دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵

مقالات

فرهیختگان: با طلا گرفتن دختران ایرانی تبلیغات فمینیست‌ها بی اثر شد

فرهیختگان: با طلا گرفتن دختران ایرانی تبلیغات فمینیست‌ها بی اثر شد
پیام آذری - فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست موفقیت‌های بانوان ایران در بازی‌های آسیایی، روایت‌های فمینیستی و برانداز ...
  بزرگنمايي:

پیام آذری - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
موفقیت‌های بانوان ایران در بازی‌های آسیایی، روایت‌های فمینیستی و برانداز را که سال‌ها حقوق زن ایرانی را ابزاری برای مبارزه سیاسی علیه جمهوری اسلامی کرده بودند، بی‌اثر کرده است. این قهرمانی‌ها نشان داد حجاب نه‌تنها مانع پیشرفت نیست، بلکه از قضا بستری برای درخشش زنان در میادین ملی و بین‌المللی شده است. اراده جمهوری اسلامی در ساختارسازی و برنامه‌ریزی بلندمدت و درهم‌آمیزی آن بااراده زن ایرانی، از دو لبه قیچی فمینیست‌ها و متحجرین عبور کرده است. فمینیست‌ها که زن را وسیله‌ای برای اهداف سیاسی می‌خواستند، اکنون با فروپاشی گزاره‌های خود، اخبار این قهرمانی‌ها را سانسور می‌کنند. «فرهیختگان» در گفت‌وگو با سحر دانشور، نویسنده و پژوهشگر مطالعات زنان، ابعاد این موضوع را بررسی می‌کند.
بانوان ایران در بازی‌های آسیایی موفقیت‌های چشمگیری کسب کردند، اما به نظر می‌رسد برخی جریان‌های فمینیستی و برانداز، این موفقیت‌ها را نادیده می‌گیرند. به نظر شما چه دلایلی برای این سکوت یا سانسور رسانه‌ای وجود دارد و این رویکرد چه تأثیری بر درک افکار عمومی از توانمندی زنان ایرانی دارد؟
با موفقیت ورزشی زنان ایرانی، آنچه فمینیست‌ها و براندازان تبلیغ می‌کردند و روی آن مانور می‌دادند و سعی می‌کردند تئوریکش کنند و وضعیت زن ایرانی را با آن توضیح دهند، عملاً بی‌اثر شد، یعنی گزاره‌ای وجود داشت که حجاب اولین مانع پیشرفت زنان است، حتی برای آن فیلم ساخته می‌شد؛ مثلاً فیلم آن خانم که نقش شناگر را بازی می‌کرد، یعنی سینما نیز این بحث را مطرح می‌کند؛ اما می‌بینند که در عمل، این اتفاق نمی‌افتد و ورزشکار زن ایرانی باحجاب می‌رود و مدال می‌آورد. گزاره دومی که روی آن سرمایه‌گذاری شد، سال‌ها درباره آن صحبت شد، پرورانده و تبلیغ شد، این بود که جمهوری اسلامی زنان را سرکوب می‌کند، زمینه رشد آنان را فراهم نمی‌کند، مخالف رشد آنان است و اجازه نمی‌دهد آنها از حدی بالاتر بروند. ناگهان مشاهده می‌شود که در همین سیستم جمهوری اسلامی، در دولت حاکم در دوره جمهوری اسلامی، در وزارت ورزش و جوانان جمهوری اسلامی، ساختاری به وجود می‌آید، ریل‌گذاری ویژه‌ای انجام می‌شود و برنامه‌ریزی صورت می‌گیرد، پس اراده‌ای وجود دارد؛ اراده سیاسی و مدیریتی در وزارتخانه که ریل‌گذاری، سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی بلندمدت می‌کند تا ورزش قهرمانی زنان نتیجه بگیرد، یعنی این گزاره هم هوا می‌شود! وقتی ورزشکار از طرف تیم ملی در مسابقات حاضر می‌شود، ساختاری برای این برنامه‌ریزی کرده است.
درحالی‌که سال‌ها گفته شد ساختار سیاسی در ایران مخالف این حرکت است، اما مدال می‌آورد و این مدال‌آوری اتفاقی نیست، بلکه سال‌ها برای آن برنامه‌ریزی شده است؛ لذا گزاره دوم نیز تضعیف می‌شود و از بین می‌رود. پس اینجا آنها ناچار به سکوت هستند و حرفی نمی‌توانند بزنند؛ چون تمام گزاره‌هایی که پیش‌ازاین روی آن‌ها سرمایه‌گذاری کردند، از بین رفته‌اند. این به ما نشان می‌دهد جریان فمینیستی که در تمام این سال‌ها ادعای دغدغه حقوق زنان، دغدغه مسئله زنان و دغدغه رشد زنان را داشت، عملاً دغدغه‌ای نداشت، بلکه زن برایش وسیله بود تا بتواند ایده‌های سیاسی‌اش را در مخالفت با جمهوری اسلامی پیش ببرد، یعنی زن را در فرودست‌ترین و ابزاری‌ترین شکل ممکن نگاه و مصرف می‌کرد. در چنین موقعیتی که انتظار می‌رود جریان حامی حق زن و جریان فمینیستی، خوشحال باشد، ساکت می‌شود؛ زیرا ابزار خود را ازدست‌داده، به همین دلیل جریانات فمینیستی سکوت کردند؛ زیرا گزاره‌هایی که در تمام مدت تبلیغ می‌کردند، از بین رفته‌اند و برای ما آشکار شده که زن برای آنان ابزاری بیش نیست.
موفقیت‌های بین‌المللی زنان ایرانی در میادین ورزشی، تصویری متفاوت از روایت رایجی ارائه می‌دهند که مدعی ظلم ساختاری به زنان در ایران است. آیا این موفقیت‌ها می‌توانند نشانه‌هایی باشند بر اینکه آن روایت‌ها واقعیت را نادیده می‌گیرند؟
به یاد دارم سال ۱۴۰۲ بود. در آن زمان ورزش زنان رشد چشمگیری داشت؛ هرچه جلوتر می‌رویم، موفقیت‌های بیشتری مشاهده می‌شود. سال ۱۴۰۲ یکی دو سال گذشته بود که موفقیت‌ها آغاز شد، ولی هنوز به شدتی نبود که اکنون مشاهده می‌شود؛ اما توجه‌ها جلب می‌شد. گفت‌وگویی با خانم دکتر کاظمی‌پور داشتم. ایشان در آن زمان معاون توسعه ورزش بانوان وزارت ورزش و جوانان در دولت آقای رئیسی بود. از ایشان پرسیدم اگر به یاد داشته باشید، کمی پس از بلوای ۱۴۰۱ بود؛ دعوای این سال را پشت سر گذاشته بودیم و طبیعتاً فضاسازی‌های خاص اتفاق افتاده بود. اما چندماه بعد، ما درخشش زنان را در ورزش دیدیم. خانم کاظمی‌پور در آنجا ارائه‌ای داشتند و حرفشان این بود که ما ریل‌گذاری بلندمدتی برای ورزش بانوان داریم و برنامه‌ریزی‌هایی داریم که آنچه اکنون مشاهده می‌شود، تازه اولین گام‌های موفقیتی است که خواهیم دید. واقعاً همین هم شد.
می‌خواهم بگویم این واقعیتی که اکنون درباره آن صحبت می‌کنیم، به واسطه ساختاری مدیریتی ممکن شده که عملاً همه آن حرف‌های ذهنی که سعی می‌کردند واقعیت را قلب کنند، کنار می‌زند. بله، مدال‌آوری زنان کاملاً امکان تضعیف آن روایت‌ها را که من به آنها می‌گویم ناروایت، دارد؛ امکان از بین بردنشان را دارد. ضمن اینکه فراموش نمی‌کنیم آقای شهیدمان در همان دوره ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ این جمله را در رابطه با موضوع ورزشی بیان کردند که ورزشکار باشرف و بااستعداد ایرانی امروز غرب را خسته کرده؛ این ناظر به همین زنان در میادین و درخشش آنان در میادین ورزشی بود و البته دفاع و حمایت ایشان از این عرصه همیشه بوده و ما آن را دیده‌ایم.
می‌خواهم بگویم بله، آن چیزی که می‌ماند، واقعیت است و این اتفاقاً امکان تضعیف آن روایت‌ها را می‌دهد. حالا کار رسانه این است که نشان دهد چه اتفاقی در حال وقوع است و در کنار نقدی که به جریانات فمینیستی داریم، برای اینکه ناروایت از حقوق زنان منتشر می‌کنند یا اکنون ساکت شده‌اند، ما تا جایی که می‌توانیم این واقعیت‌ها را نشان دهیم تا آن گزاره‌های وهمی در نتیجه نشان دادن این واقعیت‌ها، تضعیف شوند. بخشی از ماجرا به واسطه ورزشکاران محقق می‌شود، بخشی به واسطه ساختار جمهوری اسلامی و وزارت ورزش و جوانان و مدیران و برنامه‌ریزان و دست‌اندرکاران محقق می‌شود و بخشی نیز به ما روایت‌پردازان و رسانه‌ای‌های جریان انقلاب اسلامی و دلسوزان واقعی حوزه زنان بازمی‌گردد.
ما چطور می‌توانیم این روایت‌ها را از ناروایت‌ها جدا کنیم؟
با نشان دادن آن چیزی که دارد اتفاق می‌افتد، مثلاً من واقعاً در مقطعی که با خانم دکتر کاظمی‌پور گفت‌وگو داشتم، در ذهنم بود که این نکاتی که ایشان می‌گوید قابلیت تولید مستند را دارند، قابلیت تولید گزارش‌های مختلف رسانه‌ای، متن‌های مختلف و روایت‌های مختلف را دارند، زیرا ما داریم در میانه دو فضا حرکت می‌کنیم؛ یک جریان فمینیستی و جریان ضدانقلاب و ضد جمهوری اسلامی که دست‌به‌دست هم داده‌اند و با اهداف سیاسی دارند زن را ابزار می‌کنند و می‌زنند و دومی، جریان تحجر که می‌گوید ورزش زنان ارزشی ندارد و چرا باید ورزش کند؟ در این دوگانه، دو اراده قدرتمند وجود دارد که به هم دست داده‌اند و از این دو لبه قیچی دارند عبور می‌کنند. این دو اراده، اراده جمهوری اسلامی و اراده زنان ایرانی است. این‌ها به هم دست داده‌اند و خطر این دو لبه قیچی را دفع می‌کنند. ما باید بتوانیم این صحنه را درک کنیم و اراده این دو نیرو را بفهمیم؛ اراده جمهوری اسلامی و اراده زن ایرانی که در همدیگر ممزوج شده‌اند. زن ایرانی بدون جمهوری اسلامی نمی‌توانست این‌گونه بدرخشد؛ یعنی اگر جمهوری اسلامی با ساختارسازی‌اش و حجاب نبود، زن ایرانی وارد این عرصه‌ها نمی‌شد.
این را بر اساس تجربه پهلوی می‌گویم. درحالی‌که پهلوی زنان را با همان نگاه خاص فرهنگی که خودش داشت، دعوت به حضور در میادین و دانشگاه‌ها می‌کرد، اما زن ایرانی وارد نمی‌شد. اگر با همان دست‌فرمان پیش می‌رفتیم، امروز شاهد درخشش زنان نبودیم. اما این جمهوری اسلامی و اتفاقاً این حجاب است که حضور زن ایرانی را در عرصه ورزشی ملی و بین‌المللی ممکن می‌کند. ما نباید این را نادیده بگیریم و باید این را نشان بدهیم که از این دو لبه قیچی او دارد عبور می‌کند؛ لبه اول غرب و غرب‌زده‌ها و ضد جمهوری اسلامی و فمینیست که اینها همه در یک جبهه هستند و لبه دوم متحجران که نمی‌توانند بفهمند چه کاری در حال انجام است و معنای دفاع آقا از این صحنه چه بود.
اگر نکته‌ای باقی‌مانده که نپرسیدم یا پیشنهادی در این زمینه دارید، بفرمایید.
تنها نکته‌ای که دارم این است که باید تا می‌توانیم نور را روی این نقاط بیندازیم. مانند هایلایت یک صفحه است؛ هم برای ما معنا دارد و هم برای زن ایرانی امیدآفرین است؛ یعنی واقعاً مشاهده می‌کنیم وقتی موجی از قهرمانی و حمایت راه می‌افتد، زنان و دختران نقاط مختلف کشور به این فضا علاقه‌مند می‌شوند و می‌فهمند که من می‌توانم، من پتانسیلم شکوفا می‌شود و این امکان وجود دارد که پتانسیل من فعال شود؛ بنابراین خود نور انداختن روی این صحنه و روی یکی شدن این اراده، باعث امیدبخشی در میان زنان می‌شود. این امیدواری به آینده، امیدواری به اینکه ظرفیتم شکوفا می‌شود و امیدواری به اینکه چیزی هست که مرا متجلی و ظاهر و شکوفا می‌کند، خودش از مهم‌ترین عوامل کم‌رنگ و تضعیف‌کردن ناروایت‌هاست.


نظرات شما