پیام آذری - روزنامه سازندگی /متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
راستیآزمایی ادعای سعید جلیلی درباره پیشبینی ترور رهبر انقلاب پیش از جنگ رمضان
عاطفه شمس| سعید جلیلی میگوید پس از حوادث دیماه در مسجدهای مختلف درباره احتمال عملیات نظامی دشمن و ترور رهبر هشدار داده و خواستار حضور پیشدستانه مردم برای ایجاد بازدارندگی شده بود. روزنامه «نوبنیاد» به صاحب امتیازی محسن منصوری، رئیس ستاد انتخاباتی جلیلی در انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ نیز با بازتاب این سخنان، موضوع را به احتمال بیتوجهی و کمکاری مسئولان پیوند داده است؛ روایتی که بررسی سابقه سخنرانیهای جلیلی در بازه زمانی مورد اشاره، پرسشهایی جدی درباره مستندات آن مطرح میکند.
جلیلی در مراسم بزرگداشت رهبر شهید و سالروز عملیات طوفانالاقصی، در ۲۰ مهرماه، با اشاره به حوادث دیماه گفت: «در دیماه، زمانی که ۲۵۰ مسجد و جمعی از فرزندان عزیز کشور، هدف آتش تهیه سنگین دشمن قرار گرفتند، از آن شب تا ۹ اسفندماه و حتی پس از آن تقریباً هر شب در یکی از مساجد شهرها و استانهای مختلف حضور پیدا میکردیم. رفتیم و هشدار دادیم که این حملات، مقدمهچینی دشمن برای یک عملیات نظامی در آیندهای نزدیک است». کانال تلگرامی «اخبار دکتر سعید جلیلی» نیز ضمن بازنشر کلیپ سخنرانی جلیلی به نقل از او نوشت: «هشدار دادیم که در عملیات آتی دشمن، احتمال ترور امام جامعه وجود دارد و در صورت وقوع چنین حادثه تلخی، مردم به خیابانها خواهند آمد؛ بنابراین بهتر است پیش از وقوع حادثه و با هدف ایجاد بازدارندگی، مردم در میدان حضور پیدا کنند و با حضور بهموقع خود، مانع تحقق نقشه دشمن شوند».
جلیلی پیشتر چه گفته بود؟
اما برای ارزیابی این ادعا باید به گزارشهای همان دوره رجوع کرد. بررسی مطالب منتشر شده در کانال رسمی جلیلی از ۲۰ دی تا ۹ اسفند ۱۴۰۴ از حضور او در چند مسجد و محله عمدتاً در استان تهران و چند مسجد در گیلان حکایت دارد؛ نه سفرهای پیوسته و رفتوآمدهای شهربهشهر و استانبهاستان که از روایت او درباره حضور تقریباً هر شبه در مساجد شهرها و استانهای مختلف به ذهن میرسد.
نکته مهمتر، محتوای سخنرانیهای ثبتشده، است. برای نمونه، جلیلی شامگاه ششم بهمنماه در سخنرانیاش در مسجدالنبی(ص) تهرانسر درباره تهدیدهای آمریکا علیه رهبر جمهوری اسلامی گفت: «تهدید دشمن علیه رهبر انقلاب از روی عصبانیت و استیصال اوست» و تأکید کرد: «کوچکترین جسارت به ساحت مقدس رهبر انقلاب بیتردید هزینههای پشیمانیکنندهای برای دشمن خواهد داشت». این سخنان که در کانال رسمی او نیز بازنشر شد ناظر بر تهدیدهای دشمن و پیامدهای تعرض به رهبر انقلاب بود؛ اما در آنها اشاره صریحی به احتمال ترور رهبر یا ضرورت حضور پیشدستانه مردم در خیابانها برای بازدارندگی دیده نمیشود. محکوم کردن تهدیدهای دشمن علیه رهبر انقلاب یا هشدار درباره پیامدهای تعرض به او با ادعای مشخص جلیلی مبنی بر پیشبینی احتمال ترور و هشدار درباره وقوع چنین سناریویی تفاوت دارد.
در دیگر گزارشهای منتشر شده از حضورهای مسجدی جلیلی نیز محورهایی مانند حمله به مساجد، نقش اجتماعی این مکانها، قدرت مردم و ضرورت حضور در میدان برجسته است. برای نمونه در گزارش حضور او در مسجدالنبی(ص) مشیریه، به چرایی حمله به ۲۵۰ مسجد و نقش مسجدها در تقویت قدرت اجتماعی پرداخته میشود. این مضامین با تحلیل جلیلی از حوادث دیماه و احتمال عملیات نظامی آینده همراستا هستند؛ بااین حال در میان سخنرانیهای منتشرشده و در دسترس او از پسِ حوادث دیماه تا ۹ اسفند، متن یا فایل صوتیای که نشان دهد بهصراحت از «احتمال ترور امام جامعه» سخن گفته باشد، وجود ندارد.
ادعایی مهم؛ بدون نشانی دقیق از هشدار
این خلأ، زمانی مهمتر میشود که جلیلی مدعی است دو یا سه بار درباره چنین خطری هشدار داده است؛ ادعایی مهم که انتظار میرود برای اثبات آن، دستکم تاریخ، محل، مخاطبان و متن دقیق یکی از این هشدارها مشخص باشد. او در روایت اخیرش گفته است: «من دو سه بار این موضوع را مطرح کردم». با این حال این گفته صرفاً روایت امروز او از سخنانی است که مدعی شده، پیشتر بیان کرده است. برای ارزیابی این ادعا لازم است، زمان و مکان این سخنرانیها و متن دقیق دستکم یکی از آنها مشخص شود. اگر هشدار در جمعی عمومی مطرح شده، چرا فایل کامل یکی از سخنرانیها منتشر نمیشود؟ و اگر در جمعی محدود گفته شده، آن جمع کجا بوده و چه کسانی شنونده بودهاند؟
پرسش مهم دیگر به چگونگی طرح و پیگیری این هشدار ادعایی بازمیگردد. ادعای احتمال ترور رهبر پیش از وقوع آن موضوعی عادی در میان تحلیلهای سیاسی نیست؛ ادعایی امنیتی با پیامدهای سنگین است. بنابراین باید روشن شود که جلیلی این هشدار را خطاب به چه کسانی مطرح کرده است: مردم حاضر در مساجد یا مسئولان ارشد و فرماندهان نظامی؟ اگر مقامهای مسئول نیز در جریان قرار داشتهاند، آیا هشدار به نهادهای ذیربط منتقل شده و اقدامی در پی داشته است؟ و اگر هدف اصلی، بازدارندگی از طریق حضور مردم بود، چرا راهبردی به این اهمیت تنها در قالب چند سخنرانی مسجدی بیان شده و هیچ نشانه علنی روشنی از پیگیری آن در سطح مسئولان دیده نمیشود؟ بهویژه آنکه جلیلی خود در سطوح عالی ساختار سیاسی و امنیتی کشور حضور داشته و انتظار میرود درباره هشدارهایی با این درجه از اهمیت، مسیر انتقال و پیگیری آنها را نیز مشخص کند.
یک ادعا یا پرونده قصور امنیتی؟
نحوه روایت ماجرا در روزنامه «نوبنیاد» نیز به اندازه اظهارات جلیلی قابل تأمل است. این روزنامه پس از بازتاب ادعای او درباره هشدار قبلی نسبت به احتمال ترور رهبر بهسرعت بحث را به مسئولیت رئیسجمهور، وزیر امور خارجه و ضرورت برخورد با اهمال و کمکاری احتمالی مسئولان میکشاند. اما پیش از رسیدن به چنین نتیجهای چند پرسش اساسی را بیپاسخ میگذارد: جلیلی این هشدار را دقیقاً چه زمانی، کجا و در چه جمعی مطرح کرده است؟ و مهمتر از همه، چه شواهدی وجود دارد که نشان دهد، مقام مشخصی از این خطر مطلع بوده اما در انجام وظیفه خود کوتاهی کرده است؟
این پرسشها حاشیهای نیستند؛ اساس استدلال روزنامه به پاسخ آنها وابسته است. روزنامه با اشاره به جایگاه رئیسجمهور در شورای عالی امنیت ملی و نقش وزیر امور خارجه در مذاکرات، دامنه مسئولیتخواهی را به عملکرد این دو مقام گسترش میدهد؛ اما پیوند دادن هشدار ادعایی جلیلی به مسئولیت این افراد، بدون ارائه شواهدی درباره زمان اطلاع آنها، محتوای هشدار و نحوه انتقال آن بیشتر شبیه چیدن قطعات یک اتهام است تا تکمیل مستندات یک پرونده.
از سوی دیگر، برجسته کردن روایت جلیلی، او را در جایگاه سیاستمداری قرار میدهد که خطر را پیشبینی کرده و پیشاپیش درباره آن هشدار داده است. اما نوبنیاد پیش از تثبیت این تصویر به ابتداییترین پرسش روزنامهنگارانه پاسخ نمیدهد: سند آن هشدار کجاست؟ اگر جلیلی، به گفته خودش، دو یا سه بار این موضوع را مطرح کرده، چرا روزنامه دستکم یکی از آن سخنرانیها را با تاریخ، مکان و متن یا فایل صوتی مشخص ارائه نمیکند؟
تناقض اصلی در گزارش نوبنیاد اینجاست که از یکسو سخنان جلیلی را نشانهای از وجود هشدار پیشینی درباره ترور رهبر میداند و از سوی دیگر، نبود پیگیری و پاسخگویی را بهعنوان نشانهای از احتمال تکرار پروندههای حلنشده، مطرح میکند؛ اما پیش از این نتیجهگیری، معلوم نمیکند که هشدار ادعایی اساساً از مسیر رسمی به دست مسئولان رسیده بوده یا نه. اگر هشدار فقط در چند سخنرانی مسجدی مطرح شده و هیچ سندی از انتقال آن به نهادهای امنیتی ارائه نشده باشد، نمیتوان بدون شواهد تکمیلی، مسئولان را به نادیده گرفتن آن متهم کرد. اگر هم هشدار به مسئولان رسیده است باید مسیر انتقال و واکنش آنها بررسی شود. در هر دو حالت نیز سند و جزئیات تعیینکنندهاند.
اما طرح این ادعا ماهها پس از حادثه، معنای سیاسی خاصی پیدا میکند. به نظر میرسد، جلیلی میخواهد نشان دهد آنچه بعداً رخ داد از پیش برایش قابل تصور بوده و درباره آن هشدار هم داده بود. چراکه چنین روایتی هم میتواند بر اعتبار تحلیلی او بیفزاید و هم توجه را از پرسش درباره ناکامی سازوکارهای پیشگیری و حفاظت به سمت این موضوع ببرد که چه کسی خطر را زودتر تشخیص داده است. با این حال، اگر هدف واقعاً روشن شدن ابعاد این هشدار امنیتی است باید پیش از طرح اتهام اهمال یا کمکاری مستندات قابل بررسی، ارائه شود. لازم است، مشخص شود هشدار دقیقاً چه زمانی، کجا، خطاب به چه کسی و با چه عبارتی بیان شده و پس از آن، چه اقدامی صورت گرفته است.