «در اصل، کشتیها تا حد امکان به ساحل عمان نزدیک میشوند؛ البته تا جایی که عمق آب اجازه دهد.»
وضعیت تنگه هرمز
به گفته نیوتن، چنین اظهارنظرهایی برای آمریکا نگرانکننده است. او گفت: «آنچه اهمیت دارد، فهرست روبهرشد کشورهایی است که بهواسطه پیمانها یا اقدامات خود عمیقاً در مدار نفوذ آمریکا قرار دارند، اما گویا مایلاند یا ناچار شدهاند از ترتیبات جایگزین ایران استفاده کنند.» در یک نمودار دادهای که سازمان تنگه خلیج فارس (PGSA) در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد، این نهاد اعلام کرد که ۱۲ درصد درخواستهای خروج از خلیج فارس از سوی کشتیهای وابسته به اروپا ارائه شده است.

بیش از سه ماه است که طرح دیرینه ایران برای کنترل تنگه هرمز وارد مرحله اجرا شده است. همانطور که ایبیسی پیشتر گزارش داده بود، در جریان جنگ ۱۲ روزه سال گذشته، در داخل حکومت ایران درباره تصمیم برای عدم اقدام در تنگه اختلافنظرهایی وجود داشت. اما این بار سپاه پاسداران به سرعت برای در دست گرفتن کنترل آن وارد عمل شد. بااینحال، رویکرد ایران نسبت به تنگه در طول جنگ تغییر کرده است. آنچه در ابتدا یک عملیات نظامی برای بیرون راندن کشتیها از تنگه و تعطیل کردن مسیر تجاری بود، اکنون دستخوش تحول شده است.
ایران متهم شده است که در روزهای اخیر پهپادهای انفجاری به سمت کشتیهای حاضر در تنگه شلیک کرده است، اما فعالیتهای این کشور در این آبراه تنها به اقدامات نظامی محدود نبوده و شامل تلاش برای اداره سازمان تنگه خلیج فارس، دریافت هزینههای اداری و همچنین رایزنیهای دیپلماتیک با عمان نیز شده است. ایران با عمان، تنها شریک ساحلی خود در تنگه هرمز، در حال مذاکره است تا نوعی سازوکار اداری برای مدیریت این آبراه ایجاد کند. راههایی برای انجام این کار در چارچوب حقوقی وجود دارد، اما حقوق بینالملل نیز تصریح میکند که کشورهای ساحلی نمیتوانند مانع عبور ایمن کشتیها شوند.
پژوهشگر ارشد مؤسسه واشنگتن در این رابطه میگوید: «آنها سالها، دستکم ۱۰ سال، در حال تدارک ترتیبات نظامی برای کنترل تنگه هرمز بودهاند و رزمایشهای متعددی با سپاه پاسداران و با مشارکت محدود نیروی دریایی ارتش برگزار کردهاند.» این کارشناس توانمندیهای نظامی ایران گفت که سپاه بارها تصرف تهاجمی تنگه را تمرین کرده بود، اما باور ندارد که پیشتر برنامهای برای رسیدن به یک توافق سیاسی با عمان وجود داشته باشد. او افزود: «فکر نمیکنم هرگز به آن مرحله رسیده باشند که برنامههای واقعی تدوین کنند. به نظرم آنچه اکنون میبینیم بیشتر نوعی ترتیبات موقتی و بداهه است.»
در داخل ایران نیز مجلس در حال بررسی قوانینی است که هدف آن قرار دادن تنگه هرمز تحت کنترل رسمی دولت است. این هفته کاظم جلالی، سفیر ایران در مسکو، چنین نقل شد که گفته است: «البته این تنگه باز خواهد بود، اما با شرایط جدیدی که توسط مقامات ایرانی و عمانی تعیین خواهد شد.» او افزود: «ما میدانیم که ایران و عمان خدمات خاصی را در ارتباط با این تنگه ارائه میکنند و برای این خدمات هزینه دریافت خواهد شد.»
گزارشهایی درباره دریافت عوارض برای کسب موافقت ایران جهت عبور از تنگه منتشر شده است. حکومت ایران میگوید این مبالغ احتمالاً در قالب هزینههای زیستمحیطی دریافت میشوند، اما به گفته نیوتن، ماهیت یا حتی میزان این هزینهها چندان موضوع اصلی نیست. او گفت: «این موضوع بسیار فراتر از صرفاً کسب درآمد است؛» و ادامه داد: «ما به نقطهای نزدیک میشویم که برخی افراد برای عبور کشتیهایشان و صادرات کالاهایشان، کاملاً حاضر خواهند بود مبلغ مشخصی عوارض بپردازند؛ اما ایران همچنان میتواند به دلایل سیاسی پاسخ منفی بدهد، زیرا این مسئله بیش از آنکه صرفاً گرفتن پول باشد، نمایشی از قدرت است.»
چند هفته پیش ایران نقشههایی منتشر کرد که نشان میداد محدودهای که نیروهای مسلح این کشور قصد گشتزنی و کنترل آن را دارند تا سواحل عمان گسترش یافته است؛ درحالیکه حکومت همزمان به دنبال توافقی رسمی با همسایه ساحلی خود است. پژوهشگر ارشد مؤسسه واشنگتن معتقد است ایرانیها از میزان پیشرفت خود رضایت ندارند. او گفت: «من در ادبیات مقامات ایرانی نوعی نارضایتی میبینم و احتمالاً دلیل آن این است که عمانیها همکاری چندانی نمیکنند. آنها میگویند مذاکرات ادامه دارد و در حال گفتوگو با عمان هستند تا چنین سیستمی را ایجاد کنند، اما فکر نمیکنم این طرح موفق شود.»
ایران و آمریکا در «بنبست»
به نظر نمیرسد هدف اصلی ایران از تلاش برای تنظیم مقررات تنگه هرمز، کسب درآمد مالی باشد. نیوتن در این رابطه گفت: «ارزش برخی از عوارضی که ایران یا نهادهای مرتبط با دولت ایران مطرح کردهاند، معمولاً در مقایسه با امتیازاتی مانند کاهش گسترده تحریمهای آمریکا بسیار ناچیز است.» او افزود: «ایران تهدید به اقداماتی مانند دریافت عوارض میکند که میتوانند بسیار اخلالگر باشند، اما از نظر ارزش مالی برای ایران، هرگز به اندازه چیزهایی که در مذاکرات به دنبال آنهاست اهمیت ندارند.»

تحریمها باعث شدهاند بخش بزرگی از جهان نتواند با نهادهایی مانند PGSA تعامل داشته باشد. برت اریکسون، متخصص تحریمها در شرکت مشاورهای اوبسیدیان ریسک ادوایزر، در این رابطه گفت: «این واقعاً بزرگترین مانع موجود است؛ زیرا در کشورهای مختلف از جمله آمریکا، بریتانیا، کانادا، استرالیا و اتحادیه اروپا تحریمهایی برقرار است و همچنین قوانین مربوط به تأمین مالی تروریسم نیز نقش مهمی دارند.» او افزود: «ممکن است فردی که مالک شرکت است یا عملیات کشتی را اداره میکند، شخصاً هدف تحریم قرار گیرد.»
نیوتن گفت از نگاه ایران، تنگه هرمز نماد قدرت است. به گفته او: «ایران این قدرت را در اختیار دارد، زیرا این ایران بوده که کشتیرانی را مختل کرده و آمریکا نتوانسته مانع این اختلال شود.» محاصره آمریکا در دریای عمان برای جلوگیری از صادرات نفت ایران از بنادر این کشور برقرار شده، اما نیوتن میگوید برخی نفتکشهای خالی ایرانی موفق شدهاند از آن عبور کنند. او گفت: «ایران در زمینه ذخیرهسازی بسیار هوشمندانه عمل میکند. همچنان نفتکشهای خالی را از محاصره آمریکا عبور میدهد. هر یک از این نفتکشها میتواند بیش از معادل یک روز صادرات نفت ایران را در خود جای دهد.» او توضیح داد که ذخیرهسازی نفت در دریا به ایران اجازه میدهد سطح تولید خود را حفظ کند.
اما به گفته تحلیلگری دیگر، اگر قرار باشد پیشرفتی در موضوع تنگه هرمز حاصل شود، باید این «بنبست آشکار برای هر دو طرف» شکسته شود. این تحلیلگر گفت: «بدیهی است که این وضعیت پایدار نیست و هر دو طرف این را میدانند.» وی افزود که ایران هنوز تا حدی زمان در اختیار دارد. او گفت: «آنها در حال رصد دمای داخلی جامعه هستند؛ اینکه آیا جامعه در برابر شرایط اقتصادی شورش خواهد کرد یا نه؛ اما تاکنون نشانه نگرانکنندهای مشاهده نکردهاند.»
آینده رسمی و مذاکرهشده تنگه هرمز اکنون به یکی از نقاط اختلاف میان هیئتهای آمریکایی و ایرانی تبدیل شده است که در تلاشاند به جنگ پایان دهند؛ اما در سطحی غیررسمی، برخی کشتیها و خدمه آنها توانستهاند راهی برای عبور پیدا کنند.