پیام آذری - خراسان / عامل قتل قهرمان کراسفیت صبح روز گذشته در حاشیه بازسازی صحنه جنایت خود گفت: من با محسن اسدی (مقتول) مشکلی نداشتم و تنها هدفم از شلیکهای مرگبار، پسرعمویم بود؛ چرا که او با غرور و تکبر خاصی پشت سر من حرف زده و حتی موضوع را ناموسی کرده است. اگر گوشتهای ما را چرخ و با یکدیگر مخلوط کنند، باز هم من او را رها نمیکنم و بالاخره زهرم را میریزم.
وی اظهار کرد: حدود ۲ سال قبل هم گلولههای زیادی به سمت او در محل کارش شلیک کردم و کارمان به پلیس امنیت عمومی کشید. با این وجود، آتش این کینهها خاموش نشد و خاموششدنی هم نیست. آن شب در مجلس عروسی هم من فقط به دنبال پسرعمویم (اصغر) بودم، ولی وقتی دیدم محسن اسدی (مقتول) و چند جوان دیگر به سوی من میآیند و محسن هم قصد داشت از کمرش اسلحه را بیرون بکشد، دست او را نشانه گرفتم تا سلاح از دستش بیفتد، ولی بقیه گلولهها را به صورت زانو به پایین (زمینی) به طرف اصغر شلیک کردم به گونهای که او با صدای هر گلوله بالا میپرید! وقتی هم به زاهدان گریختم در حالی که با چاقوی جواد زخمی شده بودم، هدفی جز این نداشتم که در سالگرد محسن اسدی، زمانی که خانواده او لباس سیاه را از تن بیرون آوردند، به مشهد بازگردم و از آنها حلالیت بطلبم. میخواستم به آنها بگویم من هیچ مشکلی با محسن نداشتم؛ حالا هم آمدهام یا یک گلوله به سینهام شلیک کنید یا مرا ببخشید، ولی قبل از آن دستگیر شدم و ...
علی‑ق، متهم این پرونده جنایی هولناک، پس از تفهیم اتهام ارتکاب قتل عمدی از سوی قاضی دکتر صادق صفری (قاضی ویژه قتل عمد مشهد) به سوالات تخصصی مقام قضایی پاسخ داد و در حالی که مقابل دوربین قوه قضائیه ایستاده بود، با تشریح جزئیات تیراندازی در تالار عروسی گفت: فقط به خاطر ترس از تیراندازی محسن اسدی (مقتول) من به طرف او شلیک کردم؛ چون دست به کمرش برد تا اسلحه را بیرون بیاورد! ولی به خاطر مصرف مشروبات الکلی مست بودم.
اسلحه متعلق به چه کسی بود؟
میخواستم از فردی به نام هوشنگ خریداری کنم که الان نمیدانم کجاست. همان شب اسلحه را از او گرفتم و قصد داشتم آن را به مبلغ ۶۰ میلیون تومان خریداری کنم!
قبلاً با سلاح تیراندازی کرده بودید؟
این کلت را آزمایش نکرده بودم، ولی هنگام تیراندازی مشکلی نداشت. قبلاً با شکاری، کلاش و دولول تیراندازی کرده بودم.
آن شب چند تیر شلیک کردید؟
یکی به محسن اسدی زدم و بعد هم چند تیر زمینی شلیک کردم. تصاویر دوربین مداربسته را هرچه باشد قبول میکنم.
شما اسلحهای را که میگویید مرحوم تصمیم داشت از کمرش بیرون بیاورد، به چشم خودتان دیدید؟
بله! مشکی رنگ بود.
اما در تصاویر فقط دست به کمر میشود و کت هم به تن ندارد؟
من سوگند میخورم که سلاح مشکی را دیدم.
چرا اسلحه را هنگام فرار در جوی آب انداختید؟
میترسیدم گیر مأموران بیفتم.
بعد از تیراندازی در تالار کجا رفتید؟
ابتدا به منزل یکی از بستگانم رفتم تا زخم چاقوهایی را که خوردم باندپیچی کنم، ولی آنها وقتی ماجرا را فهمیدند، مرا از خانه بیرون کردند. به همین خاطر و برای آن که تصاویرم در دوربینها نباشد یا تماس نگیرم، به افراد معتاد تراول میدادم تا برایم خودروهای عبوری را اجاره کنند. در زاهدان هم با معتادان متجاهر زندگی میکردم و با جمعآوری ضایعات روزگار میگذراندم و مواد مصرف میکردم.
فاصله شما و مرحوم نزدیک بود، چطور تیراندازی کردید که قصد قتل هم نداشتید؟
میخواستم دست او را بزنم! (متهم فاصله حدود ۵ متری هنگام شلیک را در حضور کارشناس سلاح بازسازی کرد)
بنابراین گزارش، پس از آن که متهم به سوالات فنی و تخصصی دیگر قاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد پاسخ داد و کارشناس سلاح نیز به اظهارنظر تخصصی پرداخت، قاضی صفری پایان بازسازی صحنه قتل را اعلام کرد و متهم برای سیر مراحل قانونی در حالی روانه زندان شد که او حدود ۱۰ روز قبل و پس از ۱۱ ماه فرار در عملیات غافلگیرانه کارآگاهان پلیس آگاهی خراسان رضوی به سرپرستی سرگرد جواد نوری (افسر پرونده) در زاهدان دستگیر شده بود.

