پیام آذری - فرارو /متن پیش رو در فرارو منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
پیشنهاد دونالد ترامپ به شی جینپینگ برای بررسی خرید تسلیحات آمریکایی از سوی چین، بیش از آنکه نشانه تغییر سیاست دفاعی واشنگتن باشد، بازتاب رویکرد معاملهمحور او ارزیابی شده است. محدودیتهای قانونی، رقابت راهبردی دو کشور، تفاوت معماری نظامی و خودکفایی دفاعی چین، موانع جدی ایجاد میکنند. در عین حال، رقابت تسلیحاتی آمریکا و چین در بازارهای جهانی نیز تشدید شده است.
عروبه جمال-الجزیره| اظهارات دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا درباره احتمال خرید تسلیحات آمریکایی از سوی چین، یکی از غیرمعمولترین پیشنهادهای مطرحشده در روابط دو کشور در دهههای اخیر به شمار میرود. این پیشنهاد که در جریان گفتوگوهای ترامپ با شی جینپینگ مطرح شده، در حالی بیان شده است که واشنگتن چین را مهمترین رقیب راهبردی و اقتصادی خود میداند و از سال ۱۹۸۹ نیز محدودیتهای گستردهای بر فروش تسلیحات آمریکایی به پکن اعمال کرده است. به همین دلیل، کارشناسان این اظهارات را بیشتر بازتابدهنده سبک معاملهمحور ترامپ میدانند تا نشانه تغییر واقعی در سیاست دفاعی آمریکا.
دیوید پردو، سفیر آمریکا در چین اعلام کرده است که ترامپ در مقطعی از گفتوگو با شی جینپینگ از او پرسیده که آیا پکن علاقهای به خرید تسلیحات آمریکایی دارد یا خیر. مشخص نیست این موضوع دقیقاً در جریان نشست اخیر سران دو کشور مطرح شده یا در گفتوگویی دیگر، اما گزارشها نشان میدهد که بحث در زمینه فروش تسلیحات آمریکا به تایوان مطرح شده بود.
اهمیت این اظهارات زمانی بیشتر میشود که آمریکا و چین همزمان درگیر رقابت گستردهای بر سر تایوان، هوش مصنوعی، مواد معدنی کمیاب، فناوریهای پیشرفته و توازن نظامی در منطقه آسیا - اقیانوسیه هستند. از همین رو، پیشنهاد فروش سلاح به چین با بخش مهمی از چارچوب امنیت ملی آمریکا در تضاد به نظر میرسد.
فاصله میان سبک معاملهمحور ترامپ و سیاست امنیتی آمریکا
تحلیلگران معتقدند که پیشنهاد ترامپ یک طرح عملیاتی یا سیاست رسمی نیست. الخاندرو ریس، متخصص سیاست آسیا - اقیانوسیه، این اظهارات را اقدامی بداهه و خارج از چارچوب یک راهبرد مشخص توصیف کرده و گفته است پیشنهاد خرید سلاح به رقیب اصلی آمریکا اقدامی بسیار غیرمعمول است.
اینار تانگن، تحلیلگر مستقر در پکن نیز معتقد است اظهارات ترامپ بیشتر نوعی «آزمون مذاکرهای» بوده که هدف آن برهم زدن چارچوبهای معمول دیپلماتیک، سنجش واکنش چین و ایجاد اهرم معامله است. از این منظر، ترامپ روابط واشنگتن و پکن را بیش از آنکه از دریچه رقابت بلندمدت قدرت ببیند، از منظر معامله و امتیازدهی متقابل ارزیابی میکند.
ویلیام یانگ از گروه بین المللی بحران نیز این برداشت را تأیید کرده و گفته است این حادثه بازتاب نگاه تقریباً کاملاً معاملهمحور ترامپ به رابطه با چین است؛ رویکردی که در دوره دوم ریاستجمهوری او نیز با اظهاراتی همراه بوده که گاهی با سیاستهای رسمی آمریکا تناقض دارند و پس از آن، مقامهای دولتی ناچار به توضیح و اصلاح برداشتها میشوند.
موانع حقوقی و امنیتی فروش سلاح به پکن
مهمترین مانع در برابر چنین معاملهای، محدودیتهای قانونی و امنیتی آمریکا است. طبق تحلیل مطرحشده در گزارش، فروش تسلیحات به چین با چارچوب قانونی موجود سازگار نیست و هیچ سازوکار عملی برای انجام چنین معاملهای میان دو کشور وجود ندارد.
از سوی دیگر، آمریکا سالهاست توانمندیهای نظامی چین را یک نگرانی اساسی امنیت ملی میداند. واشنگتن پکن را متهم کرده است که برای دستیابی به برتری نظامی، فناوریهای پیشرفته جهانی را جذب یا منحرف میکند. پنتاگون نیز در برنامهریزی بلندمدت خود چین را مهمترین رقیب نظامی در نظر گرفته و توان فناوری، نیروی دریایی و پیشرفتهای چین در حوزه هوش مصنوعی را در مقایسه با قابلیتهای آمریکا ارزیابی میکند.
در چنین شرایطی، انتقال فناوریهای دفاعی پیشرفته آمریکا به چین میتواند از منظر امنیتی پیامدهای معکوس داشته باشد. ویلیام یانگ هشدار داده است که چنین اقدامی میتواند به دسترسی چین به فناوریهای پیشرفته دفاعی آمریکا و تقویت روند نوسازی نظامی این کشور کمک کند.
نیاز آمریکا به مواد معدنی کمیاب
یکی از توضیحاتی که برای انگیزه احتمالی ترامپ مطرح شده، نیاز آمریکا به مواد معدنی کمیاب است. بر اساس تحلیل ارائهشده، جنگ جاری آمریکا با ایران به ذخایر تسلیحاتی آمریکا فشار وارد کرده و واشنگتن برای بازسازی ذخایر خود به مواد اولیه نیاز دارد؛ در حالی که چین بخش بزرگی از زنجیره تأمین جهانی مواد معدنی کمیاب را در اختیار دارد.
از این منظر، احتمال دارد طرح ترامپ بخشی از تلاش گستردهتر او برای تبدیل توانمندیهای نظامی و اقتصادی آمریکا به اهرم معامله با چین باشد. با این حال، به نظر میرسد که این مسئله به معنای شکلگیری یک سیاست واقعی برای فروش تسلیحات به پکن نیست.
چرا چین به سلاح آمریکایی نیاز ندارد؟
یکی از مهمترین موانع عملی، این است که چین بخش عمده نیازهای دفاعی خود را در داخل تولید میکند. چین اکنون بیشتر تسلیحات مورد نیاز خود را تولید میکند و بنابراین انگیزه روشنی برای خرید تجهیزات آمریکایی ندارد.
تانگن نیز تفاوت ساختاری میان مدل نظامی دو کشور را برجسته میکند. سامانههای آمریکایی مانند جنگنده اف-۳۵، بخشی از یک معماری جهانی متکی بر سوخترسانها، هواپیماهای هشدار زودهنگام، ماهوارهها، پایگاههای پیشرفته و شبکه لجستیکی گسترده هستند. در مقابل، مدل نظامی چین بیشتر بر دفاع منطقهای و حفاظت از حاکمیت سرزمینی متمرکز است و جنگندههایی مانند جی-۲۰ را در کنار موشکهای دوربرد، پهپادها، حسگرهای داخلی، ماهوارهها و سامانههای فرماندهی زمینی به کار میگیرد. این تفاوت نشان میدهد که حتی در صورت رفع موانع سیاسی و حقوقی، سازگاری راهبردی و عملیاتی میان تجهیزات دو کشور نیز مسئلهای جدی خواهد بود.
رقابت تسلیحاتی آمریکا و چین وارد مرحله صنعتی شده است
رقابت دو کشور تنها به فناوریهای پیشرفته محدود نیست و صادرات تسلیحات نیز به یکی از عرصههای رقابت تبدیل شده است. آمریکا همچنان بزرگترین صادرکننده تسلیحات جهان است، اما چین در سالهای اخیر جایگاه خود را ارتقا داده و به چهارمین صادرکننده بزرگ تسلیحات تبدیل شده است.
پکن بهویژه در بازارهای جنوب جهانی حضور خود را گسترش داده و در کشورهایی در آسیا، آفریقا و خاورمیانه، تسلیحات متعارف، پهپادها و جنگندههای نسبتاً ارزانتر عرضه میکند. چین همچنین در برخی موارد تأمین مالی، تولید داخلی و انتقال فناوری را با محدودیتهای کمتری نسبت به آمریکا پیشنهاد میدهد؛ در حالی که فروش تسلیحات آمریکایی معمولاً با همکاریهای امنیتی، همسویی ژئوپلیتیکی، آموزش و سازگاری عملیاتی پیوند دارد.
در نهایت، پیشنهاد ترامپ به شی بیش از آنکه نشانه تغییر بنیادین در روابط دفاعی آمریکا و چین باشد، تصویری از پیچیدگی رقابت میان دو قدرت ارائه میکند. در شرایطی که واشنگتن و پکن بر سر تایوان، هوش مصنوعی، مواد معدنی کمیاب و توازن قدرت در آسیا رقابت میکنند، فروش تسلیحات آمریکایی به چین با منطق امنیتی موجود در واشنگتن و نیازهای دفاعی پکن سازگار به نظر نمیرسد.