پیام آذری - جمهوری اسلامی / متن پیش رو در جمهوری اسلامی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
قادر باستانی تبریزی| آتش جنگ اگرچه خاموش شده، اما توقف درگیری، لابد فرصتی برای تنفس و بازآرایی دو طرف است. توافق، اگرچه پایان همه دشمنیها نیست، اما میتواند آغاز فصل تازهای برای امنیت، اقتصاد و دیپلماسی ایران باشد. خطر آنجاست که این فرصت تاریخی، در میان تردیدها، اختلافهای داخلی و تصمیمهای متناقض از دست برود. امروز بیش از هر زمان دیگری باید مراقب بود که توافق را خودمان شکست ندهیم. در این ارتباط، پنج ضرورت راهبردی شایسته توجه است.
نکته اول، اجماع کمسابقه در ساختار تصمیمگیری است. خوشبختانه به نظر میرسد در این مقطع، درباره ضرورت حرکت در مسیر تفاهم و کاهش تنش، همگرایی استثنایی در سطوح مختلف نظام شکل گرفته است. کمتر دورهای را میتوان به یاد آورد که از فرماندهان ارشد سپاه و نهادهای اطلاعاتی گرفته تا قوای سهگانه، شورای عالی امنیت ملی، مجمع تشخیص، سایر نیروهای مسلح، حتی برخی ائمه جمعه با رویکردهای تُندتر و طیفهای مختلف سیاسی، تا این اندازه بر یک موضوع راهبردی همنظر باشند. این سرمایه ارزشمند نباید قربانی رقابتهای جناحی یا هیاهوی رسانهای شود. دوران پس از جنگ، بیش از هر زمان دیگری به انسجام ملی نیاز دارد.
نکته دوم، ضرورت اقتصادی است. برخی هنوز درباره توافق، چنان سخن میگویند که گویی جامعه صرفاً در برابر یک انتخاب سیاسی قرار گرفته است. درحالی که مسئله اصلی، بازگرداندن منابع مالی ملت به اقتصاد کشور است. میلیاردها دلار از داراییهای متعلق به بیتالمال، سالهاست که از چرخه اقتصاد ملی خارج مانده است. بازگشت این منابع، پیششرط مهار تورم، تقویت پول ملی، افزایش سرمایهگذاری و خروج اقتصاد از رکود است. مخالفت با هر سازوکاری که بتواند این سرمایه ملی را به اقتصاد بازگرداند، نیازمند توضیحی بسیار فراتر از شعارهای سیاسی است.
در همین چارچوب باید یک واقعیت مهم را نیز پذیرفت که هیچ توافق پایداری میان ایران و آمریکا بدون تعریف منافع اقتصادی متقابل دوام نخواهد آورد. لابد نمیتوان انتظار داشت، دشمن تحریمهایی را لغو کندکه منافع اقتصادی آن نصیب رقبای تجاریش شود. در هر مذاکرهای، منافع طرفین بخشی از معادله است. هنر دیپلماسی ما، تأمین حداکثری منافع ملی ایران در همین معادله است.
نکته سوم، پایان دادن به بلاتکلیفی راهبردی است. یکی از مهمترین دستاوردهای جنگ، خروج نسبی ایران از وضعیت ابهام در عرصه تصمیمگیری بود. امروز شرایط دیپلماسی ایران، در برخی ابعاد، از قبل از جنگ شفافتر شده است. در دوران جنگ، موضع ایران روشن بود. تا زمانی که حمله دشمن ادامه داشت، پاسخ نیز ادامه یافت. همین شفافیت، امروز میتواند سرمایهای برای دیپلماسی باشد.
در سیاست و اقتصاد، پیشبینیپذیری به اندازه قدرت اهمیت دارد. سرمایهگذار، تولیدکننده، شهروند و حتی طرف مذاکره، بیش از هر چیز به ثبات نیاز دارند. تجربه نشان داده است که حتی سیاستهای سخت، اگر پایدار، بدون تبعیض و قابل پیشبینی باشند، آسیب کمتری نسبت به تصمیمهای متناقض و مقطعی وارد میکنند. آنچه اقتصاد ایران را فرسوده، بیش از هر چیز بلاتکلیفی مزمن بوده است.
نکته چهارم، پایان دادن به ابهام در برخی پروندههای راهبردی کشور از جمله موضوع هستهای است. هر دکترین امنیتی باید متناسب با تجربههای جدید مورد بازنگری قرار گیرد. مهم آن است که کشور به یک سیاست روشن، قابل دفاع و پایدار برسدکه هم امنیت ملی را تأمین کند و هم هزینههای غیرضروری را کاهش دهد. استمرار وضعیتهای مبهم، نه بازدارندگی میآفریند و نه اعتمادسازی.
همزمان، اگر توافقی پذیرفته میشود، همه ارکان کشور باید از آن حمایت کنند. تجربههای گذشته نشان داده است که چندصدایی در اجرای تعهدات، هزینههای سنگینی بر کشور تحمیل میکند. اگر قرار نیست تعهدی اجرا شود، نباید از ابتدا پذیرفته شود، اما اگر پذیرفته شد، وفای به عهد، یک اصل اخلاقی و البته که یک ضرورت راهبردی برای اعتبار دیپلماسی ایران است.
نکته آخر، دیپلماسی ایران اسلامی، عقلانیت همراه با اخلاق است. دیپلماسی ایران علاوه بر عقلانیت سیاسی، بایستی بر سرمایه فرهنگی و اخلاقی خود نیز تکیه کند. رفتار مسئولانه با دوستان منطقهای و رعایت اصول جوانمردی و وفاداری در روابط خارجی، اگر با محاسبه و منافع ملی همراه باشد، میتواند به برند دیپلماسی ایرانی تبدیل شود. اخلاق، هنگامی که با اقتدار و عقلانیت همراه شود، نشانه ضعف نیست، جلوهای از اعتماد به نفس یک ملت است.
امروز ایران بر سر یک انتخاب تاریخی ایستاده است، انتخاب میان تکرار فرصتسوزی یا گشودن فصلی تازه از ثبات و سازندگی و پیشرفت. جنگ متوقف شده است، اما آزمون اصلی تازه آغاز میشود. اقتدار ملی، بیش از آنکه در میدان نبرد ساخته شود، در میدان تدبیر، انسجام و وفای به عهد تثبیت میشود. اگر این فرصت را با عقلانیت پاس بداریم، توافق میتواند سکوی پرش ایران به سوی آینده باشد اما اگر آن را در گرداب اختلافهای داخلی و تصمیمهای متناقض رها کنیم، هیچکس به اندازه خود ما در شکست آن سهم نخواهد داشت. توافق را شکست ندهیم.