سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

سیاسی

کیهان نوشت: شکست‌های تاریخی آمریکا در دنیا | آخرین خبر

کیهان نوشت: شکست‌های تاریخی آمریکا در دنیا | آخرین خبر
پیام آذری - کیهان/ متن پیش رو در کیهان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست. تاریخ جهان مشحون از مداخله نظامی و جنایتکارانه آمریکا در کشورهای مختلف از جمله ...
  بزرگنمايي:

پیام آذری - کیهان / متن پیش رو در کیهان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست.
تاریخ جهان مشحون از مداخله نظامی و جنایتکارانه آمریکا در کشورهای مختلف از جمله ژاپن، ویتنام، کلمبیا، پاناما، مغرب، هندوراس، مکزیک، نیکاراگوئه، دومینیکن، فیلیپین، سومالی، عراق، افغانستان، سودان و... و رقم ‌خوردن جنایات وحشیانه غرب برای استیلا بر ذخایر و معادن این ممالک و به بهانه جلوگیری از نفوذ و گسترش کمونیسم و تروریسم بوده است. اما همین تاریخ گواه است، هر که باد می‌کارد طوفان درو می‌کند. در این مجال چند بزنگاه تاریخی دیگر را که منجر به شکست آمریکا شده است، بررسی می‌کنیم.
امام شهید، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با فرهنگیان کشور در روز چهارشنبه 13 اردیبهشت 1395 و در پاسخ به گنده‌گویی‌های آمریکا علیه اختیارات کشورمان، فرموده‌اند: «وقتی مقابل دشمن از نشان دادن قدرت بترسیم، دشمن پررو می‌شود؛ می‌گویند ایران در خلیج‌فارس رزمایش نداشته باشد؛ چه غلط‌ها! از آن طرف دنیا می‌آید رزمایش برگزار می‌کند؛ خب بروید همان خلیج خوک‌ها، اینجا چه می‌کنید!؟ خلیج‌فارس خانه ما است. جای حضور ملت ایران است؛ این‌طور باید با قدرت‌های زیاده‌خواه مواجه شد.»
حال ببینیم خلیج خوک‌ها که امام شهید در آن بیان تاریخی خود به آن اشاره کردند، روایتگر کدام قسمت از تاریخ آمریکاست. عملیات خلیج خوک‌ها در ۱۷ آوریل ۱۹۶۱ به‌منظور براندازی دولت فیدل کاسترو در کوبا به وقوع پیوست و نافرجام ماند. طی این عملیات مداخله‌جویانه، نیرویی متشکل از حدود 1500 تبعیدی کوبایی که توسط سیا سازمان‌یافته و مسلح شده ‌بودند، در خلیج خوک‌ها فرود آمدند، اما با هوشیاری و وفاداری نیروهای کوبائی در صیانت از کشور خود عملیات نافرجام مانده، با کشته و دستگیر‌شدن مهاجمان به پایان رسید.
شکست ماجرای خلیج خوک‌ها ناشی از اشتباهات و عوامل متعدد ارزیابی شده است. جان اف‌کندی، رئیس‌جمهوری آمریکا که نمی‌خواست ضعیف به نظر برسد به ‌اجبار عملیات را تأیید کرد؛ اما او در عمل حاضر نشد برای موفقیت این عملیات منابع و امکانات ضروری را تمام‌وکمال در اختیار مهاجمان بگذارد.
از آن‌سو کاسترو از نیروهای مردمی پشتیبان خود بهره گرفت و با اعزام ارتش 20هزار نفری و نیروهای مردمی 200هزار نفری خود به خلیج خوک ها در عرض دو روز ارتش مهاجمان را نابود کرد. 107 نفر از نیروهای مهاجم کشته شده، 1189 نفر از نیروهای مهاجم که نام «بریگاد 2506» را روی خود گذاشته بودند، اسیر شدند. کاسترو بعدها 1169 اسیر را در ازای دریافت 25میلیون دلار، غذا و دارو تحویل حکومت آمریکا داد.
شکست آمریکا؛ اشتباه پرتکرار محاسباتی
یکی دیگر از عوامل تکراری شکست مفتضحانه این یورش، تکیه آمریکا به اطلاعات نادرست و محاسبات غلط بود. در تجزیه‌وتحلیل‌هایی که به کاخ‌سفید ارائه شده بود مردم کوبا را تحت‌فشار سرکوبگری‌های حکومتی و کمبودهای اقتصادی معرفی کرده بود که ناچارند از نیروهای متخاصم استقبال کنند.
خبرچین‌های سیا گزارش داده بودند نیروهای مسلح کوبا دچار تفرقه هستند و آنها در پیوستن به قیام عمومی علیه حکومت کوبا هیچ تردیدی نخواهند کرد، اما این اطلاعات نادرست بود. در واقع خلیج خوک‌ها از چشم آمریکایی‌ها چیزی نبود جز مجموعه‌ای از سوءتفاهم‌ها.
در سطح مدیریتی نیروی متخاصم نیز اختلافاتی روی داد. سیا از کندی برای حمله و حمایت از شورشی‌های تبعیدی تأیید گرفته بود؛ اما رئیس‌جمهور وقت بی‌اعتنا کناری ایستاد و تلف‌شدن نیروی 1500 نفره مهاجمان را تنها نظاره کرد.
ماجرای خلیج خوک‌ها مهر تأییدی بر حمایت مردم کوبا از انقلاب‌شان بود و شأن رهبرشان کاسترو را نیز بالا برد. ضمن اینکه شم بالای سیاسی فیدل کاسترو، رهبری کوبا از مدتی قبل از توطئه آمریکایی‌ها برای براندازی رژیم کوبا اطلاع پیدا کرده بود و عوامل اطلاعاتی و امنیت کوبا موفق به نفوذ در داخل جمع توطئه‌گران در میامی آمریکا و اردوگاه‌های ویژه تبعیدیان کوبایی در گواتمالا شده بودند.
عملیات «جرقه خشم» آمریکا در گرانادا
عملیات سرنگونی دولت گرانادا با یدک کشیدن نام جرقه خشم، نسخه دیگری از فیلم‌های هالیوودی آمریکائی بود که فروپاشید. «جرقه خشم»، «پنجه عقاب»، «نیزه جنوبی»، «چکش نیمه‌شب» و... عناوینی پر از غلو، اغراق و خودنمایی که به‌ویژه در روزگار نوین به‌جای آن که اقتدار این کشور را به رخ بکشد و جنگ روانی به راه بیندازد، باعث تفریح و شوخی مردم و افکار عمومی شده است. به‌ویژه که در بیشتر عملیات آمریکا لشکر شکست‌خورده خود را به عقب می‌راند.
در «جرقه خشم» هم اسم رمز عملیات به‌تنهایی کارساز نبود. نشریه «نشنال‌اینترست» نوشته است: «در این سه روز نظامیان آمریکایی با مشکلات گسترده‌ای مواجه شدند. مقامات نظامی به شرایط آب‌وهوایی منطقه دقت لازم را نکرده بودند، در نتیجه یک‌چهارم نیروهای اعزامی در آب غرق شدند. حمله به زندان «ریچموند هیل» نیز با دفاع غیرمنتظره توپخانه ضدهوایی روبه‌رو شد و تلاش برای گرفتن یک پادگان خالی با از دست‌دادن سه بالگرد و کشته‌شدن تعدادی از نظامیان آمریکایی همراه شد.»
این نخستین اقدام نظامی گسترده آمریکا پس از خروج از جنگ ویتنام به‌شمار می‌رفت که با توجیه بازگرداندن ثبات به این کشور صورت گرفت، اما با واکنش‌های تند و محکومیت‌های فراوانی در سطح جهانی مواجه شد. ریشه‌های این تهاجم به تحولات داخلی گرانادا بازمی‌گشت؛ کشوری که در سال ۱۳۵۳ از بریتانیا استقلال‌یافته و در سال ۱۳۵۸ شاهد کودتایی چپگرا به رهبری موریس بیشاپ بود. دولت جدید که خود را دولت انقلابی خلق می‌نامید، روابط نزدیکی با کوبا و اتحاد جماهیر شوروی برقرار کرد و با کمک کوبا به ساخت فرودگاهی بین‌المللی دست زد.
شکست در امواج بلند اقیانوس آرام
در سال ۱۹۴۲ میلادی، زیردریایی‌های آمریکایی ۲۲۲ نیروی نظامی آموزش‌دیده را در جزیره مرجانی مکین در اقیانوس آرام پیاده کردند. مأموریت آنها این بود که فرماندهی نظامی ژاپن در این منطقه را نابود کنند. این حمله برای ژاپنی‌ها غیرمنتظره بود، ولی اوضاع به‌سرعت تغییر کرده و آنها شروع به مقاومت نمودند. آمریکایی‌ها تصمیم به عقب‌نشینی گرفتند، ولی به‌خاطر امواج بلند اقیانوس در دام افتاده و تفنگ‌داران دریایی نتوانستند خود را به زیردریایی که منتظر آنها بود، برسانند. روز بعد از این حمله، زیردریایی آمریکایی با تعدادی از نظامیان نجات‌یافته، بازگشت. ۳۳ نظامی آمریکایی کشته و تعداد زیادی از آنها زخمی شدند.
تلفات در کره‌شمالی
در تاریخ ۲۵ نوامبر سال ۱۹۵۰ نیروهای ویژه آمریکایی باید ارتفاع ۲۰۵ در ساحل رودخانه «هان جونگ» در کره ‌شمالی را گرفته و تحت کنترل خویش درآورند. ولی آنها نمی‌دانستند که در آن زمان تعداد زیادی از نیروهای نظامی چین در خاک کره ‌شمالی حضور داشته و کاملاً آماده درگیری نظامی گسترده هستند.
تلاش برای انجام این عملیات نظامی برای نیروهای ویژه آمریکایی با تلفات زیادی همراه شد، چون از این ارتفاع به‌خوبی دفاع می‌شد. اوضاع از کنترل آمریکایی‌ها خارج شد و نیروهای چینی کنترل منطقه را به دست گرفتند. از ۸۷ نظامی آمریکایی شرکت‌کننده در این عملیات، تنها ۲۱ نفر زنده ماندند. عملیات نیز کاملاً شکست خورد.
وقتی خیابان‌های سومالی ارتش آمریکا را بلعید
در ظهر داغ موگادیشو، ۱۸ بالگرد بلک‌هاوک و لیتل‌برد در آسمان پایتخت سومالی به پرواز درآمدند. مأموریت ساده به نظر می‌رسید: دستگیری دو فرمانده ارشد محمد فرح عیدید، سردار جنگی که آمریکا او را با رسانه به شهروندان غربی عامل قحطی، کشتار و آشوب معرفی می‌کرد.
دولت ایالات‌ متحده در جنگ داخلی در سومالی زیر لوای مأموریت انسان‌دوستانه و ارسال کمک‌های موردنیاز مردم این کشور وارد عمل شد. ولی هدف واشنگتن در این کشور به‌زودی گسترش یافت و «بیل کلینتون» که تازه رئیس‌جمهور شده بود، هدف آمریکا در این کشور آفریقایی را تغییر داد. در اکتبر سال ۱۹۹۳ آمریکایی‌ها عملیات ویژه‌ای را در موگادیشو با هدف دستگیری دو تن از اعضای دولت اتحاد ملی سومالی انجام دادند. حملات از زمین و هوا برنامه‌ریزی شد، ولی با موفقیت انجام نشد: یکی از بالگرد‌ها با اصابت یک خمپاره دست‌ساز ضدتانک منهدم شد و نظامیان سرنشین آن اصلاً نتوانستند خود را به هدف برسانند. در نتیجه آمریکایی‌ها در محاصره قرار گرفتند. تلفات زیادی متحمل شده و یک بالگرد دیگر را نیز از دست دادند. درگیری در کل طول شب ادامه یافت و ۱۹ نیروی ویژه کشته شدند. در این عملیات بیش از ۱۰۰۰ سومالیایی، از جمله تعداد زیادی از مردم غیرنظامی جان خود را از دست دادند.
نظر مردم در ارتباط با هژمونی آمریکا چیست؟
نتایج روایت‌های تاریخی و سیاسی از حملات آمریکا به سایر کشورها نشان می‌دهد هیمنه پوشالی این کشور روزبه‌روز در حال افول بیشتری است و ای‌بسا حماقتش در حمله به ایران نسخه نهائی را برای این کشور متجاوز برای همیشه بپیچد. در این زمینه نظر مردم را جویا شدیم.
طیبه یزدی در ارتباط با موضوع شکست‌های آمریکا در عملیات نظامی متعدد می‌گوید: «برای بیشتر مردم، نام آمریکا با کشتار، خون‌ریزی و جنایات وحشیانه عجین شده است. یکی از هولناک‌ترین اقدامات آمریکا بمباران هیروشیما و ناگازاکی است که هنوز آثار آن در تولد نوزادان ناقص ژاپنی خود را نشان می‌دهد.»
سلیم تبریزی دانشجوی کارشناس ارشد تاریخ معتقد است: «طی سالیان اخیر سیاست‌های آمریکا در افغانستان، سوریه، عراق و لیبی با شکست مواجه شد و تصمیمات این کشور در حمله‌های مداخله‌جویانه و صرف سرمایه‌های مردم آمریکا در این زمینه، نیز با رضایت مردم و دولت‌ها نیز همراه نبوده است. این در حالی است که این کشور جعلی هویت خودش را هم وامدار سرخ‌پوستان بومی این منطقه است. آمریکا با توسل به‌زور و کشتار بی‌رحمانه سرخپوستان آمریکا و با کلاه گذاشتن سر آنها در مذاکرات، این سرزمین را به سیطره خود درآورد. ضمن اینکه جنگ‌های داخلی فاجعه‌بار آمریکا و شورش بردگان که در آن جنایت‌های زیادی رقم خورد مبین خوی سلطه‌گری آمریکاست. هژمونی که به دست نیروهای مقاومت در سراسر دنیا به شکست انجامیده است.»
مهیار سید عبادی، دانشجوی رشته علوم سیاسی در پاسخ به این سؤال که از نظر شما فرجام آمریکا در خلیج‌فارس چگونه است، عنوان می‌کند: «نتیجه مداخلات آمریکا در دنیا این کشور را متنبه نکرده است و انگار قرار است ایران درس نهایی را به این کشور یاغی بدهد. مثلاً فرجام خلیج خوک‌ها در کوبا نماد یک تحقیر تاریخی برای آمریکا است؛ چون از این اطلاعات غافل بودند که مردم کوبا تمام‌قد پشت کشور و رهبرشان هستند. حالا همین سیاست را برای ایران که صاحب تمدن چندهزارساله است، تکرار کرده است. وقتی ترامپ در اوج همین تنش‌ها در توییتی از تنگه ترامپ به‌جای تنگه هرمز حرف زد، در واقع ناخواسته خودش را کنار خوک‌ها قرارداد. او درکی از تمدن ندارد و نمی‌فهمد معنای اصالت چندهزارساله چیست و محکوم به نابودی است.
ایران تسلیم‌ناپذیر است و گنده‌گویی‌های ترامپ که ریشه در افکار پلیدش دارد، نه‌تنها مردم را نمی‌ترساند؛ بلکه برعکس آماده‌تر از قبل برای مقابله قدرتمند با هر تجاوز جدید آمریکاست.»
در پایان می‌گوییم که تداوم این جنگ علیه ایران و طولانی‌شدن آن، ترامپ را به مرز جنون، آشفتگی و سرخوردگی روانی کشانده است. آمریکا نه‌تنها در جنگ‌های پیشین بلکه در حمله خصمانه کنونی به مرزهای مقدس ایران اسلامی نیز به‌عنوان بزرگ‌ترین بازنده از این جنگ خارج خواهد شد.


نظرات شما